تبليغاتX
تک تیرانداز وحشی
تقدیم به ارتشیان سرافراز
جستجو
ads
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
 
تانک:
تانک (از انگلیسی tank=مخزن) عرابه جنگی شنی‌دار و زره‌پوشی است که برای شلیک مستقیم به دشمن طرح شده است.

اولین بار در جنگ جهانی اول از تانک استفاده شد. در جریان ساختن اولین تانک برای مخفی‌کاری به کارگران تانک سازانگلیس گفته بودند که دارند مخزن (tank) آب متحرک برای جبهه می‌سازند و این نام پس از آن بر این وسیله ماند.

                          

مرکاوا (Merkava)

مرکاوا (Merkava) نوعی تانک جنگی است که توسط اسرائیل، به منظور تامین هر چه بیشتر امنیت جانی سرنشینان در شرایط سخت جنگی و در اصل برای کمک به ارتش اسرائیل ساخته شده است.
از آنجایی که موتور تانک در قسمت جلوی آن قرار دارد، در نتیجه جرم بیشتر تانک در این قسمت جمع شده و در شرایط بحرانی فرار از در پشتی تانک برای سرنشینان آسانتر می شود. مرکاوا سریع حرکت می کند، بسیار پر قدرت است و بدنه آن از نوعی فلز ضد ضربه کم نظیر ساخته شده است. مجموعه این خصوصیات Merkava را به یکی از ایمن ترین تانک های جهان برای سربازان تبدیل کرده است.
تاریخچه
در سال 1967 پس از جنگ شش روزه - جنگ "اعراب و اسرائیل" یا جنگ "ماه ژوئن" نیز نامیده می شود و درواقع نبرد اسرائیل با کشورهای عربی نظیر مصر، اردن، عراق و سوریه بود که طی آن اسرائیل موفق شد نوارغزه، شبه جزیره سینا در مصر، نواحی غربی اردن و فلات جولان در سوریه را به تصرف خود در آورد - و تحریم اسرائیل توسط کشور فرانسه، وزارت دفاع اسرائیل قراردادی مبنی بر همکاری و مشارکت با کشور انگلستان در ساخت نوعی تانک جنگی به نام چیفتن (Chieftain) را به امضاء رساند.
در سال 1969 با فشار کشور های عربی، انگلستان مجبور به لغو این قرارداد و کنار گذاشتن اسرائیل از این پروژه شد. این کار اسرائیل را متوجه این نکته کرد که به منظور تامین تسلیحات نظامی اش نمی تواند به کمک دیگر کشورها تکیه کند، در نتیجه با استفاده بهینه از نیروهای داخلی، مصصم به ساخت یک تانک جنگی که عملا یکی از مخرب ترین جنگ افزارهای نظامی به شمار می رود، شد.

Merkava Mk 1
برای اولین بار این تانک که مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بود، در ماه آوریل 1979 مورد بهره برداری قرار گرفت. در سال 1982 در جنگ لبنان آزمایش شد، ظاهرا سیستم ترمز تانک با مشکلاتی روبرو بود.

              

Merkava Mk 2
اشکالات Mk 1 در این مدل برطرف و بهسازی شد، از آن جمله اضافه شدن یک خمپاره 60 میلیمتری در داخل تانک بود. Mk 2 مجددا در تهاجم اسرائیل به لبنان و بیروت مورد استفاده قرار گرفت.

    

Merkava Mk 3
این مدل که در 1990 معرفی شد، مجهز به یک موتور با قدرتی معادل 1200 اسب بخار و یک اسلحه Smooth-Bore 120 میلیمتری بود.

        

Merkava Mk 3B
در سال 1995 عرضه شد، این تانک که Merkava Baz نیز نامیده شد، در سیستم شلیک و تهویه هوای داخل آن نسبت به مدل های قبل تغییراتی بوجود آمد و یک پکیج زرهی به نام Kasag به آن افزوده شد. در واقع Merkava 3 Baz Kasag یکی از امن ترین تانک های دنیا به شمار می رود.


Merkava Mk 4
آخرین مدل ساخته شده از تانک های Merkava است که از سال 2004 مورد استفاده قرار گرفته است، سیتم ایمنی اش کامل تر شده دقیق تر شلیک می کند.

            

Merkava نمی تواند در مقابل مین های زیرزمینی مقاومت کند. طی انتفاضه الاقصی سه عدد تانک مرکاوا توسط رزمندگان فلسطین در نوار غزه نابود شد و 7 سرباز اسرئیلی به هلاکت رسیدند.

در زد و خوردهای اخیر میان اسرائیل و لبنان (در سال 2006) نیز چندین تانک مرکاوا تخزیب شده و سرنشینان آنها زخمی شده یا به هلاکت رسیدند. مقامات اسرائیلی معتقد هستند که این عملیات و عملیات مشابه با کمک موشک های ضد تانک Metis-M ساخت کشور روسیه انجام شده است.

از سال 2005 تعداد ده هزار کارگر در 220 کارخانه ساخت تانک مرکاوا درکشور اسرائیل به کار گمارده شده اند. در همان سال درآمد دولت اسرائیل از صادر کردن تجهیزات و ابزار جانبی تانک مرکاوا رقمی بالغ بر 200 میلیون دلار بود. کارخانه های سازنده این تجهیزات در اسرائیل، در آمد حاصله از صادرات لوازم فوق الذکر را در سال 2007 معادل 400 میلیون دلار پیش بینی کرده اند

Posted by حامد کیانیان at 12:51 | Link To This Post ID 27 | Topic :
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
 
كشتي جنگي"ليتورال" (LCS)، نوع جديدي از خانواده شناورهاي سطحي در نيروي دريايي آمريكا به شمار مي‌رود.

به گزارش گروه سياست و امنيت دريايي سينا، "ال.سي‌.اس" نمونه‌اي از نسل آينده شناورهاي سطحي رزمي ايالات متحده تحت عنوان DDX است كه داراي قابليت مانور بسيار بالا و ساختاري شبكه‌اي، مركب است.

اين شناور به منظور انجام عمليات در آب هاي كم عمق طراحي شده و قادر است بر ضد تهديدات ساحلي و جنگ هاي "نامتقارن‌" مانند مين‌هاي دريايي‌، زير دريايي‌هاي ديزلي (با صداي كم)، قايق‌هاي تندرو و  قايق هاي حامل مواد منفجره  وارد عمل شود.
 
در ماه مه سال 2004 ميلادي، وزارت دفاع ايالات متحده و نيروي دريايي اين كشور اعلام كردند كه دو تيم جداگانه از دو شركت معروف‌، يعني" لاكهيد مارتين" و "جنرال ديناميكز" براي طراحي و ساخت نخستين نمونه از "فلايت O" يا اولين نسل از شناورهاي ‌ LCS انتخاب شده‌اند.
 
در دسامبر سال 2004 ميلادي شركت "لاكهيد مارتين" قرار داد ساخت اولين كشتي  LCS بنام "يو.اس.اس.فريدوم‌" را امضا كرد و عمليات ساخت آن را از ژوئن سال 2005  ميلادي و در كارخانه كشتي‌سازي "مارينتا مارين‌" در ايالت "ويسكانسين" آغاز كرد.

 براساس برنامه زمانبندي شده، كشتي در ماه سپتامبر2006ميلادي به آب انداخته خواهد شد و در سال 2007 ميلادي وارد خدمت مي‌شود.
 
بندر"سن ديه گو" درايالت كاليفرنيا به عنوان پايگاه اصلي اين شناورجديد در نظرگرفته شده است‌، همچنين قرار است شركت "لاكهيد مارتين" در سال 2008 ميلادي، ساخت سومين شناور از اين نوع يا "LCS3"را آغاز كند.

 شركت "جنرال ديناميكز" نيز در اكتبر سال 2005 ميلادي موفق به اخذ قرارداد ساخت دومين نمونه از شناور LCS به نام "يو.اس.اس.اينديپندنس‌" شد و كار ساخت اين كشتي را در ماه ژانويه 2006، در كارگاه كشتي‌سازي "آستال‌" واقع در شهر"موبايل" ايالت "آلاباما" آغازكرد.

 اين شركت چهارمين فروند از اين نوع شناور يا "LCS4" را نيز خواهد ساخت‌. قرار است اين دو شناور در سال‌هاي 2008 و 2009 ميلادي وارد خدمت نيروي دريايي ايالات متحده شوند. سفارش ساخت 9فروند شناور "فلايت 1" يا دومين نسل از شناورهاي  LCS براي سال‌هاي 2008 و 2009 ميلادي داده شده و اين كشتي‌ها طي سال‌هاي 2010 تا 2012 ميلادي به خدمت نيروي دريايي ايالات متحده در خواهند آمد.
 
تعداد نهايي كشتي‌هاي LCS هنوز تعيين نشده اما گمان مي‌رود تعداد آنها  بين 56 تا بيش از 60 فروند باشد.
 
تيم مجري شركت "لاكهيد مارتين" عبارتند از: كارخانه كشتي‌سازي "مارنيته مارين"، كارخانه كشتي‌سازي "بولينگر"، شركت معماران دريايي "گيبز و كوكس"، كارگاه هاي كشتي‌سازي" لزار" از اسپانيا و "بلوهم و واس".

اجرا كننده قرارداد ساخت LCS  كمپاني"جنرال ديناميكز" نيز شركت "بس ايرون ووركز" واقع در شهر" بس" در ايالت "مه ين" است‌.

اعضاي عمده تيم سازنده كشتي كمپاني" جنرال ديناميكز" عبارتند از: شركت "آستال يو اس آ"، " بي.اي.ايي.سيستمز"، دريايي "آپلايد فيزيكز كورپوريشن"، " سي اي ايي مارين سيستمز "، " نورت روپ گرومن الكترونيك سيستمز "، " جنرال ديناميكز آرمامنت اند تكنيكال پروداكترز"، " جنرال دينا ميكز الكترونيك بوت "، "جنرال دينا ميكز ادونسد انفورميشن سيستمز" و "جنرال ديناميكز كانادا".

در آوريل سال 2005، نيروي دريايي آمريكا قرارداد مطالعاتي را با شركت" لاكهيد مارتين" براي ايجاد تغييراتي در شناور  LCSامضاء كرد.

اين تغييرات به دليل فروش اين شناورها به نيروي دريايي اسراييل اجرا مي‌شود و تغييرات مورد نياز نيروي دريايي اسرائيل شامل سيستم پرتاب عمودي موشك هاي "باراك" است‌.
 
طرح كشتي جنگي ليتورال‌
هرچند طراحي ساخت شناورهاي  LCSكاملاً با هم متفاوت‌اند اما هر دو شناور كاملاً نيازهاي تكنيكي را برآورده مي‌كنند.
 در هر دو طرح دستيابي به سرعت بيش از 40 نات (8/74 كيلومتر) و برد بيش از 3500 مايل (5/5631 كيلومتر) مد نظر است.

شناور طراحي شده "لاكهيد مارتين" داراي سرعت بسيار بالا و  بدنه اي دو تكه است و طرح شركت "جنرال ديناميكز" با سه بدنه، بسيار مستحكم و متصل به هم است.

سازه‌هاي دريايي در هر دو طرح با تجهيزات و خدمه براي انجام ماموريت‌هاي LCS و ماموريت هاي ويژه سازگار است‌.

اگر چه برنامه به حركت درآوردن يك پرنده يا شناور در دو طرح  LCS با هم فرق دارد اما طرح هاي هر دو شركت قادر به پرتاب يا به حركت درآوردن‌، كنترل و بازيافت وسايل نقليه هوايي يا دريايي براي محدوده‌هاي زماني طولاني هستند، همچنين در هر دو طرح نگاه متفاوتي به گنجايش فضاي داخلي وجود دارد.
 
اين طرح ها شروعي است براي دستيابي به نسل دوم شناورهاي‌ LCSيا "فلايت 1" كه براساس تجربيات بدست آمده از برنامه" فلايت0" ساخته مي‌شود.

در هر دو طرح سرعت نهايي 74 تا 93 كيلومتر در ساعت – در صورت بيرون ماندن بخش عمده بدنه از آب- در نظر گرفته شده است‌.

در طرح شركت "لاكهيد مارتين" ارتفاع بخش داخلي بدنه كشتي بلند در نظر گرفته شده است درحاليكه  درطرح "جنرال ديناميكز" با جهش شناور به طرف بالا، از سطح زير آب بدنه كشتي كاسته مي‌شود. شكل بدنه كشتي در هر دو طرح تحولي اساسي پيدا كرده و تكامل يافته است‌.

توانايي‌ها و امكانات داخلي كشتي جنگي" ليتورال"‌
آبخور3 متري كشتي باعث شده تا اين كشتي قادر باشد در آب هاي بسيار كم عمق ساحلي نيز به عمليات بپردازد.

اين شناور داراي حداكثر 93 كيلومتر سرعت و 2 هزار و 778 كيلومتر برد در حالت حداكثر سرعت و 7 هزار و963 كيلومتر برد با حداقل سرعت 37 كيلومتر در ساعت است‌.

كشتي‌هاي  LCS همچنين داراي يك فروند هليكوپتر با سكوي فرود و آشيانه ويژه است‌.
هليكوپتر و يك فروند پرنده بدون سرنشين مي‌توانند از اين سكوي شناور براي پرواز يا فرود استفاده كنند. اين وسايل پرنده در شرايط طبقه‌بندي شده شماره 5 دريا (در حالتي كه سرعت باد در حدود 50 كيلومتر و ميانگين بلندي امواج بين 2 تا 3 متر باشد) قادر به برخاستن از كشتي  LCS هستند.

اين كشتي توانايي استفاده از قايق‌هاي كوچك‌، مانند قايق‌هاي سريع‌السير 12متري در شرايط شماره 4 دريا (كه ارتفاع امواج بيش از 5/1 متر و سرعت باد در حدود 40 كيلومتر باشد) را دارد.

كشتي‌ LCS بين 15 تا 50 نفر خدمه دارد و وسايل يك سفر يا ماموريت دريايي 21 روزه را با خود حمل مي‌كند. ماموريت تعدادي از خدمه كشتي انجام عمليات ويژه است.

 يكي از توانايي‌هاي مهم  LCS استفاده از هواپيما و قايق‌هاي بدون سرنشين مجهز به رادار، دوربين مادون قرمز و دوربين ويدئويي (مانند شناور سطحي بدون سرنشين" اسپارتان") براي عمليات شناسايي است.

سامانه‌هاي عملياتي شناور جنگي ليتورال
‌ سامانه‌هاي عملياتي در كشتي‌هاي "ليتورال" قابليت تعويض پس از يك دوره 24 ساعته كاري را دارند.

شركت "نورث روپ گرومن" براي طرح خود مجموعه‌ هماهنگ و يكپارچه‌اي از سامانه‌هاي عملياتي را برگزيده است كه عبارتند از: سيستم‌هاي مين پخش كني و جمع‌آوري آن (MIW)، تسليحات ضد زيردريايي (ASW) و تسليحات ضد سطحي (SUW).

احتمالاً بخشي از سامانه‌هاي عملياتي در محفظه‌هاي نگاه دارنده استاندارد نگهداري شده و بخشي از آنها در پالت‌هاي ويژه به شناورها منتقل مي‌شوند.

 سامانه‌هاي عملياتي مذكور به شبكه‌اي از سيستم هاي شناور متصل بوده و با ديگر سامانه‌هاي مشابه در ديگر كشتي‌هاي سطحي و هواپيماها در ارتباط خواهند بود.

سامانه ضد زير دريايي كشتي "ليتورال" عبارت است از:
سيستم شكار مين كنترل از راه دور AN/WD-1 ، مجموعه دستگاه سونار رديابي مين از نوع AN/AQS=20A ، سيستم مين‌روبي سطحي از نوع هوابرد (محمول هليكوپتر)، سيستم مين يابي ليزري هوابرد و سيستم هوابرد خنثي‌سازي مين‌.
سامانه ضد زير دريايي در برگيرنده سيستم پيشرفته آرايش نظامي (ADS) ساخت يكي از شركت هاي "لاكهيد مارتين" است.

 ADS يك سيستم شناسايي پژواك شناختي سريع آرايش سطحي محسوب مي‌شود. سامانه ضد زير دريايي LCS همچنين شامل يك سيستم چند منظوره سطحي قابل كشش به وسيله شناور در آب و يك سيستم كنترل از راه دور قابل كشش در آب بوسيله هليكوپتر  MH-60R يا شناورهاي سطحي بدون سرنشين است.
 
سامانه ضد سطحي كشتي "ليتورال" شامل يك توپ 30 ميليمتري و يك سيستم موشك انداز است‌.
 
بدنه سه قسمتي "جنرال ديناميكز"
 بدنه و بخش سه قسمتي خدمه بوسيله تيم طراحي شركت "جنرال ديناميكز" پيشنهاد شد.

طول‌بدنه‌ 8/127متر، عرض آن4/28 متر و ظرفيت جابجايي شناور 2 هزار و 637تن است‌. بدنه مذكور براساس طرح شركت "آستال" براي قايق‌هاي مسافري فري "بنچيجيگوااكسپرس پسنجرز" ساخته خواهد شد.
 
سيستم ديده‌باني دريايي مادون قرمز بر روي پل فرماندهي كشتي تعبيه شده و توپ اصلي 57 ميليمتري "بوفورز" برروي آن قرار دارد. همچنين پرتاب كننده موشك‌هاي گردان هوايي يا (RAM) بر روي جايگاه ويژه پشت آشيانه هليكوپتر نصب شده و تيربارهاي كاليبر50 در سمت چپ و راست كشتي و در دو طرف آشيانه هليكوپتر قرار دارند.

 سيستم‌هاي فريب دهنده رادار دشمن شامل سه پرتاب كننده  RBOCـ  SUPER و دو پرتاب كننده "نولكا ديكوي" است‌.

سيستم ضد عمل الكترونيك كشتي هم در بر گيرنده رادار تاكتيكي پشتيباني عمل الكترونيك (ESM) از نوع ES3601 ساخت گروه صنعتي EDO است.

سونار و قريب دهنده كششي نيز از قسمت پشتي كشتي به آب انداخته مي‌شوند. "نورت روپ گرومن الكترونيك سيستمز" سامانه يكپارچه اداره نبرد (ICMS) و شركت‌هاي "بي اي ايي‌" سيستم كنترل خودكار كشتي را تهيه خواهند كرد. دكل اصلي كشتي نيز حامل سيستم‌هاي ارتباطي  Link16 ـ Link1 ـ CEC و رادار دريايي جيراف ساخت شركت "اريكسون" خواهد بود.

شناور  LCS ساخت" لاكهيد مارتين"‌
بدنه پيشرفته شركت "لاكهيد مارتين" براساس فناوري‌هاي عرضه شده يك كارخانه كشتي‌سازي ايتاليايي بنام "فين كانتيري‌" ساخته مي‌شود.

اين فناوري در شناورهاي بازرگاني هزار تني تندرو و شناورهاي 3 هزارتني كلاس" ژوپيتر"  استفاده مي‌شود.

كشتي ساخت "لاكهيد مارتين" داراي يك سالن فولادي با سازه‌هاي ويژه آلومينيومي خواهد بود. نيروي اين شناور بوسيله دو موتور 36 مگاواتي "رولزرويس" MT30 مجهز به توربين‌هاي گازي تامين مي‌شود.

همچنين دو موتور ديزل ساخت‌ "فيربنكس مورس" چهار موتور بزرگ آبي ساخت "رولزرويس" را به حركت در مي‌آورند.
 
چهار ژنراتور ديزل نوع V1708 ساخت شركت "ايزوتا فراسچيني" با هدف تامين نيروي اضافي در اين كشتي تعبيه شده‌ و حداكثر سرعت كشتي 34/83 كيلومتر خواهد بود. طول بدنه شناور 5/115 متر، عرض آن 1/13 متر و آبخوركشتي 7/3 متر است‌.

 LCS1و  LCS3 به توپ دريايي 57 ميليمتري مارك 110 ساخت "سيستمز" مجهز خواهند شد. سيستم اداره نبرد اين شناورها ساخت" لاكهيد مارتين" و از نوع  COMBATSS-21 است‌.

اين كشتي‌ها همچنين مجهز به رادار باند C بنام TRS-3D ـ EADS  براي شناسايي هوايي و سطحي و يك سيستم شليك كننده و فريب دهنده‌ رادارهاي دشمن از نوع (SKWS) ساخت يك شركت دانماركي است‌.

Posted by حامد کیانیان at 12:39 | Link To This Post ID 26 | Topic :
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385

راکت انداز 122 میلیمتری 40 لول  9k51 با نام گذاری ناتو با نام BM-21 گراد ( این سلاح را کاتیوشا نیز

 می نامند ) یک راکت زمین به زمین غیر هدایت شونده پر آوازه و مشهور ساخت روسیه است. این سلاح

 کارامد که برای اولین بار در سال 1964 عملیاتی شده است امروزه به طور گسترده در بیش از 50 کشور

 جهان استفاده و همچنان تولید می شود. این سلاح با عملکرد خوب خود باعث توسعه نمونه های مشابه خود در

 سراسر جهان شد. کاتیوشا را باید سلاحی مشابه توپ ولی با حجم آتش بسیار ، قدرت تخریب چند برابر ولی با

 برد کمتر و دقت آتش کمتر دانست. کاتیوشا و سلاح های مشابه آن تعریف جدیدی از پشتیبانی نیروهای زمینی

 در کنار توپخانه ارائه دادند.

 

 

                     آرایش راکت انداز های کاتیوشا نیروی زمینی ارتش در مانور پیروان ولایت

 

لانچر راکت انداز این سلاح بر روی یک دستگاه خودروی دو محوره 6×6  Ural-375D سوار می باشد و

برای همین دارای تحرک بسیاری در هنگام جنگ می باشد. این سلاح را تنها می توان در هنگامی که کامیون

ایستاده است شلیک کرد و کابین راننده دارای صفحات محافظ برای محافظت در مقابل آتش خروجی راکت می

 باشد. در صورت لزوم برای حفظ تعادل خودرو می توان از دو جک تثبیت کننده در هنگام آتش استفاده کرد.

 سرعت حرکت کامیون در جاده حدود 75 کیلومتر در ساعت است. راکت برای روشن شدن خرج پروازش

 نیاز به یک مولد برق دارد ، از این رو خودروی حامل دارای یک مولد برق است که با سیم به لانچر راکت ها

 وصل می شود و می تواند در عرض6 ثانیه تمامی راکت ها را روشن کرده و در عرض 5 دقیقه دوباره

 شارژ شود. این مولد برق می تواند تمامی راکت ها را یکجا روشن کند یا با فاصله 5/. ثانیه راکت ها را یکی

 پس از دیگری روشن و شلیک کند. خدمه این سیستم 5 نفر می باشد و می توانند پس از شلیک در عرض 8

دقیقه دوباره لانچر را بارگیری و آماده شلیک کنند. راکت ها دارای بالچه های تاشو هستند که پس از شلیک و

 خارج شدن از لوله باز می شوند و باعث تثبیت حرکت راکت می شوند.

 

              

                          راکت انداز ۱۲۲ میلیمتری نمونه ساخته شده در چین

 

برد این سلاح در مدل های مختلف ساخت کشورهای مختلف و با راکت های مختلف ، فرق می کند. مدل

استاندارد ساخت روسیه ، می تواند اهدافی از 375 متری تا 16 کیلومتری هدف قرار دهد. برخی نمونه های

 دیگر این سلاح می توانند اهدافی تا 36 کیلومتری را نیز مورد هدف قرار دهند. گرچه می توان این راکت ها

 را به صورت مستقیم به سمت هدف شلیک کرد ولی به طور معمول آن ها را به صورت بالستیک (منحنی)

 شلیک می کنند. لانچر پرتاب که 9p132 نام دارد می تواند 40 راکت خود را در عرض 20 ثانیه شلیک

کند. لانچر قابلیت حرکت در پشت شاسی را دارد و می تواند در چپ تا 102 درجه ، راست 72 درجه و تا

55 درجه بالا یا پایین حرکت کند. همچنین راکت ها قادرند انواع سرجنگی های انفجاری ، خوشه ای ،

ضدتانک و حتی شیمیایی را با خود حمل کنند.

بعد ها راکت انداز های مختلفی بر اساس طرح BM-21 ساخته شدند که دارای کالیبر بزرگتر و سرجنگی های

 قوی تر بودند.

 

     

                            شلیک کاتیوشا در خط مقدم نبرد حق علیه باطل

 

نظامیان کشورمان نیز در زمان جنگ با عراق طعم تلخ این سلاح را که به طور گسترده توسط ارتش عراق به

 کار می رفت را چشیدند. البته از همان ابتدای جنگ با به غنیمت گرفتن تعداد زیادی از این سلاح و سلاح های

 خریده شده قبلی ، نیروهای ما نیز کم و بیش از این سلاح استفاده می کردند. با پایان جنگ تحمیلی متخصصان

 صنایع دفاعی کشورمان نیز دست به توسعه نمونه بومی این سلاح زدند. امروزه تمامی اجزای کاتیوشا از

 لانچر پرتاب گرفته تا راکت به روش مهندسی معکوس در ایران تولید می شود. طی چند سال گذشته وزارت

دفاع نمونه های دور برد تر و و قدرتمندتر این سلاح را توسعه داد که با نام فجر شناخنه می شود. راکت انداز

 فجر3 با لانچر دوازده لول و برد 40 کیلومتر و فجر5 با لانچر 4 لول و برد 70 کیلومتر ، از جمله سلاح

 هایی هستند که بر پایه کاتیوشا در ایران توسعه پیدا کرده و ساخته شده اند.

 

        

                                       رژه راکت انداز های کاتیوشا در روز ارتش

 

              

                          راکت انداز ۱۲۲ میلیمتری نمونه ساخته شده در لهستان

 

Posted by حامد کیانیان at 12:12 | Link To This Post ID 25 | Topic :
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
 

آرو، یک سیستم ضد موشکهای بالستیک است که برای اولین به تاریخ 7 نوامبر 2002 بار در پایگاه هوایی Palmachim (پايگاهي هوايي در اسرائیل) به نمایش عموم گذاشته شد. این موشک هنوز در یک کارزار واقعی مورد آزمایش قرار نگرفته است هرچند پس از شلیک 40 فروند موشک Scud-C عراقی در جریان نبرد خلیج فارس به سال 1991 به سمت اسرائیل، انگیزه ی ساخت چنین سیستم دفاعی‏ايي به وجود آمد.

7 نوامبر 2002 – پایگاه Palmachim – اولین نمایش عمومی سیستم Arrow

سیستم دفاع ضدموشکهای بالستیکی آرو2 (Arrow-2) توسط شرکت MLM وابسته به صنایع هوا- فضای اسرائیل (IAI) یا (Israel Aircraft Industries) طراحی شده است و اکنون در سازمان نیروهای دفاعی اسرائیل به صورت عملیاتی درآمده است.
این سیستم در اسرائیل با نام دیگر هما (Homa = پرنده‏ی افسانه‏ای) یا در ايالات متحده به نام Fence (سپر دفاعی) نیز شناخته می شود. لانچرهای آرو اکنون در دو نقطه‏ی اسرائیل به حال آماده باش کامل جهت شلیک قرار دارند: یکی در نزدیکی تل آویو و دیگری در جنوب حیفا. اولین مجموعه‏ی لانچر آرو در سال 2000 عملیاتی شده است.

فاز تحقیقاتی و توسعه ی این برنامه، به سال 1998 آغاز شد. هرچند خیلی پیشتر از آن، سازمان دفاع استراتژیک ایالات متحده، قراردادی برای تولید مشترک یک سیستم ضدموشک بالستیک (ATBM) به نام Chetz-1 (کلمه ی Chetz-1 در زبان عبری، همان معنای Arrow-1 را می‏دهد) با شاخه‏ی الکترونیک صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) منعقد ساخته بود.
به دنبال تکمیل و انجام موفقیت آمیز طرح، این سیستم به صورت انبوه تولید شد و به مرور توسعه و بهبود یافت. هر موشک Arrow-1 حدود 2000 کیلوگرم وزن دارد. ولی موشك بهسازي شده‏ي Arrow-2 وزنی برابر 1300 کیلوگرم را داراست. آرو2 برای اولین بار در سال 1995 مورد آزمایش قرار گرفت.
سيستم آرو2 با موفقيت كامل اكنون در اختيار نيروي دفاعي اسرائيل است. موشكهاي TM-91 متعلق به سيستم آرو، مي‏توانند اهدافي را در فواصل بين 60 تا 100 كيلومتري را كشف و منهدم نمايند. همچنين توسعه و بهسازي سيستم آرو با همكاري مشترك اسرائيل و ايالات متحده همواره و به صورت دائم در حال انجام است.
در فوريه 2003، IAI (صنايع هوافضاي اسرائيل) قراردادي را با شركت بوئينگ منعقد كرد. طبق اين قرارداد شركت بوئينگ متعهد مي شد اجزاي الكترونيكي حساس سيستم آرو را در ايالات متحده توليد كند. بوئينگ همچنين متعهد شد تا حدود 50 درصد قطعات و اجزاي موشك را در ايالات متحده توليد نمايد.
شركت بوئينگ اجزاي گوناگوني از سيستم موشك را توليد خواهد كرد. بدين جهت همزمان از همكاري 150 كمپاني آمريكايي نيز جهت توليد نهايي موشك بهره خواهد گرفت. IAI نيز عهده‏دار شد تا مونتاژ و جمع‏آوري نهايي قطعات منفصله‏ي موشكهاي ارسال از سوي ايالات متحده را انجام دهد.
هر مجموعه از سيستم موشكي آرو، شامل 4 يا 8 لانچر (پرتابگر) موشك است هر لانچر نيز شامل شش فروند موشك آماده‏ي شليك است.

مجموعه‏ي Arrow شامل بخش‏ها و ادوات زير است:
يك كاميون حمل كننده‏ لانچرهاي موشك موسوم به Hazelnut Tree Launch Control Center، (فندق)
يك كاميون حمل كننده‏ي ادوات مخابراتي Communications Center ،
يك كاميون حمل كننده‏ي سيستم كنترل آتش موسوم به Citron Tree Fire Control Center، (لیمو)
و سيستم رادار متحرك موسوم به Mobile Green Pine Radar System (کاج سبز)

Hazelnut Tree Launch Control Center

پروژه‏ي TMD
اسرائيل برنامه‏ي كار بر روي سيستم دفاع ضدموشكهاي بالستيك موسوم به TMD يا (Theater Missile Defense) را در سال 1986 آغاز كرد. اين برنامه با كد MOU نیز شناخته مي‏شد. (Memorandum Of Understanding) يعني «يادداشت هوشمند» كه با همكاري ايالات متحده آغاز شد.
تهديد موشكهاي بالستيك در اواسط دهه‏ي 1980، به يك خطر جدي در منطقه مبدل شده بود و هنگامي كه موشكهاي بالستيك عراقي (Scud-C) در جريان جنگ 1991 خليج فارس مورد استفاده قرار گرفتند، زنگ خطر دست‏يابي منطقه به تكنولوژي موشكهاي بالستيك به صدا درآمد.
به علت عدم دسترسي اسرائيل به تكنولوژي ایجاد دفاع ضدموشكي، ايالات متحده، قراردادی را جهت پشتیبانی مالی و فنی در جهت تولید و بومی سازی آن در سال 1998 با اسرئیل منعقد ساخت.
به سال 1998، ایالات متحده و اسرائیل، فاز سوم توسعه‏ی موشکهای ضدبالستیک آرو را آغاز کردند. اولین تست موشک آرو بهبود یافته‏ی جدید، به تاریخ 8 سپتامبر 1999 انجام شد.
آور2 که نامزد یک سیستم رهگیر هوایی دوربرد برای دفاع ضدموشکی اسرائیل شده بود، اینک تمام نیازهای اسرائیل را برای رهگیری و پدافند هوایی و حفاظت از مراکز نظامی و مناطق پرجمعیت غیرنظامی تامین می‏کند. تکنولوژی‏ایی که از طرف ایالات متحده برای مقابله با موشکهای پیشرفته بالستیک جدید که وجودشان در سازمان دفاع موشکی ایالات متحده به اثبات رسیده است (نظیر نودونگ و شهاب)، همواره پشتیبانی خواهد شد و نیازهای جدید اسرائیل را با انجام بهسازی تامین خواهد کرد. بدین جهت همواره شاهد به روزآوري و رفع نواقص و عیوب احتمالی این سیستم از طرف کمپانی معظم بوئینگ خواهیم بود.
موشک آرو2 ، حاصل یک همکاری بین المللی مرتبط با اسرائیل بود؛ یک رهگیر بسیار دوربرد که تکنولوژی ساخت آن، توسط ایالات متحده تقدیم شد. اطلاعات مرگ آور (براي هدف)، توسط یک سیستم هدفياب تصویری پیشرفته تکمیل شده است كه هم براي دفاع زميني و هم براي استفاده در نيروي دريايي قابل استفاده است. اين اطلاعات به تفكيك عبارتند از: سرعت، شتاب و فشار ديناميكي هدف مورد نظر (موشك بالستيك) به همراه پشتيباني فني و همكاري ايالات متحده براساس سيستم TMD، براي توسعه و رفع اشكال و به روزآوري هر چيزي كه در آينده براي سپر دفاع موشكي مورد نياز باشد.
سيستم مركزي كنترل آتش (Citron)، توسط صنايع الكترونيك TADIRAN (شركتي در اسرائيل) ساخته شده است. وظيفه‏ي Citron رهگيري و هدايت موشك شليك شده‏‎ي آرو2 مي‏باشد. اين سيستم سپس شركت MLM (شركتي وابسته به صنايع هواپيماي سازي اسرائيل)، توسعه و بهبود يافته است. كل سيستم ضدموشك آرو به نام هما ناميده مي‏شود.
نقطه‏ي تلاقي سعي و تلاش مهندسان اسرائيلي، برداشتن يك گام چشمگير رو به جلو بود كه در تابستان سال 1995 با آزمايش اولين سري جديد آرو يعني Arrow2 به سرانجام رسيد. يك سال قبل از آن، آزمايش موشك Arrow1 در اسرائيل، باموفقيت تمام، توانسته بود هدف مورد نظر خود را رهگيري و در آسمان منهدم نمايد.
تستهاي پروازي موشك آرو2 همچنان ادامه دارد. در 14 سپتامبر 1998، يك آزمايش موفقيت‎آميز ديگر نيز انجام شد. به تاريخ 1 نوامبر 1999، همچنين آزمايش موفقيت‏آميز ديگري نيز توسط نيروي هوايي اسرائيل براي اثبات توانايي Arrow انجام شد تا سرانجام به تاريخ 14 مارس 2000، اولين سري از مجموعة سيستم ضدموشكي آرو در سازمان دفاعي اسرائيل، رسمن وارد خدمت شدند.
سيستم آرو همزمان مي‏تواند 14 موشك زمين به زمين را كه از جهت‏هاي مختلف مي‏آيند شناسايي و منهدم نمايد. (يعني سيستم كنترل آتش هر مجموعه‏ي آرو، 14 موشك را به 14 هدف شليك مي‏كند و همزمان مي‏تواند اين 14 فروند را به سمت اهداف هدايت نمايد)
اولين آزمايش در جهت شناسايي و انهدام اهداف گوناگون كه از جهات مختلف مي‏آيند، در ژانويه 2003 انجام شد. در اين آزمايش هفت موشك زمين به زمين شليك شد كه شش فروند از آنها با موفقيت در آسمان منهدم گشتند.
هزينه مالي پيشرفت و توسعه‏ي سيستم، مشتركن توسط ايالات متحده و اسرائيل تامين شده است. از سال 1998 تاكنون، ايالات متحده اعتباري به مبلغ 628 ميليون دلار را در جهت تحقيق، توسعه و پيشرفت برنامه‏ي آرو از محل بودجه‏ي نظامي خودش به اسرائيل اهداء كرده است. هنگامي كه برنامه‏ي آرو به طور كامل تحقق يابد، اسرائيل متعهد شده است كه 60 درصد هزينه‏ها را بپردازد. كل پروژه به مبلغ حدود 1 ميليارد دلار تخمين زده مي‏شود.
دو مجموعه از سيستم ضدموشك آرو، تاكنون عملياتي شده‏اند، يكي در پايگاه Palmachim به منظور ايجاد پوشش پدافندي بر روي تل‏آويو و ديگري در نزديكي شهر Hadera (حيفا) نصب شده‏اند. سومين مجموعه نيز در حال توليد است.

سيستم ضدموشك Arrow2
موشك دو مرحله‏اي آرو، به بوستركمكي سوخت جامد جهت تقويت موتور اصلي موشك مجهز شده است.
در مرحله‏ي اول، موشك يك پرواز عمودي انجام مي‏دهد تا به نقطه‏ي مناسب جهت پرواز منحني برسد، سپس در مرحله‏ي دوم، موشك مسير خود را تا رسيدن به هدف با سرعت 9 ماخ يا 5/2 كيلومتر بر ثانيه طي مي‏كند.
سيستم كنترل بردار رانش و هدايت موشك (نسبت به آرو1) هم در موتور اصلي موشك و هم در راكت كمكي، تقويت شده است.
در هنگام فعال شدن راكت مرحله‏ي دوم، راكت مرحله‎‏ي اول از بدنه‏ي اصلي موشك جدا مي‏شود.
ضدموشك آرو هنگامي شليك مي‏شود كه هنوز موشك بالستيك شليك شده به محدوده‏ي تهديدآميز و خطرناك نزديك نشده است و نقطه‏ي رهگيري موشك بالستيك كاملن براي رادار ضدموشك آرو، شناسايي و كشف شده است. اگر براي يك هدف، بيش از يك داده از مختصاتش به سيستم آرو ارسال شود، كامپيوتر مركزي با انجام محاسبات، محل رهگيري را با دقت بسيار زياد محاسبه كرده و موشك را به سمت نقطه‏ي تخميني هدايت مي‏كند.
قسمت مرگ‏آور موشك آرو كه شامل سرجنگي، فيوز انفجاري و سيستم هدف ياب نهايي راداري مي‏باشد به چهار بالچه‏ي كوچك آئروديناميكي شكل مجهز شده است. وظيفه‏ي اصلي اين بالچه‏ها، ايجاد قابليت ديناميكي براي آرو  براي رهگيري موشكهايي است كه در ارتفاع پائين حركت مي‏كنند.
سرجنگي به شدت پرقدرت آرو، هنگام انفجار به قطعات و تركش‏هاي مرگ‏آوري تقسيم مي‏شود. اين مجموعه‏ي انفجاري نيز ساخت شركت رافال (Rafael) اسرائيل است و هنگام انفجار، تا شعاع 50 متري، هر پرنده‏اي را فورن ساقط مي‏كند.
سيستم هدفياب موشك آرو، داراي دو سيستم موازي مي‏باشد. يك سيستم از نوع جستجوي حرارتي (Infrared) و ديگري جستجوي راداري فعال (Active Radar) مي‏باشد. سيستم جستجوي حرارتي به حرارت زياد خروجي موشكهاي بالستيك حساس است و سيستم راداري فعال كه معمولن جهت رهگيري دقيق موشكهايي به كار مي‏روند كه در ارتفاع پائين پرواز مي‏كنند (مانند موشك كرم ابريشم)
در كانون جستجوگر حرارتي نيز از سنگ معدني اينديوم (Indium) به عنوان آنتن استفاده شده است. جستجوگر حرارتي ساخت كارخانه‏ي Raytheon است. (شركت Amber Engineering سابق)
سيستم آرو قادر است اهداف هوايي را در ارتفاع بين 10 تا 50 كيلومتر و فاصله‏ي 90 كيلومتري، به طور بسيار دقيق ساقط كند.

جزئيات سيستم و شرايط

قدرت و تاثيرگذاري
* ايجاد پوشش دفاعي در منطقه‏اي وسيع با سيستمي مستقل.
* سيستم بسيار انعطاف پذير جهت مقابله با انواع موشكهاي بالستيك.
* قابليت رهگيري و نابودسازي موشكهاي بالستيك چند كلاهكي.
* قابليت رهگيري موشكهايي كه در ارتفاع پائين پرواز مي‏كنند.
* رهگير زودهنگام، شناسايي دقيق مختصات پروازي موشك بالستيك و اصابت بسيار دقيق به هدف.
* توليد شده با قطعات انعطاف پذير گوناگون (Modular) كه به راحتي قابليت تغيير و انعطاف با مشكلات احتمالي را دارند.
* طراحي سيستم باز (Open architecture) كه به تبادل اطلاعات با ساير سيستم هاي پدافند هوايي مي‏پردازد.

قابليت انعطاف و سازگاري
* طراحي باز سيستم كه امكان همكاري و رد و بدل اطلاعات با ساير انواع پدافندهاي هوايي نظير هاوك يا پاتريوت را مي‏دهد.
* سيستم از قطعات مجزايي تشكيل شده است كه امكان توسعه و رفع عيوب را آسان مي‏سازد.
* انعطاف پذيري سيستم مديريت تسليحات.
* سيستم تمام اتوماتيك مديريت آتش.

سيستم رادار بسيار قدرتمند آرو2 مي‏تواند اهداف هوايي و موشكهاي زمين به زمين شليك شده را از فاصلة 500 كيلومتري شناسايي و رهگيري كند و در فاصله‏ي بين 50 تا 90 كيلومتري به سمت آنها شليك كند. (البته اين فاصله در سيستم آرو1 حدود 16 تا 48 كيلومتر بود.)
در قسمت سرجنگي موشك آرو (Warhead)، از يك هدفياب و هدايت كننده‏ي نهايي جهت افزايش دقت اصابت استفاده شده است كه به آرو امكان مي‏دهد موشكهاي زمين به زمين را در ارتفاع‏هاي بسيار متفاوت از 10 تا 50 كيلومتر در حالي كه 9 برابر سرعت صوت به سمت هدف مي‏رود، با موفقيت ساقط كند. ضمن اينكه لازم نيست آرو به موشك زمين به زمين برخورد كند بلكه تنها انفجار سرجنگي به شدت انفجاري آن در محدوده‏اي به شعاع 40 تا 50 متري، هر موشك زمين به زميني را نابود مي‏كند.
هر سيستم رادار موشك آرو، همزمان مي‏تواند 14 فروند موشك زمين به زمين را با موفقيت رهگيري كرده و به سمت آنها شليك كند.

اجزاء تشكيل دهنده

* رادار هدفياب دوربرد Green Pine (كاج سبز)
سيستم رادار پيش اخطار بسيار دوربرد و رادار كنترل آتش «گرين پاين»، ساخت شركت التاي اسرائيل است. (Elta)
اين رادار قدرتمند اهداف را به راحتي از فاصله‏ي 500 كيلومتري شناسايي و رهگيري مي‏كند. اين شناسايي به راحتي شامل اهدافي مي‏‎شود كه سرعتي بيش از 3000 متر در ثانيه دارند.

رادار Green Pine

اين رادار با نام EL/M2090 در فركانس L-Band كار مي‏كند. سيستم كامپيوتري پيچيده‏ي اين رادار بر خلاف سيستم دودويي (Binary) از سيستم دهدهي (Decades) استفاده مي‏‎كند. اين امر، كمك بسياري به سيستم پيش‏‎اخطار شناسايي اهداف هوايي مي‏كند.
صنايع الكترونيك التا (Elta) كمكهاي فراواني به گروه صنايع هواپيمايي اسرائيل (IAI) در طراحي و پياده‏‎سازي رادار و سيستم كنترل آتش «گرين پاين» نمود.
يك تريلي مخصوص، سيستم رادار شامل قسمت الكترونيكي EM/M-2090 و آنتن مخصوص را حمل مي‏كند. در اين مجموعه يك سيستم خنك كننده‏ي سيستم‏هاي الكترونيكي و يك مولد برق AC (ژنراتور) تعبيه شده است.
گرين پاين يك جستجوگر الكترونيكي پيشرفته جهت شناسايي دقيق اجسام دارد. اطلاعات بدست آمده مي‏تواند سرعت، ارتفاع و شتاب هدف رهگيري شده باشد. رادار در باند L (L-Band) و فركانس بين 500 تا 1000 مگاهرتز كار مي‏كند. اين رادار در قسمت «توليد پارازيت رادار» شركت التا طراحي و ساخته شده است. اين رادار قدرتمند با دقت 4 متر، مي‏‎تواند ضدموشك آرو را به سمت هدف رهنمون كند.
اين رادار شامل جزئيات زير است:
* فاز عمليات: L-Band
* عملگر دو حالته – سيستم پيش اخطار و كنترل آتش
* هدفياب بسيار دوربرد با برد صدها كيلومتر
* شناسايي و رهگيري همزمان 14 موشك زمين به زمين بالستيك
* قابليت تميز دادن بين موشك بالستيك، هواپيما يا ساير انواع موشكها
* قابليت خنثا سازي سيستم ضدعمل الكترونيك (ECCM)
* قابليت حمل و نقل آسان

گرین پاین در هندوستان
هندوستان دو دستگاه رادار «گرين پاين» جهت سيستم پدافند هوايي و شناسايي موشكهاي زمين به زمين سفارش داده است كه اولين سيستم در سال 2001 تحويل هندوستان شده است. اين رادار دوربرد، اكنون در هند به صورت عملياتي در آمده و استفاده مي‏شود.
سيستم راداري كه براي ضدموشك آرو ساخته شده بود، اكنون به عنوان يك رادار چندكاره‏ي دوربرد، با قابليت حمل و نقل آسان، جهت شناسايي انواع موشكهاي زمين به زمين و ساير اهداف هوايي كاربرد دارد.
رادار گرين پاين، يك وسيله دفاعي استراتژيك و بسيار ارزشمند در مرز پرتنش بين هند و پاكستان محسوب مي‎شود.
بنا به گفته‎ي وزير دفاع هند، «اين رادار به راحتي توانسته است تمام مراكز مهم نظامي پاكستان بين اسلام‏آباد تا مرز بين دو كشور را كاملن زير نظر بگيرد. همچنين اين رادار در جهت تحت نظر قرار دادن مراكز اتمي پاكستان و شناسايي سايتهاي موشكي اين كشور، كمك بسياري به هند كرده است.»

پرتاب كننده‎ي آرو2

جزئيات پرتابگر (لانچر)
* پرتاب اوليه به صورت افقي
* پرتاب به سمت جهت‏هاي مختلف
* هر لانچر شامل 6 محفظه‏ي نگهدارنده‏ي موشك
* سيستم عيب ياب جهت استفاده‏ي بهينه از سيستم
* زمان پرتاب كم
* قابل حمل و نقل

طراحي و ساخته شده توسط شركت MLM (وابسته به صنايع هواپمايي اسرائيل)

لانچر به صورت رابطي بين سيستم كنترل آتش FCC يا (Fire Control Center) عمل مي‏كند. لانچرها اطلاعات لازم را از FCC دريافت كرده، سپس موشكهاي را شليك مي‏كنند.

جزئيات مرکز کنترل پرتابگر (LCC) يا (Launch Control Center)
* مديريت كدبندي تمام اتوماتيك
* سيستم عيب ياب كامل مجموعه
* اتصال به صورت راديويي به ساير اجزاي سيستم
* قابلیت عیب یابی موشکها
* درجه ی اعتماد بالا؛ (سوئیچ های چندگانه ایمنی جهت جلوگیری از شلیک اشتباه موشک)

مجموعهء کنترل آتش (Citron Tree Fire Control Center) یا FCC
شرکت اسرائیلی TADIRAN اولین پیمانکار جهت طراحی و تولید سیستم کنترل موسوم به Citron آتش بود. این سیستم که بر روی یک کشنده (کامیون) سوار می شود، وظیفه اش پیاده سازی و انتقال اطلاعات کسب شده توسط رادار آرو و همچنین سایر اطلاعاتی است که به موازات این رادار به سیستم می رسند. (ممکن است اطلاعاتی از موشکهای دشمن توسط رادار هاوک یا پاتریوت دریافت شود و این اطلاعات به موازات اطلاعات کسب شده توسط رادار آرو توسط سیستم کنترل آتش یکپارچه سازی می شوند)
حال این سیگنالهای رسیده در FCC به وسیله ی پردازشگری قدرتمند، مدیریت و یکپارچه می شوند و در نهایت عمل رهگیری موشک زمین به زمین دشمن، با دقت هرچه تمام و کاملن خودکار انجام می شود.
سیستم به گونه ای است که تمامی مراحل، بدون دخالت انسان انجام می گیرد.

سیستم کنترل آتش و مدیریت نبرد، دارای کامپیوترهای ایستگاهی (Workstation) زیر است:
* تطبیق دهنده ی وضعیت آب و هوایی (Sky Situation Coordinator)
* افسر هوشمند (Intelligence Officer)
* افسر تجزیه وتحلیل گر عملیات (Post Mission Analysis Officer)
* افسر منبع اطلاعات و افسر درگیر ارشد (افسر فرمانده پایگاه) (Resource Officer and Senior Engagement Officer)

این کامپیوترهای ایستگاهی که دارای پردازشگرهای 128 بیتی ساخت اینتل می باشند، یک نقشه ی بزرگ الکترونیکی از فضای نبرد را شبیه سازی کرده و بر نمایشگرهای بزرگ ۲۰ اینچی نشان می دهند، اطلاعات را از وضعیت موشکهای بالستیک دشمن استخراج می کنند و بر حسب اولویت در شلیک آرو، آنها را با رنگهای مخصوصی کدبندی کرده و نمایش می دهند.
هنگامی که یک موشک بالستیک شلیک شده، کشف می شود، محل سایت پرتاب کننده ی موشک، وضعیت مکانی موشک (ارتفاع و سرعت)، خط سیر (جغرافیایی) و محل تخمین زده شده جهت اصابت موشک، روی نقشه ی الکترونیکی سیستم به نمایش در می آیند. سپس محل دقیق برخورد آرو با موشک بالستیک براساس خط سیر موشک و اطلاعات بدست آمده از کامپیوتر در اختیار قرار می گیرد. ضمنن تصویر خط سیر موشک بالستیک شلیک شده از محل پرتاب با رنگ خاصی بر روی صفحه، نمایش داده می شود. حال بهترین نقطه جهت رهگیری و ساقط کردن موشک، بر روی صفحه نشان داده می شود. این سیستم بدین طریق، تا 14 موشک بالستیک یا هدف هوایی را می تواند همزمان رهگیری، شناسایی و ساقط کند.

وظائف اصلی سیستم FCC عبارتند از:
* پردازش اطلاعات با کامپیوترهای بسیار قدرتمند
* ارزیابی وضعیت
* بهینه سازی رهگیری موشکها
* کنترل عملیات

جزئیات اصلی سیستم FCC عبارتند از:
* مدیریت عملیات ضدموشکی به صورت کاملن خودکار یا با استفاده از نیروی انسانی
* شبیه سازی همزمان 14 هدف
* طراحی باز سیستم جهت امکان همکاری با دیگر یگانهای پدافند هوایی (Open System Architecture)
* امکان هدایت کردن یا هدایت شدن با سایر سیستم های مشابه (مانند هاوک یا پاتریوت)
* سیستم پیشرفته ی رابطه ی متقابل انسان و ماشین (MMI) یا (Advanced Man Machine Interface) (بر اساس تجربیات بدست آمده از طراحی کابین میگ21 لنسر)
* قابلیت شبیه سازی کامل نقشه ی عملیات
* سیستم ضبط و نمایش عملیات قبلی جهت توجیه (رفع اشکالات و مشاهده ی نواقص)
* قابلیت حمل و نقل

 

آزمایشات آرو1

* آزمایش(1): 9 آگوست 1990
آزمایشی جهت صحت عمل سیستم هدایت کننده ی موشک پس از پرتاب.
در این آزمایش چند ثانیه پس از شلیک آرو، با صدور فرمانی از اپراتور زمینی و انفجار موشک در هوا، آزمایش متوقف شد. زیرا موشک از مسیر اصلی خود خارج شده و بیم برخورد آن با مناطق مسکونی می رفت.
دلیل شکست: رادار زمینی موفق به هدایت موشک به سمت هدف نشده بود.

* آزمایش(2): 25 مارس 1991
آزمایش سیستم های موشک حین پرتاب.
این آزمایش بر روی عرشه یک کشتی در دریا انجام شد ولی به دلیل نقص فنی موشک، این آزمایش نیز ناموفق بود.

* آزمایش(3): 31 اکتبر 1991
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک از روی عرشه ی یک کشتی در دریا با موفقیت پرتاب شد و به همان دلیل آزمایش(2) ناموفق بود.

* آزمایش(4): 23 سپتامبر 1992
آزمایش سیستم های موشک حین پرتاب.
آزمایش مطابق برنامه پیش رفت و موشک آرو به هدف از پیش تعیین شده در آسمان رسید و طبق برنامه 45 ثانیه پس از پرتاب، توانست با موفقیت هدف مورد نظر در آسمان منهدم کند. این آزمایش موفقیت آمیز، منجر به توقف فاز اول آزمایشات شد.

* آزمایش(5): 28 فوریه 1993
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند و برای اولین بار توانایی رهگیری موشکهای زمین به زمین توسط آرو به اثبات رسید.

* آزمایش(6): 14 جولای 1993
هدف: سنجش قدرت رهگیری موشک آرو
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند.

* آزمایش(7): 14 اکتبر 1993
هدف: آزمایش کل سیستم
موشک موفق شد خود را به نزدیکی هدف مورد نظر برساند.

آزمایش ( 8 ): 1 مارس 1994
موشک نتوانست پرتاب شود. علت: خرابی کامپیوتر رادار زمینی.

آزمایش (9): 12 ژوئن 1994
آرو با موفقیت توانست موشک هدف را رهگیری و ساقط کند.

 

آزمایشات آرو2

* آزمایش(1): 30 جولای 1995
این آزمایش به منظور سنجش هدایت پذیری، کنترل و سرعت موشک جدید آرو انجام پذیرفت. این آزمایش بدون وجود یک هدف انجام شد.

* آزمایش(2): 20 فوریه 1996
یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر.

* آزمایش(3): 20 آگوست 1996
 رهگیری موفق هدف. آرو همچنین باموفقیت هدف مورد نظر خود را منهدم کرد.

* آزمایش(4): 11 مارس 1997
رهگیری موفق هدف. آرو همچنین باموفقیت هدف مورد نظر خود را منهدم کرد.

* آزمایش(5): 20 آگوست 1997
موشک با فرامین ارسال شده از زمین، در هوا منفجر شد. دلیل: نقص فنی در سیستم هدایت موشک.

* آزمایش(6): 14 سپتامبر 1998
موشک به سمت یک هدف مجازی با موفقیت هدایت شد.

* آزمایش(7): 1 نوامبر 1999
هدف: آزمایش کل سیستم
آرو به سمت یک موشک زمین به زمین اسکاد شلیک شد و با موفقیت آن را منهدم کرد.

* آزمایش( 8 ): 14 سپتامبر 2000
آرو به سمت یک موشک Black Sparrow (شبیه ساز موشک اسکاد) که از یک هواپیمای F-15E شلیک شده بود پرتاب شد. آرو هدف را با موفقیت منهدم کرد.

موشک Black Sparrow

* آزمایش(9): 28 آگوست 2001
هدف: آزمایش کل سیستم
آرو به سمت یک موشک Black Sparrow جهت شبیه سازی موشکهای بالستیک، پرتاب شد. رهگیری در فاصله ای بیش از 100 کیلومتر و در ارتفاع بالا، با موفقیت انجام شد. آرو هدف خود را با موفقیت منهدم کرد.

* آزمایش(10): 5 ژانویهء 2003
هدف: آزمایش کل سیستم بدون رهگیری هدف.
4 موشک آرو به سمت 4 هدف شبیه سازی شده به منظور سنجش کارایی سیستم رهگیر در شرایط پروازی خاص و سنجش پرتابهای مداوم، شلیک شدند.

5 ژانویه 2003 – پایگاه هوایی Palmachim – موشک آرو، هدف خود را بر روی دریای مدیترانه رهگیری می کند

* آزمایش(11): 16 دسامبر 2003
آزمایش موشک بهسازی شده که قادر است اهدافی را در ارتفاع بسیار بالا، مورد اصابت قرار دهد.
هدف: سنجش موشک بهسازی شده که در قالب قراردادی با سازنده ی آمریکایی، تولید شده بود.

 

برخی مشخصات فنی موشک
طول موشک: 7 متر
قطر: 80 سانتی متر
وزن: 1300 کیلوگرم (آرو2)
تعداد مخزن موشک در هر پرتابگر: 6

برخی مشخصات رادار
فرکانس عمل: L-Band
برد: 500 کیلومتر
سرعت هدف: بیش از 3000 متر در ثانیه
دقت رهگیری موشک تا هدف: تا 4 متری هدف

کارایی موشک
سرعت موشک: 9 ماخ
برد موثر: 70 کیلومتر
برد پروازی: 90 کیلومتر
حداقل ارتفاع عمل: 8 کیلومتر
حداکثر ارتفاع عمل: 50 کیلومتر

Posted by حامد کیانیان at 12:8 | Link To This Post ID 24 | Topic :
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
نام گذاري موشك هاي روسي 
1.مقدمه
بي شك افرادي كه كم و بيش با اخبار و مباحث نظامي در ارتباط بوده اند با اسامي نظير AGM-88C.BGM-71.SA-1 و...برخورد کرده اند و شاید از خود پرسیده اند که این حروف و اعداد چه مفهومی دارند و چرا از نظر ظاهر متفاوتند.حقیقت این است که همه کشورها از یک روش نام گذاری مشترک برای شناسایی موشک ها استفاده نمی کنند و مدت ها در خورد آمریکا هم-که یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار است-یک روش واحد وجود نداشت که نتیجه آن سردرگمی افراد در شناخت موشک ها بود.روس ها روش خاص خود را دنبال می کردند که در طول جنگ سرد محرمانه تلقی می شد از این رو غربی ها هم برای شناخت و دسته بندی موشک های روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا برای دسته بندی تسلیحات روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا بریا دسته بندی تسلیحات روسی(شوروی سابق)بر مبنای کاربرد آن ها ایجاد کرد.کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی آمریکا نیز روش اسم رمز را برای اشاره به موشک های روسی به کار گرفت.از این رو برای روشن شدن موضوع به بررسی این سه روش می پردازیم.
2.نام گذاری موشک های روسی
روش نام گذاری روسی تا حدودی مرموز است.هر چند تلاش شده تا رمز آنها کشف شود.بخشی از سردرگمی و عدم تشخیص درست نام های روسی بدین جهت است که خود روس ها دو روش کاملا متفاوت مورد استفاده قرار می دهند.
الف:در روش اول هر موشکی با یک رمز سه بخشی شناسایی می شود:
-بخش اول:یک حرف یا مجموعه ای از حروف است مه نقش اولیه موشک را مشخص می کند.حروفی مثل A برای موشک ضد بالستیک KAB برای بمب هدایت شونده KH برای موشک هوا به سطح R برای موشک هدایت شونده(شامل هوا به هوا و سطح به هوا)V برای موشک سطح به سطح و...
-بخش دوم:عددی است که جای آن موشک را در زنجیره موشک های هم نوع نشان می دهد.
-بخش سوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک است برخی از این حروف از این قرارند:E به معنای صادراتی F برای سرجنگی جدید P تمرینی U آموزشی ZH برای مجموعه پیشرانش جدید و...
به عنوان نمونه می توان به نام A-350 برای موشک ضد بالستیک R-27 برای موشک هوا به هوا KH-55 برای موشک هوا به سطح اشاره کرد.
ب:روش دوم نامگذاری روسی از شیوه متفاوتی بر اساس اجزای مختلف سامانه موشکی استفاده می کند.
در این روش از چندین سطح نظیر کل سامانه (مشتمل بر پرتاپ کننده و تجهیزات کنترل)موشک و زیر مجموعه های آن مانند سرجنگی و موتور استفاده می شود.
بخش اول:عدد یک یا دو رقمی است که نشان دهنده سازمان طراحی و ساخت سلاح است.عدد یک برای نیروی زمینی(ارتش سرخ)3 یا 4 برای نیروی دریایی 5 یا 6 برای پدافند هوایی و نیروهای موشکی ضد بالستیک 8 یا 15 برای نیروی راهبردی و...
بخش دوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نقش موشک یا زیر مجموعه را نشان می دهد.حرف D برای موتور راکت F برای سرجنگی K برای سامانه کاملKH برای ماهواره M برای موشک YA برای موشک ضد بالستیک ZH بریا موتور راکت سوخت جامد و ...
قسمت سوم:عددی دو رقمی است که نوع موشک یا زیر مجموعه را مشخص می کند.
قسمت های دیگر این روش اعداد و حروف اختیاری هستند که اصلاحات انجام شده در یک موشک اولیه را نشان می دهند.
.روش وزارت دفاع برای نام گذاری تسلیحات روسی
روش مورد استفاده وزارت دفاع امریکا بریا نام گذاری موشک های روسی روش شماره گذاری بسیار روشن و واضع مبتنی بر نقش موشک است.این روش سه بخش دارد.
بخش اول:يك رمز 2 تا 4 حروفي كه نقش موشك را نشان مي دهد.به عنوان مثال AA برای موشک هوا به هوا ABM برای موشک ضد بالستیک AT برای موشک ضد تانک SA برای موشک سطح به هوا SA-N برای موشک دریایی سطح به هوا SL برای پرتاب کننده های فضایی SS برای موشک سطح به سطح SS-N برای موشک دریایی سطح به سطح و ...
بخش دوم:عددی است که بیانگر جای موشک در زنجیره موشک های هم نوع است.
بخش سوم:یک حرف اختیاری که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک اولیه است.اصلاحات به ترتیب حروف الفبا از A آغاز می شود.موشک های آزمایشی نیز با حرف X نشان داده می شوند که پس از رمز و قبل از اعداد درج می شود.
به عنوان نمونه می توان به نام گذاری ABM-1 بر روی موشک ضد بالستیک A-350 نام گذاری AA-10 برای موشک های هوا به هوای R-27 و عنوان AS-15 برای موشک هوا به سطح KH-55 اشاره کرد.
4.اسامی رمز کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی
کمیته استاندارهای هوایی سازمان مشترکی است که توسط آمریکا انگلستان کانادا استرالیا و نیوزلند تشکیل شده است.این کمیته در سال 1954 یک روش اسامی رمز را برای شناسایی تجهیزات نظامی شوروی سایق ایجاد کرد.اسامی رمز با یک حرف معین آغاز می شوند که نشان دهنده ماموریت اصلی موشک است.A برای موشک هوا به هوا G برای موشک سطح به هوا K برای موشک هوا به سطح و S برای موشک سطح به سطح.
به عنوان مثال می توان به نام GALOSH برای موشک سطح به هوای ضد بالستیک A-350 اشاره کرد.نام GALOSH با حرف G آغاز می شود که بیان گر سطح به هوا بودن آن است.یا می توان به نام ALAMO با حرف اول A برای موشک R-27 اشاره کرد.

منبع: ماهنامه هواوفضا
Posted by حامد کیانیان at 11:58 | Link To This Post ID 23 | Topic :
موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





www.irLearn.com