تبليغاتX
تک تیرانداز وحشی
تقدیم به ارتشیان سرافراز
جستجو
ads
جمعه بیستم بهمن 1385

آشنایی با موشک کروز توماهاک BGM-109 Tomahawk Cruise Missile

 

 

موشک کروز توماهاک (TLAM) موشکی مادون صوت برای حمله و هدف قرار دادن اهداف در روی سطح زمین Tomahawk Land Attack Missile است که قادر به انجام ماموریت در تمام شرایط آب و هوایی و با برد 1100 کیلومتر میباشد با دقت 10 متر در حمله به اهداف است که برای اولین بار توسط شرکت جنرال دینامیک در دهه1970 ساخته و معرفی شد که با برد زیاد و ارتفاع کم پرواز به سوی اهداف قابلیت شلیک از زیر دریایی را دارا بود . این نمونه موشک بعد از تغییر و بهینه سازی های مختلف در حال حاضر توسط شرکت Raytheon تولید میشود ( با مشارکت شرکت مک دانل داگلاس) .

 

موشک توماهاک توسط نیروی دریایی آمریکا مورداستفاده قرار میگیرد و در حال حاضر نمونه های مختلفی از موشک بی جی ام 109 توماهاک مورد استفاده قرار میگیرد که تفاوت آنها بیشتر در کلاهک و سر جنگی متفاوت است که شامل نمونه TLAM-C نمونه متعارف آن و برای هدف قرار دادن اهداف زمینی و نمونه TLAM-D که از سر جنگی خوشه ای استفاده میکند و نمونه TLAM-A  و TLAM-N مجهز به کلاهک های هسته ای هستند و از دیگر مدل های این موشک TASM است که به عنوان یک موشک ضد کشتی مورد استفاده قرار میگیرد . نمونه TLAM-D که از سر جنگی خوشه ای استفاده میکند

ازبلاک 3 این موشک که از سال 1993 وارد خدمت شده است  موشک توماهاک مجهز به سیستم موقعیت یاب جهانی GPS شده است که میتواند اهداف را با دقت بیشتری مورد حمله قرار دهد ودر بلاک 4 این موشک با استفاده از موتورهای بهینه سازی شده  WR-402 که به سیستم کنترل سوپاپ مجهز بود ضمن مصرف شوخت کمتر که امکان افزایش محدوده قابل دسترسی این موشک امکان حرکت با سرعت کمتر از قبل و یا افزایش و کاهش دلخواه سرعت را هم به موشک توماهاک افزوده است و نمونه دوم موشکهای توماهاک بلاک 4 قادر به هدف قرار دادن اهداف متحرک هم هستند .

بزگترین بهینه سازی صورت گرفته بر روی موشک توماهاک افزودن یک مرکز فوق پیشرفته برای مبادله اطلاعات با سایر مراکز اطلاعاتی میدان جنک به مانند هواپیماهای آواکس و بدون سرنشین و کشتی ها و  ماهواره ها و حتی سربازان و تانک ها در میدان نبرد است که موشک را قادر میسازد با این مراکز تبادل اطلاعات داشته باشد و در شناسایی و حمله به اهداف با دقت بیشتری عمل کند . این موشک در کنار این تجهیزات پیشرفته به یک دوربین تلویزیونی هم مجهز است که با ارسال تصاویر به مرکز فرماندهی به فرماندهان اجازه میدهد تا اهداف را مشاهده نمایند و یکی از آنها را برای نابود کردن به وسیله موشک انتخاب کنند . سیستم GPS موشک توماهاک میتواند موقعیت 16 هدف را در حافظه خود نگهداری کند که موقعیت این اهداف میتواند قبل از شلیک و یا بعد از شلیک توسط مرکز فرماندهی و یا ماهواره ها و هواپیماهای بدون سرنشین و .... یا دیگر شبکه های اطلاعاتی پنتاگون در اختیار موشک قرار گیرد . از امکانات دیگر موشک توماهاک امکان ارسال اطلاعات به مرکز فرماندهی است به طور مثال در صورت دستور از مرکز فرماندهی برای حمله به یک هدف سیستم هوشمند موشک این فرمان را با توجه به اطلاعات خود تجزیه و تحلیل میکند و در صورتی که موشک سوخت کافی برای اجرای دستور  و یا هر مشکل دیگر مرکز فرماندهی را مطله میکند آخرین نمونه از موشک تومهاک در سال2004 در اختیار نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته است .

 

 

توماهاک که در ناوهای نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار میگیرد در یک استوانه تحت فشار نگهداری و شلیک میشود و از سیستم VLS  یا همان سیستم شلیک عمودی Vertical Launch Systems استفاده میکند  اما با تغییراتی که در سیستم شلیک آن داده شده است  توماهاک میتواند از زیر آب توسط زیر دریایی های کلاس لوس آنجلس هم شلیک شود و برای این کار از محفظه شلیک اژدر استفاده میشود . برای شلیک توماهاک از زیردریایی بعد از خروج موشک از محفظه شلیک اژدر در زیر آب به دو  روش انجام میشود روش اول به وسیله فشار گاز ( مانند سیستم VLS) و یا با فشار آب شلیک میشود بعد از خروج از محفظه اژدر یک بوستر تقویت کننده مجهز به سوخت جامد به موشک کمک میکند تا به سطح آب برسد. بالهای موشک توماهاک بعد از شلیک ( چه در سطح و در زیر آب بعد از رسیدن به سطح ) بعد از مدت کوتاهی باز میشود و بعد از آن دریچه هوایی موتور توربوفن موشک باز میشود و موتور موشک فعال میشود.

موشک توماهاک مثل تمام موشکهای کروز از سیستم هدایت داخلی برای شناسایی وو حمله به هدف استفاده میکند و سیستم هدایت موشک توماهاک از  TMPC یا مرکز برنامه ریزی ماموریت Theater Mission Planning Center و سیستم برنامه ریزی در کنار سیستم کنترل تسلیحات ( برای نمونه مورد استفاده در ناوها) و سیستم کنترل نبرد ( در نمونه مورداستفاده در زیر دریایی ها) تشکیل شده است .

 

 

نمونه های مختلفی از سیستمهای کنترل برای توماهاک ساخته شده است که 3 سیستم مورد استفاده قرار گرفته اند :

 

·                  TWCS ( Tomahawk Weapon Control System ) : اولین سیستم مورد استفاده در توماهاک بود که در سال 1983 مورد استفاده قرار گرفت .

·                  ATWCS(Advanced Tomahawk Weapon Control System ): این سیستم از سال1994 در موشک توماهاک استفاده شد .

·                  TTWCS(Tactical Tomahawk Weapon Control System) :این سیستم از سال2003 در موشک توماهاک مورد استفاده قرار گرفت .

 

 

موشک کروز توماهاک BGM-109 Tomahawk Cruise Missile  :

 

شرکت سازنده : Raytheon/McDonnell Douglas

سال ورود به خدمت : 1983

قیمت هر واحد : 750 هزار دلار

موتور موشک : F107-WR-402 turbofan

وزن هنگام شلیک : 1440 کیلوگرم

طول : 5.56 متر با بوستر 6.25 متر

قطر : .52 متر

طول بالها : 2.67 متر

سرعت : 880 کیلومتر در ساعت

سر جنگی : در نمونه استاندارد 450 کیلوگرم

سیستم های هدایتی :  GPS/ TERCOM/ DSMAC

 

کشورهای استفاده کننده :

نیروی دریایی آمریکا و انگلیس و هلند و فرانسه

 

 

منابع دیگر :

http://www.raytheon.com/products/tomahawk

http://www.globalsecurity.org/military/systems/munitions/bgm-109.htm

 

Posted by حامد کیانیان at 13:7 | Link To This Post ID 33 | Topic :
جمعه بیستم بهمن 1385
به نام خدا



در آوریل سال 2006 مقاله ای با عنوان "Osirak Redux? Assessing Israeli Capabilities to Destroy Iranian Nuclear Facilities" به قلم "ویتنی راس" و "اوستین لانگ" منتشر شده بود که به بررسی تواناییهای اسرایل در حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران پرداخته بود و راهکارهای برای این حمله نیز ارائه کرده بود.
از انجا که موضوع حمله یا عدم حمله اسراییل به تاسیسات هسته ایران همواره یکی از موضوعات مورد بحث بوده و هست تصمیم گرفتم تا علی رغم وقت کم و بضاعت زبانی اندک بخش هایی از این مقاله را که به بررسی این موضوع پرداخته است ، جهت استفاده دوستان ترجمه کنم .
در این مقاله ابتدا شرح مختصری از عملیات اپرا (حمله نیروی هوایی اسراییل به اوسیراک) ارائه شده است و پس از آن هم به بررسی وضعیت کنونی تلاشهای هسته ای ایران پرداخته شده است . در بخش اخر نیز به بررسی مسائل نظامی همانند راهکارهای اسراییل برای حمله و توانمنهدیهای آفندی و پدافندی دو طرف پرداخته شده است . از آنجا که  مطالب مربوط به توانمندیهای هسته ای ایران خارج از حوصله جمع می باشد تنها به ترجمه بخش دوم مقاله می پردازم .

در ابتدای بخش دوم توضیحاتی در مورد تسلیحات هدایت دقیق ارائه شده است واماری نیز از این گونه تسلیحات که در اختیار اسرایل هستند داده شده است .
از جمله :
-نیروی هوایی اسراییل (IAF ) در حال حاضر دارای نوعی بمب بومی هدایت شونده می باشد که قابلیت نفوذ در موانع مستحکم را دارا می باشد . این بمب از کلاس بمب های 1000 پوندی می باشد و با نام PB 500A1 شناخته می شود .
-در سپتامبر 2004 اسراییل اعلام کرد که در حدود 5000 بمب هدایت شونده منجمله 500 بمب GBU-27 ( بمب 2000 پوندی با کلاهک نفوذ کننده BLU-109 ) را از آمریکا خریداری خواهد کرد .
-اخیرا نیز اسراییل خبر خرید 100 بمب GBU-28 ( بمب 5000 پوندی با کلاهک نفوذ کننده BLU-113 ) از آمریکا را تایید کرده است .

فقط ذکر چند نکته ضروری می باشد :
- در طول مطلب هر جا به عبارت BLU-109 برخوردید منظور بمب GBU-27و هر جا به عبارت BLU-113 برخوردید منظور بمب GBU-28 می باشد .
- به جای نیروی هوایی اسراییل هم از لفظ IAF استفاده خواهد شد .

______________________________



نطنز
تاسیسات نطنز از دو جهت متمایز از سایر اهداف هستند : یکی اینکه هم مهمترین هدف برای نابودی هستند و هم اینکه نابودی این تاسیسات مشکلتر از سایر تاسیسات می باشد . ساختمان اصلی غنی سازی دارای دو سالن بزرگ (هر کدام بین 25000 تا 32000 متر مربع) می باشد که در عمق 8 تا 23 متری زمین قرار گرفته اند و بوسیله لایه هایی از بتون محاصره شده اند . وجود عواملی مانند  بزرگی تاسیسات و محاصره آنها بوسیله لایه های بتون و قرار گرفتن آنها در زیر زمین باعث شده است تا تنها با یک حمله شدید ، امیدی به تخریب کامل مجموعه یا حداقل بلااستفاده کردن سانتریفیوژها وجود داشته باشد . در اینگونه مواقع از بمب های موسوم به سنگرشکن یا Bunker Buster استفاده می شود که قابلیت نفوذ در زمین را دارند . اما در مورد اهدافی مانند نطنز که عمق اهداف بیشتر از مقداری است که بمب می تواند نفوذ کند چه باید کرد ؟
یکی از روش هایی که در اینگونه موارد می توان از آن استفاده کرد استفاده از چند بمب برای یک نقطه می باشد به این صورت که بمب ها برای برخورد به یک نقطه انتخاب شده باشند اما با کمی تاخیر نسبت به یکدیگر به نقطه مورد نظر برخورد کنند. با این روش هر بمب به حفره ایجاد شده در اثر بمب قبلی برخورد خواهد کرد و مقدار بیشتری را حفر خواهد کرد،برای اولین بار در جنگ اول خلیج فارس بود که از این روش به صورت عملی استفاده شده بود . به نظر می رسد که IAF با در نظر گرفتن این روش اقدام به خرید اینگونه بمب ها نموده است . ژنرال بن الیاهو ( فرمانده سابق IAF و یکی از خلبانان شرکت کننده در عملیات اوسیراک ) در همین رابطه به هفته نامه Jane's Defense weekly گفته بود : " حتی اگر یک بمب برای نفوذ به تاسیسات زیر زمینی کافی نباشد ما توانایی آن را داریم که بمب های دیگری را به محل اصابت بمب قبلی هدایت کنیم و هدف را کاملا نابود کنیم "
برای نفوذ در هدف محافظت شده ای همانند نطنز به نظر می رسد که BLU-113 محتمل ترین سلاح قابل استفاده باشد . این بمب قادر است که تا 30 متر در زمین و 6 متر در بتون نفوذ کند و همانگونه که ذکر شد استفاده از یک بمب ممکن است باعث نفوذ به تاسیسات نشود اما 2 بمب پشت سر هم احتمالا موفق به نفوذ  خواهند بود.
پیش از هر بحث دیگری باید ذکر شود که احتمال اینکه دو بمب دقیقا بر یک نقطه اصابت کنند ( یکی پس از دیگری) در حدود 5/0 می باشد (با فرض 6/0 اصابت دقیق به نقطه هدف ، 3 متر خطای احتمالی برای هر بمب و احتمال 9/0 انفجار  هر بمب )
اما سوال اصلی این است که به چند BLU-113 برای تخریب کامل مجموعه نیاز است؟
هر BLU-113 حاوی 306 کیلوگرم ماده منفجره از نوع تریتانول می باشد که در صورت انفجار منطقه ای به شعاع 20 متر را تحت فشار شدیدی برابر با PSI 10 قرار خواهد داد. چنین فشاری برای تخریب مجموعه کافی به نظر می رسد و در مورد سانتریفیوژها هم بسیار بیشتر از نیروی مورد نیاز برای تخریب هست . بنابر این هر BLU-113 محدوده ای در حدود 2000 متر مربع را تحت فشار قرار خواهد داد . جهت افزایش احتمال دست یابی به چنین قدرت تخریبی در کل مجموعه ، تقریبا به 40 جفت BLU-113 نیاز خواهد بود که با محاسبه احتمال 5/0 ( برخورد دو بمب به یک نقطه) حداقل 20 بمب BLU-113 منفجر خواهند شد و منطقه ای در حدود 40000 متر مربع را تحت فشار 10 PSI  قرار خواهد داد. این حجم از انفجارات مطمئنا تلفات زیادی را در پی خواهد داشت . محیط محدود شده مجموعه نطنز اثر انفجارات را افزایش خواهد داد . علاوه بر 20 بمب مطرح شده 60 بمب دیگر نیز بر فراز مجموعه رها خواهند شد  که حداقل 52 عدد از آنها منفجر خواهد شد ( با احتمال 9/0 تعداد 8 بمب موفق به انفجار نخواهند شد ) . بنابر احتمالات انفجار 3 بمب BLU-113 در هر سالن برای تخریب کامل کافی باشد . همچین هر بمب BLU-113 فشاری در حدود 3 PSI را در شعاع بیش از 40 متر ایجاد می کند (این فشار برای تخریب ساختمان ها کفایت می کند ) . 3 انفجار در حدود 50 تا 60 درصد از هر سالن را با چنین فشاری پوشش میدهد و همراه با سقف های در حال ریزش و قطعات ساختمان ها که به اطراف پرتاب میشوند به احتمال زیاد تمامی سانتریفیوژها را از بین خواهد برد.
اما از آنجایی که ممکن است رهاسازی 80 بمب مطرح شده که ایده آل ترین حالت برای حمله می باشد به دلایلی ممکن نباشد به نظرمی رسد در مجموع احتمالا 12 جفت بمب (24 عدد BLU-113  ) بر فراز مجموعه رها خواهند شد  که از این تعداد 6 عدد در سالن ها منفجر می شوند و 15 تا 16 بمب دیگر نیز در سرتاسر مجموعه منفجر می شوند یا راه نفوذ را برای بمب های بعدی باز میکنند . علاوه بر تاسیسات زیر زمینی IAF می بایست که ساختمان Pilot Plant ساخته شده در سطح زمین را نیز نابود کند . برای نابودی این ساختمان استفاده از دو بمب 2000 پوندی کافی به نظر می رسد .

______________________________


اصفهان

تاسیسات UCF اصفهان مانند تاسیسات نطنز در زیر خاک مدفون نشده اند ، البته نشانه هایی از حفاری در مجموعه دیده شده است . ابعاد دقیق این مجموعه در دسترس نیستند اما با بررسی روی تصاویر گرفته شده از ماهواره ها به نظر می رسد که مجموعه طولی برابر با 180 متر و عرضی متغیر از 40 تا 80 متر دارد . به نظر نمی رسد که مجموعه استحکام چندانی داشته باشد اما IAF می تواند برای اطمینان بیشتر از بمب های نفوذ کننده استفاده کند . در این مورد می توان از بمب های BLU-109 استفاده کرد ، بر خلاف نطنز در اینجا دیگر نیازی نیست تا از بمب ها برای نفوذ به تاسیسات زیر زمینی بهره برد بنابر این کمی بی دقتی را می توان نادیده گرفت . در یک محیط باز هر بمب BLU-109 با انفجار 240 کیلوگرم تریتانول موجود در خود فشاری در حدود 10 PSI  را در محدوده ای به شعاع 19 متر ایجاد خواهد کرد و از آنجایی که به نظر می رسد که مساحت مجموعه در حدود 10000 متر مربع هست ، بنابر این انفجار 9 بمب BLU-109 برای تخریب کل مجموعه کفایت خواهد کرد. با توجه به احتمال 9/0 انفجار هر بمب به نظر می رسد که بهتر است با 12 بمب BLU-109 به مجموعه حمله شود تا حداقل 9 بمب منفجر شوند .


______________________________


اراک
در تاسیسات آب سنگین اراک دو هدف عمده برای نابود کردن وجود دارد ، اولین هدف تاسیسات تولید آب سنگین و دومین هدف راکتور آب سنگین در حال ساخت می باشد . هیچ کدام از این دو هدف استحکام بخشی نشده اند ، از این رو نابود کردن آنها ساده به نظر می رسد .
بخش مرکزی قسمت تولید آب سنگین شامل برج هایی هست که در آنها از روش گیردلر سولفید برای تولید آب سنگین استفاده می شود .این برجها شامل 3 برج اصلی و 9 برج کوچکتر هستند که هر کدام قطری در حدود 3 متر دارند .برج ها در دو بخش که هر کدام  80 متر طول و 30 متر عرض دارند ساخته شده اند ، به نظر می رسد که فشاری در حدود 15 PSI برای نابود کردن این برج ها اکتفا کند .
یک بمب هدایت لیزری 2000 پوندی مانند GBU-10 با سرجنگی 428 کیلوگرم تریتونال قادر است تا پس از انفجار فشاری در حدود 15 PSI را در محدوده ای به شعاع 19 متر بوجود آورد . به نظر می رسد که برای تخریب هر بخش استفاده از دو بمب کفایت نماید ، اما برای اطمینان بیشتر می توان از سه بمب برای هر بخش استفاده نمود .
راکتور آب سنگین در حال ساخت نیز شامل ساختمان تمام نشده گنبد راکتور و سیستم خنک کننده می باشد . اگر چه پیشرفت هایی در این قسمت حاصل شده است اما هنوز بر سر این که آیا نیازی به حمله به این بخش از مجموعه می باشد  ، تردیدهایی وجود دارد . با فرض اینکه این بخش ارزش حمله کردن را دارد ، به نظر می رسد که 4 بمب 2000 پوندی برای تخریب ساختمان راکتور کافی می باشد .

براورد تعداد کل بمب های مورد نیاز برای حمله به سه هدف
تعداد کل بمب هایی که برای حمله ای مطمئن به  اهداف نطنز ، اصفهان و اراک  مورد نیاز است عبارت است از 24 بمب 5000 پوندی و 24 بمب 2000 پوندی .
اما سوال بعدی این است که آیا این بمب ها شانسی برای رسیدن به اهدافشان  دارند ؟ به این سوال در بخشهای بعدی جواب داده خواهد شد .


Posted by حامد کیانیان at 12:56 | Link To This Post ID 32 | Topic :
جمعه بیستم بهمن 1385

بخش اول :نیروی هوایی و پدافند هوایی قزاقستان
به مانند سایر کشورهای مستقل مشترک المنافع(CIS)یا همان جمهوری سابق اتحاد جمهوری شوروی.قزاقستان نیز پس از استقلال آن در دسامبر 1991دارای یک نیروی هوایی پایه ریزی شده بر سلاحها وتجهیزات ساخت شوروی سابق می باشد.

این نیرو که دارای 19000تن پرسنل می باشد توانست تجهیزات جدیدی راشامل جتهای جنگنده SU-27 و MIG-29را در مقابل بازگرداندن بیش از 40 فروند بمب افکن توپولوف TU-95MSبه روسیه از آن کشور در یافت کند . این بمب افکنها از سوی اتحاد شوروی سابق در پایگاه سمیپلاتینسک(semiplantinsk) واقع در خاک قزاقستان به جامانده بود این هواپیماها به همراه موشکهای بالستیک بین قاره ای SS_18مجهز به کلاهکهای هسته ای به جامانده در قزاقستان تشکیل دهنده یک نیروی هسته ای ضربتی نیرومند شوروی در این جمهوری بودند.سیلوهای پرتاب کننده این موشکها در قزاقستان تماما در سال 1996 در چارچوب توافقنامه های بین الملی منهدم و نابود گردیدند. با بازگردانده شدن به روسیه نیروی هوایی قزاقستان به یک نیروی هوایی کوتاه برد تبدیل گشت
.
در فوریه1999 رییس جمهور قزاقستان نور سلطان نظر بایف به یک روزنامه محلی اظهار داشت که نیروی هوایی این کشور دارای 36 اسکادران بوده و خلبانان آن نوعا دارای 100 ساعت پرواز در سال می باشند این نسبت در مورد سایر جمهوری های تازه استقلال یافته تنها به 20 ساعت می رسد. قزاقستان در سال 1999 پس از آنکه فاش گردید در صدد است 40 فروند از میگ 21 نیروی هوایی خود را که به صورت قطعات جداگانه در انبار نگهداری می شدند به کره شمالی به فروش برساند در گیر یک جنجال سیاسی بین الملی گردید جالب اینجاست که هیچکدام از قطعات میگهای مذکور در فهرست موجودی نیروی هوایی آن کشور ثبت نشده است.تعداد کلی هواپیماهای جنگی نیروی هوایی قزاقستان بالغ بر 164 فروند می باشد توان هوایی جمهوری قزاقستان بر پایه انواع پرنده ها  تعداد و ماموریت آنها عبارتند از:

سوخو 27 فلانکر

 ( سوخو ۲۷ فلانکر در حال تیک آُف )

میگ  29 فالکروم بین 36تا 40 فروند(یک هنگ هوایی)که از آنان برای مامورتهای رهگیری هوایی.تهاجمی و آموزشی استفاده می گردد. میگ 23 فلانکر 10۰فروند از نوع  Mو UBکه قابلیت انجام ماموریتهای رهگیری تهاجمی و آموزشی رادارا می باشند بر آورد می شود که تمامی یا اکثراین نوع هواپیماهای جنگنده توسط قزاقستان در انبار نگهداری می شوند. میگ25فاکس بت برای رهگیری هوایی 15تا16فروند.میگ31فاکس هاند جنگنده برتری هوایی بین14تا16فروند.سوخو24جنگنده بمب افکن ضربتی35تا40فروند(از جمله 12فروند مخصوص عملیات شناسایی هوایی).سوخو25جنگنده ضربتی برای پشتیبانی نزدیک هوایی.14فروند.نیروی هوایی قزاقستان همچنین دارای تعداد نا مشخصی جنگنده میگ27می باشد که از آنها در انبارهای خود نگهداری می کند .

نیروی هوای قزاقستان همچنین دارای هلیکوپترها و هواپیماهای ترابری به شرح زیر است.

بالگردMi-24هایند برای عملیات تهاجمی35فروند.بالگردMi-8هیپ برای حمل و نقل هوایی و دارای توانایی تهاجمی60فروند. هواپیماهی آنتونف برای ماموریتهای حمل ونقل هوایی:An-12((کاب))5فروند . An-24((کوک))1فروند . An-26((کورل))14فروند . بالگردهای غول پیکر ترابریMi-6((هوک))6فروند وMi-26((هالو))24فروند.
نیروی هوایی قزاقستان برای آموزش خلبانان خود از 12فروند جت ساخت جمهوری چکL-36و4فروندYak18بهره می گیرد یک فروند هواپیمای بوئینگB757-200ویک فروند هواپیمای یاک40نیز ماموریت حمل شخصیتهای(VIP)رابر عهده دارد همچنین قزاقستان برای حمل ونقل سربازان خود از هواپیماهای توپولوفTu-134وTu-154بهره میگیرد.جنگنده های نیروی هوایی قزاقستان مجهز به موشکای هوا به هوا از انواعAA-6((آکرید)).AA-7((آپکس)).AA-8((آفید))و موشکهای هوا به سطح از انواعAS-7((کری)).AS-9((کایل)).AS-10((کارن)).AS-11((کیلر))می باشند

پدافند هوایی از آسمان قزاقستان نیز بر عهده 100پرتاب کننده موشکهایSA-2وSA-3و27 پرتاب کننده موشکهایSA-4وSA-5و نیز20ذستگاه پرتاب کننده موشکهایSA-6وS-300است

بخش دوم :نیروی هوایی و پدافند هوایی ترکمنستان  
نیروی هوایی ترکمنستان پس از غلبه این کشور بر مشکلات اقتصادی که در اوایل دهه1990این جمهوری تازه استقلال یافته را تا مرز ور شکستگی کشاند و در پی بهبود اوضاع پس از یکسری تدابیر شدید اقتصادی اعمال شده توسط دولت عشق آباد در سال1993تشکیل گردید.در اکتبرآن سال این نیرو با در اختیار گرفتن وکنترل دارایی های و امکانات هوایی به جامانده شوروی سابق موجودیت یافت.اما این تنها بر روی کاغذ بزرگ به نظر می رسید.تعداد زیادی از این وسایل و تجهیزات به دست آمده به سبب غیر استاندارد بودن آنها قابلیت استفاده خودرا از دست داده اند.این مشکل به ویژه در مورد هواپیماهای دارای بال ثابت صدق می کند . بسیاری از هواپیماهای ترکمنستان در انبارها نگهداری می شدند و عملیاتی نگه داشتن آنها برای نیروی هوایی این کشور مقرون به صرفه نیست.سازماندهی نیروی هوایی و پدافند هوایی ترکمنستان بر اسلوب و الگوهای شوروی سابق پایه ریزی شده است.ترکمنستان دارای یک هنگ از میگهای 29 و سوخو17مستقر در پایگاه هوایی شهر((مرو))Maryاست.این پایگاه در حد واندازه پایگاه هوایی نلیس((Nelis))واقع در ایالت نوادا امریکا می باشد.همچنین یک هنگ مشترک از هواپیماها و بالگردهای حمل ونقل نیز در پایگاه هوایی عشق آباد استقرار دارد.که از یک فروند هواپیمای آنتونف24و بالگردهایMi-8هیپ وMi-24هایند به وجود آمده است.یک واحد آموزشی تمرینی نیز در شهر کوچکتر چاردزو فعالیت دارد.دلیل این امر  تعداد و قدیمی بودن هواپیماهای آموزشی نیروی هوایی ترکمنستان شامل جتهای سوخو7.میگ21و یاک28 است.نیروی هوایی ترکمنستان در پخش رهگیری هوایی خود دو هنگ شکاری را به خدمت گرفته است.این هنگها در بر گیرنده جت های میگ 23ام فلاگر و میگ25 فاکس بت هستند که در پایگاهای نبیت داغ و آکدپ استقرار دارند.نیروی هوایی ترکمنستان تنها از 50فروند میگ23خود استفاده می کند و بقیه آنها را روانه انبار کرده است.در ماه اوت1999 خبرگذاری ایتار تاس روسیه گزارش داد 46فروند سوخو25 نیروی هوایی ترکمنستان به عنوان باز پرداخت بدهی های گرجستان به این کشور به وسیله گرجیها تعمیر شده است.تمامی این هواپیماها در انبارهای ترکمنستان می شدند.بنابه به گزارشها ترکمنستان در تلاش بوده تا هواپیماهای مازاد بر نیاز نیروی هوایی خویش را به فروش برساند.اما در این راه با موفقیت چندانی روبه رو نشده است. نیروی هوایی ترکمنستان تنها3000تن پرسنل در اختیار دارد و دارای89هواپیمای جنگی عملیاتی و در حدود200فروند درانبارهاست.نیروی هوایی ترکمنستان بر حسب نوع و تعداد هواپیماها و بالگردها شامل موارد زیر است:

( میگ ۲۳ فلاگر )

دو اسکادران جنگنده میگ29 فالکروم22 تا 24 فروند . میگ23 فلاگر 130 تا 220 فروند با ماموریت رهگیری و آموزش(بخش عمده ای از این هواپیماها در انبار به سر می برند)میگ25 فاکس بت24 فروند . میگ21 فیشبد 3 فروند . جنگنده بمب افکن سری سوخو از نوع سوخو7 از نوع B 3 فروند و سوخو17 ام((فیتر))65 فروند . جنگنده تهاجمی سوخو 25((فراگ فوت))46 فروند . بالگرد تهاجمی Mi-24هایند 10 فروند. بالگرد ترابریMi-8 هیپ 8 تا 10 فروند . برای ماموریتهای حمل و نقل هوایی ترکمنستان دارای 3 فروند هواپبمای آنتونفAn-12((کاب)) یک فروندAn-24((کوک))و یک فروند An-26((کرل))است . ماموریتهای آموزشی نیز به وسیله 3 فروند هواپیمایSu-7B و 2 فروندL-39 آلباتروس اجرا می گردد. پدافند هوایی نرکمنستان از 50 دستگاه پرتاب کننده موشک زمین به هوایSA-2.SA-3 و SA-5 تشکیل شده است

بخش آخر:نیروی  هوایی و پدافند هوایی  آذربایجان و بررسی آن در میدان نبرد واقعی

جمهوری آذربایجان نیز به عنوان یکی از جمهوریهای سابق شوروی تجهیزات نیروی هوایی خود را از ارتش شوروی به ارث برده است.شاید در میان حمهوری های تازه استقلال یافته(CIS) جنگ دیده ترین نیروی هوایی(به غیر از نیروی هوایی روسیه)از آن آذربایجان و البته رقیب آن ارمنستان باشد.نیروی هوایی آذربایجان طی دهه 1990 با همسایه غربی خود ارمنستان بر سر منطقه تحت اختلاف((نوگو رنوقره باغ))در قفقاز در حال جنگ بود.درگیری مذکور بین دو جمهوری سرانجام با میانجیگری روسیه در سال 1994 پایان پذیرفت.در نبرد بر سر منطقه تحت اختلاف((نوگو رنوقره باغ))هر دو کشور متخاصم بیش از هر هواپیما و بالگرد از هواپیمای ضربتی سوخوی25فراگ فوت وبالگرد تهاجمی میل-24هایند علیه یکدیگر بهره بردند

جمهوری آذربایجان نخستین فروند از جتهای Su-25در 18 آوریل 1992 از روسیه دریافت داشت.خلبانی این هواپیما را ستوان((واقف قربانف))به عهده داشت.این هواپیما نخست در پایگاه((یه ولاخ)) و سپس در پایگاه((سیتال چای))مستقر و عملیاتی گردید.فراک فوت مذکور بلافاصله به همراه سایرSu-25های به خدمت گرفته شده و در نبرد علیه جمهوری ارمنستان در سال 1992 بر سر منطقه نو گورنوقره باغ(قره باغ کوهستانی)شرکت کرد و عاقبت در ماه جولای همان سال با خلبانی ستوان قربانف حین نبرد سرنگون گردید.قربانف تا قبل از سقوطش توانست دو فروند بالگرد ارمنی را سرنگون سازد و به یک فروند هواپیمای غیر نظامی متعلق به ارمنستان از نوع یاک40 صدمه وارد سازد.جمهوری آذربایجان به طور رسمی اعلام کرد که تنها3فروندSu-25را در سال 1992در نبرد با ارمنستان از دست داده است.خلبان سومین هواپیما به نام کاپیتان((یوری باچنکو))با چتر نجات فرود آمد و به اسارت نیروهای ارمنی در آمد.اما بنا به گزارشها در 10اکتبر همان سال یک فروندSu-25 دیگر آذری هدف ارمنه قرار گرفت و به زیر کشیده شد خلبان این هواپیما بر خلاف بالچنکو موفق نگردید تا با صندلی پرتاب شونده خود را از هواپیما در حال سقوطش خارج کند . ماموریت بالگردهای تهاجمیMi-24هایند نیز در نبرد نوگورنوقره باغ شامل اسکورت خودروها.حمل ونقل نیروها.دیده بانی برای توپخانه و مهمتر از همه آتشباری علیه هدفهای زمینی حرف بود
.

 (سوخو ۲۵ فراگ فوت )
هر دو جمهوری متخاصم آذربایجان و ارمنستان مجهز به بالگرد تهاجمیMi-24هایند بودند . هایندهای آذری از پایگاه هوایی((سنگاچالی))و هایندهای ارمنی از پایگاهی در نزدیکی ایروان پروازهای عملیاتی خود را انجام می دادند.اما پایMi-24های روسی نیز به درگیری میان دو جمهوری سابق شوروی کشید. در 3 فوریه1992 یک بالگرد Mi-26((هالو))روسی حامل پناهندگان ارمنی در حالیکه به وسیله بالگردهای هایند روسی اسکورت می شد به وسیله یک موشک کتفی سام که از سوی نیروی هوایی آذربایجان شلیک شده بود هدف قرار گرفت و سقوط کرد.در جریان این واقعه3 تن از سرنشینان جان باختند.طی23 فوریه تا 7 مارس1992 که هایندهای روسی که سرگرم عملیات اسکورت و حفاظت از بالگردهای ترابری تحت امر لشکر336مکانیزه روسیه مستقر در منطقه بودند که یک فروند Mi-24 به وسیله آذریها مورد اصابت قرار گرفت و مجبور به فرود اضطراری شد که طی آن چند تن از خدمه روسی بالگرد جان خود را از دست دادند

بالگردهایMi-24که اکثرا به وسیله خلبانان سابق ارتش سرخ اتحاد جماهیرشوروی که به صورت مزدور به وسیله جمهوری آذربایجان به خدمت گرفته شده بودند پرواز می کردند و نخستین ماموریت آنها در((قره باغ کوهستانی))در فوریه1992 و در حمله به مواضع استحکامات و تانکهای نیروهای ارمنستان در نزدیکی دهکده((کارگالی))بود.ارمنیها ادعا دارند2فروند هایند آذری را در مارس1992و یکی دیگر را در 18سپتامبر همان سال و یک فروند را نیز در اول سپتامبر سال 1993 سرنگون ساخته اند. به گفته آنها هیچکدام از خدمه بالگردهای مذبور در جریان سقوط جان سالم بدر نبرده اند . در آوریل1992ارمنیها توانستند دو فروندMi-24را که در اختیار یک اسکادران مستقل ارتش روسیه در منطقه بود بربایند. اما چندی بعد مجبور شدند آنها را به صاحبانشان بازگردانند
.

 ( میل ۲۴ هایند )
نیروهای ارمنی اغلب از این بالگرد برای ماموریتهای شناسایی تاکتیکی و نیز در اکثرا عملیات عمده علیه نیروهای جمهوری آذربایجان.مانند عملیات((کلباجار))استفاده می کردند . تلفات هایندهای ارمنی بنا به گزارشها عبارت بود از 2 فروند یکی در سپتامبر1992و دیگری در12نوامبر همان سال بود . بنابر تخمین منابع غربی تا اوایل سال1993ارمنستان دارای 11 فروند وآذربایجان دارای 8 فروندMi-24هایند آماده به خدمت بودند
.
تجهیزات نیروی هوایی آذربایحان که فقط 2200 نفر پرسنل دارد.از نظر نوع و تعداد عبارتند از :در حدود 35 هواپیمای جنگی و 12 بالگرد تهاجمی شامل :میگ25 فاکس بت از مدلهایPD.RB وUبه ترتیب 8فروند . 14 فروند و 6 فروند.گزارشهایی نیز از نگهداری بیش از 25 فروند میگ25 به صورت قطعات جدا از هم در انبارهای نیروی هوایی آذربایجان در دست است  میگ21فیشبد4 تا 5 فروند.گزارشها از وجود 2 فروند دیگر از این نوع هواپیما در انبار حکایت دارد . بمب افکن ضربتی با بالهای متحرکSu-24فنسر 4 تا 5 فروند . سوخوSu-17فیتر ویژه حمله به مواضع زمینی 4 تا 5 فروند . سوخوSu-25فراگ فوت ویژه حمله به مواضع زمینی وپشتیبانی نزدیک 2 فروند . بالگرد تهاجمیMi-24هایند 15 فروند . بالگرد ترابری Mi-8هیپ 13 فروند.این نوع بالگرد با قابلیت نصب راکت انداز و مسلسل می تواند در عملیات تهاجمی و پشتیبانی ایفای نقش کند . بالگرد ترابری Mi-2هوپلیت 7 فروند
.
نیروی هوایی آذزبایجان برای آموزش و تمرین هوانوردان خود از جتهای ساخت جمهوری چکL-29دلفین به تعداد 18 تا 26فروند .L-39آلباتروس 12 فروند و نیز یک فروندSu-17 استفاده می کند .بر پایه گزارشهای موجود 2 فروند جت آموزشیL-29 نیز جزو موجودی انبارهای این نیرو میباشند . عملیات ترابری و حمل ونقل سنگین هوایی را برای نیروی هوایی آذربایجان یک فروند آنتونفAn-12((کاب)) .یک فروندAn-24((کوک)) .3فروند هواپیمای ایلیوشینI1-76((کاندید)) .3فروند هواپیمای یاک 40 و یک فروند توپولفTu-134A((کراسکتی))به انجام می رساند . پدافند هوایی جمهوری آذربایجان برای حفاظت از آسمان خویش دارای یک صد پرتاب کننده موشکهای زمین به هوایSA-2 .SA-3 وSA-5است

منبع:صنایع هوایی

Posted by حامد کیانیان at 12:41 | Link To This Post ID 31 | Topic :
جمعه بیستم بهمن 1385

یکی از پشتوانه ها و تکیه گاه های نظامی کشورها در عرصه بین المللی، قدرت موشکی آنهاست. در جهان امروزی به رغم امضای پیمان نامه های متعدد کشورها و قراردادهای بین المللی که برای کنترل تکنولوژی موشکی در سازمان ملل به امضاء می رسد، در نهایت کشوری حرف اول را می زند که به لحاظ موشکی مجهزتر باشد.
تا قبل از جنگ جهانی دوم- بنا به مقتضیات جنگ- فقط چندین کشور که در حال جنگ بودند ابرقدرت موشکی محسوب می شدند (مانند روسیه و آلمان). در واقع جنگ برای اینها مانند کاتالیزوری در جهت پیشرفت صنایع موشکی بود؛ همچنان قدرتمند و قدرتمندتر می شدند و این امر موجب رعب و وحشت کشورهای دیگر شد، چرا که از همان ابتدا هم پیش بینی می شد اگر فقط چند ابرقدرت خاص، این تکنولوژی را به دست می گرفتند، دیگر پاسخ ندادن به درخواست های آنها کار مشکلی بود.
پس از فروکش کردن التهابات جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورها دست به کار شدند و شروع به ساخت یا حداقل خرید موشک کردند زیرا می دانستند اگر سیستم موشکی قوی داشته باشند، پشتوانه خوبی برای حفظ امنیت دارند. هرروزه انواع موشک ساخته و آماده می شد و در این میان یک فناوری، توجه همگان را بیش از دیگر شاخه ها به خود جلب کرد و آن، تکنولوژی ساخت موشک های بالستیک بود.
برد بسیار بالا و توانایی حمل مقدار زیاد مهمات، آنها را از سایر موشک ها متمایز می سازد و همین موضوع، موجب رعب و وحشت و نگرانی می شود. با اینکه یک موشک بالستیک به خودی خود یک سلاح کشتار جمعی (WMD) محسوب نمی شود، ولی می تواند مقدار زیادی از انواع سلاح های کشتار جمعی را حمل کند و به عنوان یک منبع نگرانی برای کشورها به حساب آید.
تکنولوژی موشک های بالستیک هم پس از جنگ جهانی دوم نمو پیدا کرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هایی موشکی به وجود آمدند که تهدیدی برای کشورهای دیگر محسوب می شدند. در این عرصه، اتحاد جماهیر شوروی یک سر و گردن از رقبای خود بالاتر بود. با گذشت زمان، قدرتش بیشتر و بیشتر می شد و همواره حرف اول را در این زمینه می زد. این مسئله، کشورهای دیگر- مخصوصاً رقیب سرسختش یعنی ایالات متحده آمریکا- را آزار می داد.
شوروی در عین حال با توجه به مصالح سیاسی- اقتصادی اش، بخشی از این قدرت را با برخی کشورها- به ویژه چندین کشور آسیایی، تقسیم کرد. این قضیه آمریکا را به تأملی سخت در عرصه نظامی کشاند زیرا به جز قدرتمندشدن کشورها، این نگرانی وجود داشت که کشورهای قسمت سلطه، خود به تنهایی به گسترش تکنولوژی موشک بالستیک دست یافته و به ساخت موشک بپردازند.
تقریباً تمامی کشورهای آسیایی، خریداران بسیار خوبی برای روسیه هستند و در فهرست موشک های این کشورها، حداقل نام چندین نوع از موشک های روسی دیده می شود. حتی به غیر از کشورهای آسیایی، اروپایی ها نیز به همین گونه اند.
به غیر از روسیه و چین، در آسیا به تازگی بهترین پیشرفت ها نصیب کشورهای ایران و کره شمالی شده است؛ البته هند و پاکستان نیز به دلیل ساخت کلاهک های اتمی از قدرت های موشکی آسیا محسوب می شوند.

کره شمالی با داشتن موشک های بالستیک از قبیل تائپودونگ ۱ و ۲ یا نودونگ ۱ و ۲ به گستره ای به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ کیلومتری اطراف کشورش مسلط است و ایران نیز با داشتن موشک های زلزال و شهاب ۳ (موشک شهاب ۴ نیز در حال آزمایش است) قدرت بزرگی محسوب می شود.
نگرانی های آمریکا از گسترش و فروش موشک های بالستیک از زمان دولت رونالد ریگان شروع شد، به نحوی که تمرکز نیروی نظامی آمریکا را بر این موضوع برانگیخت و زمانی که شوروی نخستین موشک بالستیک قاره پیما (ICBM) خود را پرتاب کرد -که توانایی حمل تسلیحات هسته ای و غیرهسته ای در حجم بالا را داشت- نیروی نظامی آمریکا موفق به طرح سیستم دفاع موشک های بالستیک شد. ریگان، طراحان و مهندسان هوا- فضای خود را بر سیستم ابتکاری دفاع راهبردی- فضایی متمرکز کرد که این تمرکز موجب ارتقای چشمگیر سطح تکنولوژی دفاع موشکی بالستیک (BMD) آمریکا شد. گونه های جدید این سیستم که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش می بینیم هم، گونه های تکمیل یافته دوران ریگان است.
بسیاری از کارشناسان دفاعی آمریکا متذکر شدند که سیستم دفاع موشکی بالستیک بسیار پرهزینه تر از سیستم حمله موشکی است و باید بیشتر به حمله موشکی متکی شود. موشک های بالستیک در جنگ ها خسارات زیادی به کشورها وارد کرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهانی دوم(طی سال های ۴۵-۱۹۴۴)آلمان بیش از ۳۰۰۰ موشک بالستیک با نام V-۲ (ملقب به اسلحه انتقام) به انگلستان و آنتورپ شلیک کرد. در جنگ ایران و عراق بارها از موشک های اسکاد روسی استفاده شد. در جنگ خلیج فارس، عراق از موشک های بالستیک استفاده کرد و بسیاری از نقاط عربستان سعودی را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت که یک موشک به یک پایگاه نظامی آمریکا شلیک شد و ۲۸ سرباز آمریکایی را کشت.
موشک های بالستیک همواره باعث ایجاد تنش بین کشورها بود؛ برای نمونه، بحران موشک های بالستیک کوبا در سال ۱۹۶۲ که با تحویل موشک های دوربرد شوروی به کوبا، جنگ سرد را گرم تر کرد. یا بحران تایوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموکراتیک چین چندین موشک بالستیک به خطوط کشتیرانی نزدیک تایوان شلیک کرد و در اواخر بحران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ که کره شمالی یک موشک بالستیک را به طور غیرمنتظره ای روی محدوده هوایی ژاپن آزمایش کرد که باعث اعتراض کشورهای غربی شد.
هنگامی که آمریکا و شوروی پیمان منع گسترش موشک های بالستیک را امضا کردند، فقط ۹ کشور موشک بالستیک داشتند، ولی امروز بیش از ۳۰ کشور، موشک بالستیک دارند و ۱۴ کشور در تولید یا صادرات موشک بالستیک و تکنولوژی مربوط به آن دست دارند. پس همیشه تهدید شلیک یک موشک بالستیک از طرف این کشورها وجود دارد و باید جوابی در قبال آن موجود باشد.
در پی نگرانی های جهانی برای جلوگیری از این امر، موافقت نامه بین المللی کنترل تکنولوژی موشکی (MICR) -که موافقت نامه ای داوطلبانه است- در سال ۱۹۸۷ بین ملل مختلف برای کنترل جابه جایی و خرید و فروش موشک ها و تکنولوژی های مربوطه که قابلیت حمل سلاح های کشتار جمعی (WMD) را ایجاد می کند، بسته شده است. اما آیا می توان مطمئن بود که تمامی کشورها به همه توافقنامه هایی که تاکنون امضا کرده اند، پایبندند؟

موشک بالستیک چیست ؟
یک موشک بالستیک در حقیقت یک ماشین تحویل موشک- مولد، شامل سیستم رهیابی و محفظه حمل مهمات است که اساساً علیه اهداف زمینی و سطحی مورد استفاده قرار می گیرد. انواع گوناگون موشک های بالستیک بر حسب برد، طبقه بندی می شوند. نوع خاصی از موشک های بالستیک وجود دارد که از زیردریایی ها شلیک می شود و SBLM نام دارد. در ساخت موشک های بالستیک، مبحث «پیشران» که مشخص کننده برد موشک است مهمترین مسئله محسوب می شود و پس از آن میزان توانایی حمل مهمات که قدرت تخریب آن را افزایش می دهد.
موشک های بالستیک به موشک هایی می گویند که تا ارتفاع بسیار بالایی اوج می گیرند(که این قسمت راه با موتور روشن انجام می شود) و مابقی راه را با استفاده از نیروی جاذبه زمین به سمت هدف می روند که مانند یک سقوط آزاد البته با هدایت صحیح است.
برخی از موشک های بالستیک حتی از جو زمین نیز خارج می شوند و با استفاده از یک ماشین ورود مجدد (RV) به جو باز می گردند که برد بسیار بالایی دارند.



موشک های بالستیک از لحاظ برد به ۵ گروه زیر تقسیم می شوند:
۱- موشک جنگی کوتاه برد با میزان برد ۱۵۰ کیلومتر
۲- موشک بالستیک کوتاه برد با میزان برد ۱۵۰ تا ۷۹۹ کیلومتر
۳- موشک بالستیک میان برد با میزان برد ۸۰۰ تا ۲۳۹۹ کیلومتر
۴- موشک بالستیک دوربرد با میزان برد ۲۴۰۰ تا ۵۴۹۹ کیلومتر
۵- موشک بالستیک قاره پیما با میزان برد ۵۵۰۰ کیلومتر به بالا

موشکهایی با سوخت پیشران جامد
سوختهای پیشران از یک نوع سوخت و یک اکسنده تشکیل شده‌اند. برای روشن شدن موشک ، کافی است یک جرقه کوچک سوخت پیشران آنرا آتش بزند. سوخت آتش گرفته تا آخرین قطره می‌سوزد. گازهای حاصل از سوخت پیشران را از طریق دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. اولین موشکها را احتمالا در قرن یازدهم میلادی در کشور چین ساخته‌اند. آنها موشکهایی بودند که از سوخت پیشران جامد استفاده می‌کردند. سوخت موشک یک نوع باروت بود که از مخلوطی از نیترات پتاسیم ، زغال چوب و سولفور تشکیل شده بود.
موشکهایی که از سوخت پیشران جامد استفاده می کنند، اغلب به عنوان موشکهای تقویت کننده‌ای استفاده می‌شوند که نیروی اولیه موشکهای بزرگتر را تأمین می‌کنند. موشکهای بزرگتر خود از سوخت پیشران مایع استفاده می‌کنند. بزرگترین موشکهای مصرف کننده سوخت جامد با 45 متر ارتفاع جزء موشکهای تقویت کننده شاتل فضایی ایالات متحده محسوب می‌شوند. آنها حاوی 586500 کیلوگرم (2/1 میلیون پوند) سوخت پیشران هستند که بطور متوسط 13 میلیون تن (5/3 میلیون پوند نیرو) نیروی پیشران را تولید می‌کنند.
این موشکها را طوری طراحی کرده‌اند که بعد از اتمام سوخت و افتادن در دریا ، از دریا بیرون کشیده شده ، دوباره برای مأموریتهای بعدی سوختگیری می‌شوند. ساخت موشکهایی که از سوخت جامد استفاده می‌کنند چندان دشوار نیست. آنها مقدار زیادی نیروی پیشران را در یک مدت زمان کم تولید می‌کنند. تنها ایراد این نوع موشکها این است که بعد از روشن شدن به راحتی خاموش نمی شوند. به عبارت دیگر ، نمی‌توان آن را به آسانی تحت کنترل درآورد 



 

موشکهای با سوخت مایع
اکثر موشکهایی که از آنها در پروازهای فضایی استفاده می‌شود، از سوخت پیشران مایع بهره می برند. سوخت و اکسنده که در مخزنهای جداگانه‌ای نگهداری می‌شوند، هر دو مایع هستند. پمپهای قدرتمندی آنها را به محفظه احتراق می‌برند؛ در آنجا آنها باهم ترکیب شده ، شروع به تولید گازهای خروجی می‌کنند. گازهای مذکور نیز به نوبه خود از دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. بعضی از موشکها از یک ماده قابل اشتعال سریع برای شروع احتراق استفاده می‌کنند. سوخت پیشران سایر موشکها هنگام ترکیب سوخت و اکسنده شروع به احتراق می‌کند
اما روش احتراق در این موشکها اکسنده و سوخت باهم ترکیب می‌شوند و در محفظه احتراق شروع به سوختن می‌کنند. سپس گازهای خروجی حاصل از فرآیند احتراق از دماغه خارج و به عنوان نیروی پیشران ، موشک را به طرف جلو حرکت می‌دهند.
توجه کنید کمتر از سوخت مایع در موشکهای بالستیک استفاده می شود مگر در انواع قاره پیما که نیاز به رانش بیشتری دارند و گرنه بیشترین مورد استفاده در موشکهای فضایی است

طرز کار وساختار یک موشک بالستیک

 


منبع:iran-airforce.blogfa.com

Posted by حامد کیانیان at 12:39 | Link To This Post ID 30 | Topic :
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
 

                                                 تانك لئوپارد



تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک، دانمارک،یونان،ایتالیا،کانادا،هلند،نروژ،ترکیه،واسترالیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد.تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد.جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود.یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود.در اوخر دهه 1970،در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد.هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی ودیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T-64 و T-72 مجهز شده بودنـد.این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی وتوسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد.تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد.تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد.
بدنه تانک از سه بخش تشکیل شده است:
1-اتاقک راننده که در جلوی بدنه قراردارد،
2- بخش فرماندهی و کنترل که در وسط بدنه قرار دارد،
3-بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.
اتاقک راننده به سه عدد پریسکوپ مجهز شده است و فضای سمت چپ راننده برای ذخیره سازی مهمات درنظر گرفته شده است.یک دوربین با زاویه دید 65 درجه افقی وعمودی درپشت تانک نصب شده که به کمک یک صفحه نمایشگر تلویزیونی به راننده کمک می کند تابتواند در جهت عکس نیز حرکت کند.به کمک این سیستمها راننده میتواند بدون کاستن از سرعت تانک ویا تعویض دنده سریعاٌ تغییر مسیر بدهدودر زمینهای ناهموار سرعت خود را حفظ کند.برجک در وسط تانک قرار گرفته است.طبق اصلاحات وبرنامه های بهینه سازی انجام گرفته برروی تانک،نسل سوم زره های کامپوزیتی(زره مرکب)بر روی تانک نصب شده وزره قسمت جلویی و جانبی برجک به کمک تکه هایی از زره پیش ساخته تقویت شده است که این تکه هابرروی زره اصلی نصب شده اند.تقویت زره تانک موجب حفاظت بیشتر در مقابل در مقابل حملات راکتهای ضد تانک وگلوله های ثاقب APFSDS و گلوله های HEATبا خرج شکلدار، گردیده است.همچنین این تکه ها مثل یک عایق صوتی وحرارتی برای تانک ایفای نقش میکنند.




جایگاه فرمانده تانک مجهز به یک پریسکوپ مستقل PERI-R 17 A2 میباشد.پریسکوپ PERI-R 17 A2یک پریسکوپ متعادل با میدان دید وسیع می باشد که مجهز به سیستم های پیشرفته ی دید درشب وتعیین هدف است.این پریسکوپ قابلیت گردش 360درجه ای دارد.یک نمایشگر ویژه تصویر ارسالی از پریسکوپ را نمایش می دهد.
در صورت به خدمت گرفتن سیستم کنترل آنش می توان از این پریسکوپ برای شلیک نیز استفاده کرد.جایگاه توپچی به یک سیستم نشانه روی اولیه ومتعادل از نوع EMES 15 با قدرت بزرگنمایی دو برابر مجهز است. این سیستم نشانه روی به یک سیستم مسافت یاب لیزری ویک دوربین نشانه روی حرارتی از نوع آشکار ساز مادون قرمز مجهز است.ازسیستم مسافت یاب لیزری می توان درماموریت های ضد بالگرد نیز استفاده کرد.
اتاقک خدمه به یک سیستم آشکار ساز انفجار و یک سیستم اطفا مجهز شده است .یک دیوار ضد آتش ، اتاقک را از بخش جدا می کند تادر صورت آتش سوزی ویا انفجار احتمالی بخش موتوربه خدمه تانک آسیبی وارد نشود.
تانک به یک سیستم مکانیاب جهانی(GPS)و یک سیستم ناوبری خودکار تشکیل شده است.بعلت افزایش قطر زره برجک ،وزن برجک افزایش یافته است بنابر این سیستم الکترو هیدرولیکی گرداننده برجک با یک سیستم الکتریکی قویتر و مطمئن تر جایگزین شده است.
سلاح اصلی تانک لئوپارد 2 یک توپ 120 میلیمتری لوله کوتاه وبدون خان بنام L-44است.مدل A6EXبه یک توپ 120 میلیمتری فاقد خان بنام L-55مجهز شده اند که طول لوله آن افزایش یافته است. افزایش طول لوله به توپ این قابلیت را داده است تا درصد بیشتری انرژی موجود در لوله را برای بالا بردن سرعت ونفوذوبردگلوله،صرف کند.این توپ مجهز به به سیستم فشنگ پران اتوماتیک می باشد.تانک M1A2 آمریکایی دقیقا از توپ تانـک لئـوپـارد 2 استـفاده میکند وایالت متحده این توپ 120 میلیمتری راتحت لیسانس آلـمان تولید می کند.این خود از توان بالای این صلاح حکایت میکند.این توپ تقریبا باتمامی مهماتهای فعلی 120 میلیمتری و مهمات جدید نفوذ کننده ی APFSDSسازگار میباشد.با افزایش قدرت آتش توپ اصلی،تانک قادر است تا با اهداف پروازی در ارتفاع پایین نیز درگیر شود.تانک برای هدف قرار دادن اهداف کوتاه پرواز از گلوله های ویژای استفاده می کند که ایالات متحده آنها را طراحی کرده و ساخته است.
علاوه بر توپ اصلی تانک به دو قبضه مسلسل MG3کالیبر7.62 میلیمتری مجهز میباشد که یک مسلسل بصورت موازی با توپ و دیگری روی برجک تانک نصب شده است.
موتو تانک یک موتو دیزلی بنام MTU MB 873 است که 1500 اسب توان تولید میکند. لازم به ذکر است که یک موتور دیزلی دیگر به نام MTU MT 883 نیز بر روی تانک آزمایش شده است که توانی معادل 1650اسب دارد.با کمک این موتورها تانک می توند بیشینه سرعتی معادل 72 کیلو متر بر ساعت دست پیدا کند.






تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است.
تانک لئوپارد2 تنوع گسترده ای دارد.مدلهایA1تا A4 این تانک تفاوت اندکی باهم دارند ولی مدل های A5و A6EXبا دیگر مدلها متفاوتند.مدل A5 تانک زره قطورتری داردو زره بخش جلوی برجک و بخش جانبی تانک تقویت شده است.مدل A6EXکه جدید ترین وپیشرفته ترین مدل تانک می باشد به سیستم کنترل آتش وسیسمتم شلیک پیـشـرفته تری مجهز شـده اسـت.مدل A6EXهمچنین به یک موتور کمکی،یک سیستم حفاظتی ضد مین جدید و یک سیس تهویه مطبوع مجهز میباشد.پس اصلاحات انجام گرفته برروی تانک وورود مدلهای جدیدتر سفارشات بیشتری برای خریدویا ارتقای تانک به شرکت(KMW) آلمان ارائه گردید.ارتش فنلاند 124 دستگاه و ارتش لهستان128 دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4را از آلمان تحویل گرفتند.درماه آگوست سال 2005 میلادی یونان نیز خواهان خرید 183 دسگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4و150 دستگاه تانک لئوپارد 1مدل A5مازاد ارتش آلمان شد.ارتش آلمان نیز عملیات بهینه سازی 225 دستگاه لئوپارد 2مدل A5 خود رابرای ارتقا به مدل A6،به مقامات آلمان ارائه کرده است.اولین سری ازاین تانکها درماه فوریه سال2003 میلادی به ارتش هلند تحویل داده شد.
ارتش اسپانیا نیز 219 دستگاه تانک لئوپارد2 مدل Eسفارش داده بودو قرار بود که 30دستگاه را تحویل گرفته ومابقی را تحت لیسانس آلمان درداخل اسپانیا تولید کند که اولین سری از این تانکها درماه ژوئن سال2004میلادی به ارتش اسپانیا تحویل داده شد.درماه مارس سال 2003 میلادی ارتش یونان 170 دستگاه تانک تانک لئوپارد 2 مدل HEL که نسخه ای از مدل A6EXرا سفارس داد که قرار است این تانکهارا به تدریج طی سالهای 2006 الی 2009میلادی تحویل بگیرد.گونه ی دیگر تانک لئوپارد 2مدل Sدر ماه مارس میباشد که دارای سیستم فرماندهی کنترل ویک زره غیر عامل جدید میباشد.120دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل S در ماه مارس سال 2002 میلادی به ارتش سوئد تحویل داده شد که این تانک با نام STRV-122 در ارتش سوئد مشغول خدمت میباشد.
تانک مدرنیزه شده ی لئوپارد 2 یکی از بهترین وپیشرفته ترین تانکهای جهان از لحاظ قدرت تحرک،قدرت آتش وسیستم دفاعی میباشد.با این حال وزن62 تنی این تانک،حمل و نقل ونگهداری آنرا مشکل کرده است.بزرگترین هنر طراحان و سازندگان تانک این نکته بوده که افزایش وزن تانک هیچ تاثیری بر قدرت تحرک ومانور پذیری تانک نگذاشته است.
درسال 1998 میلادی مجله بسیار معروف MilitaryOrdnance تانک لئوپارد 2مـدل A5را بعنوان بهترین تانک رزمی جهان انتخاب نمود.لازم به ذکر است که تانک M1A2 ایالات متحده در رده دوم و تانک T-90روسها دررده هفتـم قرارگرفتند.قدرت تحرک بالا وقدرت آتش سهمگین به همراه زره قطور و مستحکم تانک لئوپاردیاد هیولاهای زرهی گذشته آلمانها همچون سری تانکهای TIGERرادر ذهن زنده می کند.



مشخصات :
خدمه: 4 نفر
وزن: 62تن
طول تانک: 7.7 متر
عرض: 3.7 متر
ارتفاع از سطح زمین: 3 متر
جنگ افزارهای موجود روی تانک:یک توپ 120 ملیمیتری Rheinmetall 120 mm L55 smoothbore gun
یک مسلسل 7.62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده روی برجک
ظرفیت گلوله: توپ:آماده شلیک: 15 گلوله -------ذخیره شده: 27 گلوله----مسلسل :4750 فشنگ
نواخت گلوله در دقیقه: 1200 گلوله در دقیقه
مادون قرمز:دارد
شلیک در حین حرکت: بله
موتور: MTU MB 873 با 1500 اسب بخار قدرت
حداکثر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت جاده ای--45 کیلومتر برساعت غیر جاده ای
حداکثر برد عملیاتی:500 کیلو متر
با لوله هواکش:4 متر--بدون لوله هواکش 1 متر

منبع: سایت دانشجو


Posted by حامد کیانیان at 22:5 | Link To This Post ID 29 | Topic :
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
 

اريكس ، يك سيستم موشكي ضدزره سنگين كوتاه برد مي باشد كه براي واحدهاي پياده نظام و نيروهاي ويژه طراحي طراحي و ساخته شده است.اين سيستم ضدزره ، براي استفاده در موقعيت هاي خاص و فضاهاي محدود (همانند جنگ هاي شهري و عمليات هاي كماندويي) بسيار مؤثر و مناسب است. اريكس توسط كنسرسيومي مركب از MBDA فرانسه و صنايع هوافضاي كانادا توليد مي گردد. در سال 1989 ، فرانسه و كانادا تفاهم نامه اي را براي توليد اريكس با سرمايه گذاري مشترك امضا نمودند و در سال 1994 بعد از سال ها تحقيق و آزمايش ، اريكس وارد خدمت ارتش هاي فرانسه و كانادا گرديد و تا اين لحظه ، ارتش هاي نروژ ، برزيل و مالزي نيز از اريكس بهره مي برند. همچنين بسياري از كشورهاي حوزه خليج فارس ازجمله بحرين ، كويت ، قطر ، عربستان و امارات متحده عربي نيز در زمره مشتريان علاقه مند به اين سيستم ضدزره قرار دارند. تركيه نيز در سال 1999 ، قراردادي با فرانسه امضا نمود كه طي آن ، امتياز توليد 10000 موشك اريكس را در طي 10 سال بدست آورد. اما در سال 2004 ، وزير دفاع تركيه خبر لغو اين پروژه را داد.

يك سرباز در حال شليك با اريكس در حالت درازكش

اريكس مي تواند برضد اهداف زرهي متحرك و ثابت ، مورد استفاده قرار گيرد. كمترين برد عملياتي آن 50 متر و بيشترين برد آن 600 متر مي باشد. اريكس مي تواند برضد انواع زره هاي كلاسيك ، تقويت شده و انعكاسي استفاده گردد. علاوه بر اهداف زرهي ، ساختار اريكس به گونه اي طراحي شده است كه قادر به انهدام انواع خاكريزها ، سنگرها و استحكامات بتوني نيز مي باشد. در آزمايش هاي انجام شده توسط MBDA ، از 1000 موشك اريكس شليك شده ، 950 موشك ، اهداف را با موفقيت از بين بردند. يعني 95% شليك ها موفقيت آميز بوده است. سيستم اريكس از 3 قسمت تشكيل شده است:موشك ، لوله پرتاب و واحد آتش. اريكس را مي توان به صورت نشسته يا درازكش ، از روي شانه شليك نمود. همچنين امكان استفاده از سه پايه نيز وجود دارد. موشك اريكس ، از نوع هدايت شونده با سيم است و از يك سيستم هدايت نوري نيمه خودكار بهره مي برد. در انتهاي موشك اريكس ، يك منبع توليد كننده مادون قرمز وجود دارد. سيستم هدفگيري اريكس ، با استفاده از اين امواج مي تواند مسير موشك را تشخيص داده و در صورت لزوم توسط سيم رابط با موشك ، مسير را تصحيح نمايد.

يك سرباز در حال شليك اريكس در حال نشسته

سيستم پيشرانه اريكس ، از نوع كنترل برداري است و اين قابليت را دارد كه در سرعت پايين ، مؤثر عمل نمايد و اجازه مي دهد كه پرتاب موشك ، با كمترين نيروي ممكن انجام شود. با توجه به اين قابليت موتور موشك ، اريكس از سيستم پرتاب آرام (SOFT LAUNCH) بهره برده و در فضاهاي محدود و بسته مي توان از آن به راحتي و با ايمني بالا استفاده كرد. لازم به ذكر است كه موتور موشك اريكس ، توسط شركت مشهور راكسل فرانسه (ROXEL) توليد شده است. موشك در كمتر از 5 ثانيه آماه شليك مي گردد. بعد از شليك تنها وظيفه تيرانداز ، تنظيم نگه داشتن سيستم هدفگير اريكس بر روي هدف تا زمان اصابت مي باشد. در زمان شليك ، موشك سرعتي در حدود 18 متر در ثانيه مي گيرد و در زمان رسيدن به مرز 600 متر ، سرعت موشك از مرز 245 متر در ثانيه نيز مي گذرد. در زمان 2 دقيقه مي توان 5 موشك اريكس را آماده نمود ، هدفگيري كرد و شليك نمود.

يك سرباز در حال شليك اريكس در حال نشسته

كلاهك جنگي 137 ميليمتري موشك ، مجهز به سيستم انفجاري دوگانه HIGHT EXPLOSIVE بوده و قادر به نفوذ در خودروهاي مجهز به زره هاي انعكاسي به ميزان 90 سانتيمتر است. دو شبيه ساز براي آموزش استفاده از اريكس به سربازان وجود دارد ؛ شبيه ساز مقدماتي و شبيه ساز پيشرفته. شبيه ساز مقدماتي ، توسط شركت سيمتران (SIMTRAN) كانادا طراحي و ساخته شده است. شبيه ساز پيشرفته نيز توسط بخشي از لاكهيد مارتين توليد شده و به نام EPGS مشهور مي باشد.


Posted by حامد کیانیان at 22:0 | Link To This Post ID 28 | Topic :
موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





www.irLearn.com