تبليغاتX
تک تیرانداز وحشی
تقدیم به ارتشیان سرافراز
جستجو
ads
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

با توجه به الزامات اعلام شده از سوی سازمان هواپیمایی کشوری امریکا (FAA: Federal Aviation Administration) همه هواپیماها باید مجهز به دو دستگاه جعبه سیاه باشند. وظیفه این جعبه ها ثبت اطلاعات پروازی میباشد. جعبه های نصب شده این امکان را به وجود می آورند که در صورت بروز حادثه ای امکان بررسی دقیق سانحه موجود باشد. رنگ واقعی جعبه های سیاه، نارنجی میباشد و در داخل آنها سامانه هایی موجود می باشد که به لحاظ نوعشان، از سامانه های مکانیکی، الکترونیکی و یا دیجیتالی به منظور ثبت اطلاعات پروازی استفاده میشود.  یکی از جعبه های سیاه، ضبط کننده صداهای داخل کابین خلبان، و همه مکالمات رادیویی و صدای موتورها میباشد. جعبه دوم اطلاعات پروازی (CVR)، پارامترهایی همچون ارتفاع، سرعت هوایی، جهت حرکت، شتاب وارد بر هواپیما، تعداد مکالمات انجام شده خلبان با برج مراقبت و بالعکس، حرارت اطراف موتورها، دور موتورها، وضعیت هوای سوخت هواپیما، شرتیط ترمز هواپیما، وضعیت ضد یخ روی لبه حمله هواپیما و شرایط بالچه و سطوح کنترل را ثبت و ضبط میکند. در جعبه های سیاه قدیمی از نوارهای مغناطیسی استفاده میشد و لی در انواع جدیدتر آن از فناوری دیجیتالی و رایانه ای استفاده میگردد. هردو جعبه در امن تر ین قسمتهای هواپیما یعنی در قسمت انتهایی بدنه نصب شده است.  هر یک از این جعبه ها به سامانه مشخص کننده موقعیت در زیر آب برای مواقعی که هواپیما در داخل آب سقوط میکند، تجهیز شده اند. این دستگاه که اصطلاحا Pinger نامیده میشود، در مواقعی که در آب فرو رود، فعال میشود و شروع به ارسال علائم بر روی موج 5/37 کیلوهرتز مینماید. علائم ارسالی توسط هواپیماها و بالگردهای جستجو و نجات که به گیرنده های مخصوص مجهز هستند، قابل دریافت باشند.  سامانه تشخسص کننده موقعیت دز زیر آب قادر است علائم را از عمق 14000 پایی به سطح آب ارسال کند.

همانطور که گفته شد صدای خدمه  پرواز و همچنین صداهای دیگر کابین  بر روی سامانه ضبط کننده صداهای داخل کابین ذخیره میگردد و میکروفون ضبط کننده صداهای مربوط به سامانه مذکور معمولا بر روی صفحه آلات دقیق بالای سر، واقع در بین دو خلبان نصب شده است.

از جمله صداهایی که توسط گروه بررسی سوانح هوایی بررسی میشود، صدای موتورها، سامامنه هشدار دهنده واماندگی موتورها، سامانه باز کننده و جمع کننده ارابه فرود و دیگر موارد مربوط میباشد. همچنین پارامترهای دیگر از جمله دور موتورها، سامانه های از کار افتاده، سرعت و تعیین دقیق زمان حادثه میتواند توسط گروه بررسی مشخص شود.  از دیگر مواردی که در سامانه ضبط کننده صداهای داخل کابین هواپیما ثبت میگردد، مکالمات انجام شده بین خلبانان و برج کنترل و شرایط آب و هوایی در لحظات بروز سانحه میباشد. اعضای کمیته بررسی سانحه را معمولا NTSB و FAA، کاربر هواپیما، شرکت سازنده هواپیما و اتحادیه خلبانان تشکیل میدهند که صداهای ضبط شده و اطلاعات پروازی  را مورد بررسی دقیق قرار میدهند. به طور کلی سامانه ثبت اطلاعات پروازی نصب شده در هواپیماهای جدید باید حداقل 88 پارمتر مهم از جمله زمان، ارتفاع، سرعت هوایی، جهت حرکت، وضعیت هواپیما و ... را ثبت نماید.  البته بعضی از سامانه ها ضبط کننده صداهای داخل کابین هواپیما نیز به گونه ای طراحی و ساخته شده اند که بیش از 1000 پارامتر هوایی را در پرواز ثبت میکنند که این امر به گروه بررسی سوانح هوایی کمک میکند تا به تشخیص دقیق تر عامل حادثه بپردازند. مشخصات فنی سامانه ضبط کننده صداهای داخل کابین هواپیما (CVR) به شرح زیر میباشد:

¯  حداکثر زمان ضبط صداهای داخل کابین : 30 دقیقه به طور مداوم، در صورت مجهز بودن به سامانه دیجیتالی  تا دو ساعت.

¯     تعداد کانالها: 4 کانال

¯     مقاومت در برابر آتش:  تا 1100 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه

¯     مقاومت در برابر فشار آب: تا 20000 پا

¯     حداکثر زمان فعال بودن (ULB): 30 روز به طور مداوم و مجهز به باطری با عمر مفید  شش سال

 

مشخصات فنی سامانه ثبت کننده اطلاعات پرواز (FDR):

¯     حداکثر زمان ثبت اطلاعات پروازی: 25 ساعت به طور مداوم.

¯     مقاومت در برابر آتش: تا 11000 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه.

¯     مقاومت در برابر فشار آب: تا 20000پا

¯     حداکثر زمان فعال بودن (ULB): 30 روز به طور مداوم و مجهز به باطری با عمر مفید  شش سال

 
Posted by حامد کیانیان at 15:14 | Link To This Post ID 43 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

مسلسل دستی Mp-5 ساخت کارخانه هکلر اند کخ، یکی از معروفترین و بهترین مسلسلهای دستی گروه خود می باشد. طراحی و ساخت این سلاح به سالهای بعد از جنگ جهان دوم بر میگردد. این سلاح در واقع نوع بهینه شده سلاح Circa میباشد و در ابتدا با نامهای MP-54 و HK-54 معرفی گردید. در سال 1966 پلیس مرزی و ارتش آمان این سلاح را تغییر داده و از آن پس با نام MP-5 معرفی کردند. این مدل در نوع قنداق ثابت و قنداق کشویی ارائه شد. یک سال بعد کمپانی هکلر اند کخ در شکل کلی این سلاح تغییر ایجاد کرد. از جمله در سیستم نشانه روی  روزنه درد و شکاف دید دچار تغییرات گردید.  همچنین شعله پوش سلاح، خشاب آن دستگیره قبضه و برگه ناظم آن بهینه سازی شدند.  خشاب این سلاح در نمونه های اولیه از نوع مستقیم بود که پس از ایجاد تغییر در خشاب از مدلهای منحنی استفاده به عمل آمد. قبضه سلاح نیز از جنس ورق پرس کاری شده ساخته میشد که جای خود را به نوع پلاستیکی داد. این مسلسل در بسیاری از کشورهای جهان توسط نیروهای پلیس و ارتش مورد استفاده قرار گرفت که از جمله میتوان به ارتش و پلیس آلمان و اسپانیا ، پلیس انگلیس، FBI آمریکا، ارتش و پلیس ایران و... اشاره کرد. این سلاح در بسیاری از کشورهای جهان از جمله یونان، ترکیه، ایران، پاکستان و پرتغال تولید میشود و کارخانه هکلر اند کخ نیز کماکان به تولید ادامه میدهد.  تنها رقیب این سلاح را میتوان سلاح یوزی ساخت اسرائیل دانست که البته دیگر تولید نمیشود.  رمز موفقیت این سلاح همانند سایر سلاحها  و محصولات ساخت آلمان، در کیفیت بالا، دقت تیر اندازی عالی (خصوصا در حالت تک تیر که این امر خود حاصل به کار گیری سیستم گلنگدن بسته میباشد) و ضریب اطمینان بالا میباشد.

انعطاف و سادگی عملکرد آن را نیز میتوان از مزایای آن بر شمرد.

مسلسل دستی MP-5 را میتوان در واقع مدل کوچک شده G-3  دانست. چرا که سیستم گلنگدن بسته از نوع غلطکی- تاخیری، بدنه از جنس فولاد پرس کاری شده، دستگاه نشانه روی و بسیاری از موارد دیگر را از برادر بزرگتر خود به ارث برده است.  دستگیره قبضه آن به طور جداگانه ساخته و در روی بدنه سلاح قرار میگیرد.  برگه ناظم آتش آن همانند سلاح G-3 در قسمت چپ آن قرار گرفته و بسته به نوع قبضه تپانچه ای به کار رفته در انواع 2 حالته (ضامن و تک تیر) و 3 حالته (ضامن، تک تیر و رگبار) موجود میباشد.  نمونه های جدید این سلاح دارای شعله پوشهای مخصوصی میباشند که میتوان یک صدا خفه کن را به راحتی بر روی آنها نصب کرد.  دستگاه نشانه روی آن نیز همانند G-3  در قسمت جلو دارای مگسک و در قسمت عقب دارای روزنه دید چرخشی چهار حالته میباشد.  ظرفیت خشاب استاندارد آن 30 تیر میباشد ولی خشابهای کوتا 15 تیر نیز برای این نوع سلاح ساخته شده اند.  اگرچه همه مدلهای این سلاح  دارای قابلیت نصب صدا خفه کن میباشند، اما در مدل خاصی به نام MP5-SD2 با صدا خفه کن سرخود ساخته شده است که همان گلوله های استاندارد 9 میلیمتری را شلیک میکند.


به جرات میتوان گفت که هیچ مسلسل دستی از نظر دقت و کیفیت تیر اندازی به پای این سلاح نمیرسد تا جایی که نیروهای ویژه کشورهای آمریکا و انگلیس این سلاح را به انواع دیگر ترجیح داده  و از آن به عنوان اسلحه سازمانی استفاده میکنند

Posted by حامد کیانیان at 15:10 | Link To This Post ID 42 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند
شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند.هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست
ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.
این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.
ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.

 
Posted by حامد کیانیان at 15:8 | Link To This Post ID 41 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
در جنگ جهانى دوم براى انهدام هدفى به اندازه آشيانه هواپيما لازم بود دهها بمب سبک شليك شود. اما امروزه مى توان همين كار را با استفاده از يك بمب هدايت شونده ليزرى مانند GBU12 از يك جنگنده F-14D انجام داد.

تاكنون دو نوع بمب هوشمند وارد ميدان نبرد شده اند كه عبارتند از:
بمب هاى هدايت شونده IV/IR (چشمی/ تلویزیونی) و بمب هاى هدايت شونده ليزرى.

یک فروند بمب هدایت شونده GBU12 پرتاب شده از F-14D

پيشرفت و توسعه ی چشمگيرى كه در زمينه ی جنگ افزارهاى هدايت شونده ليزرى صورت گرفته، باعث پيشرفت و ارتقاى دقت سلاح هاى هدايت از راه دور شده است. بمب هاى هدايت شونده ليزرى يا LGB ها (Laser Guided Bombs) از قابليت تحرك بالايى برخوردارند و سلاح هايى هستند كه به صورت سقوط آزاد فرود مى آيند و براى اين منظور به هيچ گونه ارتباط الكترونيكى درونى هواپيما احتياج ندارند.

اين سلاح ها داراى يك سیستم داخلى هدايت نيمه فعال هستند كه انرژى ليزر را آشكار كرده و جنگ افزار را به سمت هدفى كه توسط يك منبع ليزر خارجى روشن شده رهگيرى مى كند. به طور مثال در جنگ 1991 خلیج فارس، ابتدا هواپيمايى كه ليدر نام داشت اهداف مورد نظر را با ليزر شناسايى و علامت گذارى مى كرد و سپس هواپيماهاى بمب افكن F-117 و F-14D توسط بمب هاى ليزرى، اهداف علامت گذارى شده را تخريب مى كردند. اين سیستم حتى مى تواند از يك منبع مستقر در روى زمين نیز فرمان بگيرد.

عملیات طوفان صحرا:  F-117 در حال پرتاب GBU12

F-14D در حال پرتاب بمب هدایت لیزری GBU24

بمب GBU۱2 در زیر بال F-16

بمب GBU24 در زیر بال F-16

مسير پرواز LGBها به سه مرحله تقسيم مى شود: هدايت پرتاب، هدايت پرواز و هدايت نهايى. در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسير غيرهدايتى كه همان مسير پرواز جنگنده مادر در لحظه آزادسازى است همچنان ادامه مى دهد و همپاى جنگنده حركت مى كند.
در اين مرحله، وضعيت پروازى جنگنده نيز حائز اهميت است، چرا كه قابليت عملياتى شدن جنگ افزار LGB به سرعت جنگنده در زمان هدايت نهايى بستگى دارد. بنابراين در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا مى تواند ميزان قدرت عملياتى شدن جنگ افزار را تحت الشعاع خود قرار دهد. همزمان با عمل هدف يابى، مرحله گذر نيز آغاز مى شود. طى اين مرحله، سلاح سعى مى كند كه بردار سرعت خود را با راستاى خط ديد هدف ميزان نمايد.
حين مرحله نهايى، بمب هوشمند ليزرى تلاش مى كند كه هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوى خط ديد قرار دهد. در لحظه اى كه اين تطبيق رخ مى دهد، انرژى ليزر بازتابش شده روى آشكارسازها، متمركز مى شود و به سنسورهای آيروديناميكى فرمان مى دهد كه مسير را تعقيب كنند تا موجب شوند سلاح به صورت يك جسم سنگین با نيروى وزنش به سمت هدف حركت و با آن برخورد كند. نمايش دهنده هاى هدف در اصل، تابشگرهاى نيمه فعالى هستند كه براى قفل شدن روى هدف به كار مى روند. گيرنده هاى بمب هدايت شونده ليزرى از آرايه اى از فوتوديودها (نيمه هادى هايى كه با دريافت نور فعال مى شوند) استفاده مى كنند تا پيام هاى مكانى هدف را پيدا كنند. اين پيام ها به حركت هاى سطحى برگردانده مى شوند تا سلاح را درست به سمت هدف سوق دهند. يك آشكارساز هوابرد مى تواند از طريق ميدان ديد وسيعى كه در اختيار دارد اطلاعات مربوط به هدايت را در اختيار خلبان قرار دهد و آن را مستقيمن روى هدف متمركز كند و سرانجام به جنگ افزار مربوطه كه در اختيار دارد، يك هدف نقطه اى را نشان دهد.
پس از اين مرحله، موشك يا بمب هوشمند ليزرى مى تواند در زمانى شليك شود كه خلبان از قفل بودن آشكارساز روى هدف اطمينان داشته و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگ افزار به نحو قابل قبولى انجام شده باشد. در هر يك از اين مراحل خلبان هرگز هدف واقعى را نمى بيند و فقط نقطه اى را مشاهده مى كند كه به وسيله ليزر، نشانگر موقعيت هدف است. سامانه هاى تجسسى و نمايش دهنده ليزرى از يك روش رمزگذارى پالسى استفاده مى كنند تا مطمئن شوند كه يك پويشگر و يك نمايش دهنده ويژه در يك حالت هماهنگ با يكديگر در حال كارند. هم رمز كردن اين دو مجموعه باعث مى شود سامانه پويشگر تنها روى هدفى كه دستگاه نمايش دهنده معلوم مى كند قفل شود.
رمزگذارى پالسى بر پايه فركانس تكرار پالس (PRF) صورت مى گيرد. رمز مى تواند بسته به تجهيزات ليزرى كه در اختيار است، سه يا چهار رقمى انتخاب شود. رمزگذارى به جنگنده يا هر وسيله جنگى هوايى اين امكان را مى دهد كه به طور همزمان يك هدف چندگانه و پيچيده را هدف قرار دهد ضمن آنکه از عملیات ضدالکترونیک دشمن مصون بماند.
در اين حالت جنگ افزارهاى هدايت شونده ليزرى روى رمزهاى مختلف متمركز مى شوند. اين روش تا زمانى از اطمینان بالايى برخوردار است كه چندين هدف با موقعيت برتر نسبت به نيروهاى خودى ضرورتن بمباران شوند. اين روش همواره با هدايت واحدهاى پشتيبان مى تواند به صورت همزمان طراحى و نمايش داده شود و آخرين وضعيت آن اعلام شود. سامانه هاى ليزرى هدايت آتش عبارتند از: مسافت سنج هاى ليزرى (LRF) و نمايشگرهاى ليزرى. اين سامانه هاى ليزرى مى توانند براى انسان بسيار خطرناك تر از سامانه هاى آموزشى نظير MILES و سامانه هاى شبيه ساز ليزرى باشند كه براى دفاع در درگيرى هاى هوا به زمين استفاده مى شود.

در نتيجه ليزرهاى هدايت آتش نياز به سنجش دارند تا در نتيجه نگاه مستقيم به پالس ها و پرتوهاى آن به عوارض دائمى همچون كورى منجر نشود. LGB  يا بمب هاى هوشمند ليزرى نوشداروى تمام داستان ها و اهداف جنگى نيستند؛ بلكه به گونه اى پيشرفت كرده اند كه بازيگر انواع ديگرى از جنگ افزارهاى سقوط آزاد هستند كه در زاغه هاى مخفى نگهدارى مى شوند.

در يك ديد وسيع تر، LGB ها در هدف قرار دادن مخفيگاه ها در وضعيتى با ارتفاع متوسط از قدرت اجرايى فوق العاده اى برخوردارند، قدرت مخفى شدن سريع و اغراق آميز باعث افزايش قدرت تحرك و قابليت پروازى LGB شده است. معمولاً شليك در ارتفاع ميانى، مشكلات يافتن هدف را كاهش مى دهد و به سايت هاى طراحى هوايى يا زمينى اجازه مى دهد كه به راحتى آن را رهگيرى كنند. اگر سامانه هدايت ليزرى زودتر از موعد روشن شود يا برعكس به موقع روشن نشود، ممكن است LGB هدف را گم كند و به آن اصابت نكند.
طى عمليات، به محض روشن شدن انرژى ليزرى،LGB  آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شليك از هواپيما يا هر وسيله حامل ديگرى مى كند و چون اين عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب يا هدف را گم مى كند و به آن اصابت نمى كند و يا اين كه بخشى از آن را ويران مى سازد. براى رفع اين مشكل، نمايشگر ليزرى بايد در زمانى روشن شود كه بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ويران كردن آن را دارد. خلبان به طور يقين مى داند كه زمان مناسب براى روشن كردن سامانه ليزر چه وقت است. شگردهاى پروازى تهاجمى _ تدافعى كه از LGBهاى نوين امروزى بهره مى گيرند به خوبى كمترين مدت زمان مورد نياز براى نمايش هدف را اعلام مى كنند تا سلاح تا رسيدن به هدف و ويران كردن آن هدايت شود. دود، گردوغبار و نخاله هاى معلق در هوا مى تواند روى كاركرد سلاح هاى هدايت شونده ليزرى اثر سوء داشته باشند.

تست سنسورهای LGB توسط پرسنل زمینی

پاشيدگى ناشى از بازتابش نور ليزر به وسيله ذرات دود مى تواند هدف هاى اشتباه را نمايش دهد. باران، برف، مه و ابرهاى رقيق نيز مى توانند استفاده موثر از سلاح هاى هدايت شونده ليزرى را تحت تاثير قرار دهند. شتاب و تهور بيش از حد خلبان نيز مى تواند كاربرد نمايشگرهاى ليزرى را محدود سازد؛ زيرا خط ديد را تحت تاثير قرار مى دهد. برفى كه زمين را مى پوشاند، نيز مى تواند روى دقت سلاح هدايت ليزرى تاثير منفى داشته باشد. مه و ابرهاى رقيق ميدان ديد كاوشگر سلاح هدايت شونده ليزرى را سد مى كنند و مى توانند باعث كاهش زمان هدايت آن شوند. در واقع اين كاهش ميدان ديد، احتمال برخورد سلاح به هدف را نيز پايين مى آورد. فناورى LGBها متشكل از سه نسل است كه هر يك از آنها به نوعى حاصل تحول يا اصلاح سازوكار هدايت هستند. نسل اول عبارت است از گروهى از بمب هاى هدايت شونده ليزرى با بال هاى ثابت، نسل دوم با بال هاى جمع شونده و نسل سوم نمايشگرهاى نيروى هوايى براى بمب هاى هدايت شونده ليزرى كلاس هزار و دو هزار پوندى هستند. واحد هدايت كننده ليزرى به بخش جلويى بمب و يك بال در قسمت عقب آن متصل شده است. هر سه نسل با نمايشگرهاى رايج در ارتش، نيروى هوايى، نيروى دريايى و زيردريايى سازگارى دارند. نسل دوم و سوم داراى برنامه گزينشى رمز پيش از پرواز هستند.
عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدايت شونده ليزرى سطح پائين مى نامند. زيرا اين بمب به نحوى طراحى شده است كه تحت شرايط نقطه اوج نسبتاً پايين، براى ارتفاع كم و برد زياد مورد استفاده قرار گيرد. طى عمليات طوفان صحرا، بيشترين استفاده براى حمل بمب هاى هدايت شونده ليزرى و شليك آنها به سمت اهداف مهم و اصلى به عمل آمد و توانمندى جنگ افزارهاى نيروى دريايى ايالات متحده براى هدايت LGBها كاملاً مفيد و مقرون به صرفه بود، تا آنجا كه يكصد و بيست A-E6 حدود ۵ درصد از تمام توان LGB ايالات متحده را در نخستين روز از عمليات طوفان صحرا به صف و روانه منطقه عملياتى كردند.

بمب افکن A-6E

بعضى از سامانه هاى حسگر ليزرى در شرايط نامساعد جوى نظير باد مخالف، باران، مه و حتى رطوبت دچار افت كارايى شدند. نمايشگرهاى LGB ، بمب را به دقت به سمت هدف هدايت و آن را با يك جرقه منفجر مى كنند؛ مانند سلسله مراتبى كه در خلال عمليات طوفان صحرا از تلويزيون پخش مى شد. در واقع هر يك بمب به خوبى مى تواند روى يك هدف مستقل و بزرگ تاثيرگذار باشد و مسئوليتش را به نحو احسن و بسیار دقیق انجام دهد.

مشخصات بمب GBU24

ماموریت: پشتیبانی هوایی نزدیک، مقابله ی هوایی دقیق با ادوات زمینی، حمله ضد شناورهای دریایی
اهداف: ادوات زمینی متحرک، ادوات ثابت کوچک و بزرگ
محل خدمت: نیروهای دریایی و هوایی
وضعیت: عملیاتی (در سرویس)
اولین نمونهء قابل استفاده: 1983
روش هدایت پذیری: لیزری
برد: حدود 10 ناتیکال مایل
هزینه بهسازی: نامعلوم (سند محرمانهء نیروی دریایی)
کل هزینهء تولید: 138 / 729 میلیون دلار
کل هزینهء تمام شده: نامعلوم
هزینه احداث هر واحد تولید کننده بمب ها:  55 میلیون دلار
هزینه تجهیز هر یگان رزمی: نامعلوم
تعداد تحویل شده به نیروهای رزمی: 13114 فروند

استفاده کننده ها:
جنگنده های: A-6E و A-10 و F-14D و F-15 (تمامی مدلها) و F/A-18 (تمامی مدلها) و F-111
(شاید به دلیل سنگینی و حجیم بودن نوع GBU24، این بمب در اف117 مورد استفاده قرار نمی گیرد، زیرا اف117 مهمات خود را در درون محفظه های مخفی نگهداری می کند و حجیم بودن این بمب، مانعی برای نصب آن بر روی اف117 است)

 

Posted by حامد کیانیان at 14:55 | Link To This Post ID 40 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

ابرامز علاوه بر توپ اصلی خود مجهز به سه مسلسل دیگر نیز می باشد : 1- مسلسل 12.7 میلیمتری M2 که جلوی دریچه فرمانده قرار دارد و دارای آلت نشانه روی با بزرگنمایی 3x است. 2- دو مسلسل 7.62 میلیمتری که یکی مقابل دریچه پر کننده (لودر) و دیگری هم محور با توپ تانک است که بخاطر امکان استفاده آن از درون تانک بسیار مورد توجه قرار می گیرد. همچنین در برجک تانک دو پرتاب کننده ی 6 لول نارنجکهای دودزا گنجانده شده که باعث پنهان ماندن از دید دشمن و نمایانگر های گرمایی ( فروسرخ) می شود. موتور آن نیز می تواند پرده دودی برای استتار تولید کند. M1 به کامپیوتر کنترل آتش مجهز است که متصل به سنسور های نمایانگر گرمایی، مسافت یاب لیزری، حسگر باد، حسگر شیب زمین، داده های مربوط به نوع مهمات که تنظیمات مختلف برای مهمات را انجام می دهد) می باشد. هم فرمانده و هم توپچی می توانند توپ تانک را شلیک کنند. سیستم کنترل آتش ابرامز بسیار پیچیده، موثر و مهلک می باشد بطوریکه امکان شلیک دقیق توپ در حین حرکت در زمینهای ناهموار را می دهد. با خدمه ماهر این تانک می توان هدف را در برف، باران، مه، دود و تاریکی مطلق از فاصله 4 کیلومتری تشخیص داد و اغلب هدفی به اندازه یک تانک را در یک شلیک می توان حمله کند. ابرامز از موتور 1500 اسب بخاری نیرو گرفته و دارای 4 حالت(حرکت) جلو و 2 حالت عقب می باشد که به آن حداکثر سرعت 67 کیلومتر در ساعت را در خیابان و 48 کیلومتر در ساعت را از میان دشت و صحرا می دهد. موتور آن با گازوییل، نفت سفید، JP-1 یا سوخت هواپیما و از نظر تئوری با الکل کار می کند.

ابرامز را می توان با هواپیماهای ترابری استراتژیک C-5 و C-17 حمل کرد، بطوریکه یک تانک آماده رزم و یا دو تانک آماده حمل توسط C-5 و یک تانک آماده حمل توسط C-17 جابجا می شوند که البته این محدودیت باعث بروز مشکلات جدی در جنگ خلیج 1 شد که با حمل 1848 تانک توسط کشتی این مشکل برطرف شد. در حالت آماده حمل بعضی قسمتهای زره نصب نمی شود و مهمات و سوخت پس از رسیدن به مقصد در اختیار تانکها قرار داده می شود. کیت پایداری شهری تانک (TUSK) شامل ارتقاهایی است که به منظور افزایش توانایی رزمی روی نمونه های M1A2 در محیطهای شهری اعمال می شود. این ارتقاها بدلیل خطرناکتر بودن محیطهای شهری نسبت به صحنه های نبرد می باشد. و این خود به دلیل قویتر بودن زره جلویی تانک ها از زره های کناری، بالایی و پشتی و وجود امکان حمله از هر طرف می باشد. ارتقا زره شامل افزودن زره های واکنشی به کناره های تانک برای مقابله با سلاحهای زد تانک و کلاهکهای shaped charged می باشد. زره های میله ای (شبکه ای) در پشت بدنه برای حفاظت از موتور نصب و سپر اسلحه نیز بر روی مسلسل توپچی برای محافظت از شلیک کننده قرار داده می شود. ارتقاهای دیگر شامل نصب نمایانگر های گرمایی بر روی مسلسل پر کننده (لودر) است. همچنین به مسلسل 12.7 میلیمتری فرمانده نیز قابلیت شلیک از داخل برجک در حالیکه دریچه بسته باشد داده می شود. یک تلفن بیرونی هم برای برقرای ارتباط فرمانده با سربازان پشتیبان تانک در پشت بدنه تعبیه شده است.

 

 

منبع : www.Answers.com

Posted by حامد کیانیان at 14:51 | Link To This Post ID 39 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

تانک M1 ابرامز بعنوان تانک جنگی اصلی ارتش ایالات متحده جایگزین تانک M60 Patton در سال 1980 شد. این تانک دارای سه مدلM1، M1A1، M1A2 می باشد. نام این تانک به احترام ژنرال کرایتون ابرامز، فرمانده سابق گردان زرهی 37 نیروی زمینی امریکا، ابرامز نامگذاری شده است. طراحی M1 در شرکت جنرال داینامیکس انجام گرفت و در نهایت این تانک در سال 1980 وارد خدمت شد. مدل ارتقا یافته M1 ، M1A1 نام دارد که در سال 1985 عرضه شد. M1A1 دارای توپ 120 میلیمتری بدون خان بوده که توسط شرکت آلمانی Rheinmetall طراحی شده است. همچنین این مدل دارای زره تقویت یافته و سیستم حفاظت NBC1 می باشد. M1A2 مدل ارتقا یافته A1 است که دارای نمایشگر گرمایی فرمانده و جایگاه اسلحه، تجهیزات ناوبری و گذرگاه دیجیتالی اطلاعات می باشد. نیروی زمینی آمریکا تمام M1 و M1A1 های خود را به مدل A2 ارتقا داده ولی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا هنوز از مدلهای A1 استفاده می کند. در عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا نیز در زره تعدادی از M1A1 ها تغییراتی انجام گرفت. علاوه بر آنچه گفته شد به ابرامز می توان خیشِ مین و یا غلتک مین وصل کرد. تاکنون بیش از 8800 تانک ابرامز تولید شده که علاوه بر آمریکا به کشور های دیگری مانند استرالیا، عربستان، مصر،کویت و ترکیه صادر شده است. البته این تانک در لیست نامزد های خرید سوئد نیز قرار داشت که به پیروزی نرسید.

این تانک برای اولین بار در جنگ خلیج در سال 1991 در صحنه نبرد حضور یافت و در این جنگ بود که توانایی های بالای خود را به نمایش گذاشت.در مجموع  1848 M1A1 در عربستان مستقر شدند و برتری خود را بر تانکهای T-72، T-62 و T-55 روسی در اختیار عراق نشان دادند. در این جنگ تنها 18 M1A1 به خاطر صدمه های وارد شده از خدمت خارج شدند و جالب اینجاست که هیچ مورد کشته شدن خدمه این تانک گزارش نشد. M1A1 دارای برد بیش از 4000 متر می باشد. درگیری مهم دیگری این تانک حمله امریکا به عراق در سال 2003 بود که به سقوط صدام حسین انجامید. در این جنگ هم ابرامز بسیار خوب عمل کرد و تنها یک مورد حادثه منجر به مرگ گزارش شد که در آن یک تانک ابرامز با یک مین زد تانک هدف قرار گرفت که باعث کشته شدن دو نفر و زخمی شدن نفر سوم همراه بود. این اولین مورد منجر به مرگ در تانک ابرامز بود. در 27 نوامبر 2004 یک ابرامز دیگر بوسیله بمب قدرتمند جاسازی شده نابود شد که به کشته شدن راننده انجامید. یک تانک دیگر هم به هنگام درگیری در عراق هنگام رد شدن از پل با خراب شدن آن به درون آب سقوط کرد که یک سرباز غرق شد. تاکنون هیچ ابرامی بوسیله اتش تانک دشمن نابود نشده است اگر چه چند فروند نیز بوسیله راکتهای زد تانک RPG-7، RPG-18 و AT-14 نابود شده اند. همچنین در عملیات طوفان صحرا چهار ابرام با اصابت اشتباه موشکهای زد تانک AGM-114 هلفایر شلیک شده از هلیکوپتر های AH-64 آپاچی ساقط شدند. ابرامز توسط نوعی ماده کمپوزیتی محافظت شده که از لایه هایی از استیل و سرامیک تشکیل می شود. مهمات و سوخت در قسمتی زره دار قرار داده شده اند تا به خاطر حساسیت این قسمتها امنیت خدمه بیشتر شود. در اوایل 1988 مدل M1A1 زرههای جدیدتری دریافت کرد که در آن از میله های زد اورانیوم ضعیف شده استفاده شده است. این میله ها در جلوی برجک و بدنه تانک قرار داده شده اند. با وجود افزایش قابل توجه مقاومت تانک در برابر انواع سلاحهای زد تانک این زره ها وزن ابرامز را نیز به مقدار قابل توجه زیاد کرده است. اولین M1A1 هایی که این ارتقا روی آنها نصب شد تانکهای مستقر در آلمان بود (به خاطر اینکه در جنگ سرد آلمان در خط مقدم مقابل شوروی بود). همچنین تانکهای شرکت کننده در عملیات طوفان صحرا فوراً قبل از آغاز جنگ به این درجه ارتقا یافتند. توپ مدل M1، M68A1 105 میلیمتری بود که توانایی شلیک انواع توپهای ضد نفر، دودهای سفید فسفری (از جنس فسفر) و یا توپهای با قدرت انفجاری بالا را دارد. در مدلهای M1A1 و M1A2 از توپ 120 میلیمتری M256 بدون خان استفاده شده که در شرکت رینمتال اِیجی آلمان و تحت لیسانس جنرال داینامیکس آمریکا طراحی شده است. این نیز توانایی شلیک انواع توپهای مختلف مانند اورانیوم ضعیف شده را دارد که به آن تونانایی مقابله با نیروهای زرهی و نفرات دشمن و حتی از نظر تئوری با وسایل پرنده با ارتفاع کم را دارد که البته این توانایی هنوز امتحان نشده است.

 

ادامه دارد...

 

 

منبع : www.answers.com

Posted by حامد کیانیان at 14:49 | Link To This Post ID 38 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385

بمب های الکترومغناطيسی (e-bombs)


انسان متمدن امروزی وابستگی عمیقی به برق
دارد.به طوری که قطع طولانی وحتی کوتاه این منبع انرژی اختلالات بیشماری را در زندگی بشر به همراه خواهد داشت.در ظرف یک ساعت از قطع جریان برق، آدمی به ارزش آن پی برده وقدردان این نعمت بزرگ خواهد شد.چند ساعت بعد ، کنترل خودرا از دست خواهد دادوکلافه وعصبی به این طرف و آن طرف قدم می زند.بعد از چند روز قطع برق وفقدان نور ،گرما یا سرما ،تلویزیون ودیگر لوازم برقی ،زندگی برایش غیر قابل تحمل خواهد شد
نیاز انسان به برق خیلی گسترده تر از مثال هایی است که در بالا عنوان شد؛اگر شهری با قطع برق مواجه شودومنابع جایگزین کافی ومناسب برای رفع نیازهای اساسی شهروندان وجود نداشته باشد؛مردم آسیب های فراوان خواهند دید .
شرکت ها وکارخانجات،خسارت های مالی سنگین متحمل خواهند شد ومیلیون ها دلار مواد غذایی فاسد خواهند شد . بمب های الکترومغناطيسی یا بمب های الکترومغناطیسی به جای قطع برق یک منطقه تمامی ماشین هایی را که از الکتریسیته نیرو می گیرند را نابود می کنند

یک بمب الکترو مغناطیسی سلاحی است که از وابستگی عمیق انسان به برق بهره می بردوبر همین اساس طراحی شده است.با به کارگیری یک نمونه از این بمب های الکترومغناطيسی در یک منطقه ،ژنراتورها از کار خواهند افتاد،موتور اتومبیل ها دیگر روشن نخواهند شدوحتی امکان برقراری ارتباط تلفنی نیز وجود نخواهد داشت.به عبارت دیگریک بمب الکترومغناطيسی اساسی وپیشرفته ی بزرگ می تواند یک شهر را از نظر امکانات وتجهیزات زندگی ،200سال به عقب برگرداند
ارتش ایالات متحده از سال ها پیش ،ایده ی بمب های الکترو مغناطیسی را دنبال می کرده است وخیلی ها معتقدند هم اکنون چنین جنگ افزاری در زرادخانه ی این کشور موجود است.همچنین تروریست ها می توانند با
ساخت بمب های الکترومغناطيسی ساده وباتکنولوژی پایین،خطری برای کشورها به حساب آیند
اساس کار بمب الکترومغناطيسی (ایی ام پی) یا به طور کامل تر(الکترومگنتیک پالس) یک سلاح با پالس الکترو مغناطیس که آن را می نامندتقریبا ساده است ،اینگونه بمبها جهت غلبه بر
جریان برق ،توسط یک میدان الکترومغناطیسی قوی طراحی شده اند.همه میدانیم که یک میدان الکترومغناطیسی به خودی خود ،اثر خطرناکی ندارند .سیگنال های رادیویی که امواج اف ام،ای ام،تلویزیون ومکالمات موبایل را مخابره می کنند تماما الکترو مغنا طیسی هستند.
یک فرستنده ی رادیویی ساده ، توسط ایجاد نوسان در جریان برق عبوری از یک مدار ،ایجاد میدان مغناطیسی می کند.این میدان می تواند دریک رسانای دیگر همچون آنتن رادیو، جریان الکتریکی به وجود آورد.اکر سیگنال الکتریکی نوسان دار ،اطلاعات به خصوصی را نمایش دهد ،گیرنده می تواند آنها را کشف واجرا نماید.یک مخابره ی رادیویی ضعیف تنها جریان الکتریکی مورد نیاز جهت انتقال سیگنال به یک گیرنده را تامین خواهد کرد .ولی اگر قدرت سیگنال یا همان میدان الکترومغناطیسی را به شدت افزایش دهیم ، می تواند جریان برق بسیار بزرگتری به وجود آوردجریان برق بزرگ ایجاد شده توسط این عمل ،باعث سوختن اجزای نیمرسانای رادیو خواهد شد و آن را از کار خواهد انداخت .البته کوچکترین نگرانی شما از این حادثه ،خرید یک رادیوی جدید خواهد بود.
میدان مغناطیسی قوی نوسان دار می تواند جریان برق بسیار بزرگی را در هر جسم رسانای دیگر ایجاد نماید.این آنتن های اتفاقی وغیر عمد ،می توانند جریان برف را به تمامی وسایل برقی در ارتباط با خود انتقال دهند.مثلا یک شبکه ی
کامپوتری عظیم را در نظر بگیرید که توسط خطوط تلفن با یکدیگر در ارتباط هستند.در این صورت با به وجود آمدن جریان عظیمی در خطوط تلفن،تمامی شبکه نابود خواهد شد.یک موج بلند خیلی بزرگ می تواند وسایل نیمه رسانا را بسوزاند،سیم کشی ها را ذوب کند،باتری ها را از بین برده وحتی ترانسفورماتورها را منفجر نماید.
طرح تولید جنگ افزارهای «ای ام پی» از مدت ها مطرح بوده استاز دهه ی 1960 تا 1980 میلادی ،نگرانی آمریکا حمله ی «ای ام پی» اتمی بود.این نگرانی به سال 1950 میلادی وتحقیقات بر روی بمب های اتمی باز می گردد. زمانی که انفجار اتمی آزمایش بر فراز اقیانوس آرام ،باعث قطع روشنایی خیابان های بخش هایی از هاوایی در صدها کیلومتر دورتر شد و اختلالاتی را در تجهیزات رادیویی پیرامون خود وتا شعاع بزرگی که حتی استرالیا را در بر می گرفت ؛ به وجود آورد.تحقیقات محققین در آن سالها نشان داد که فوتون هایی که توسط اشعه ی گاما به دست آمده از انجار اتمی شدید پراکنده شده بودند با تعداد بیشماری از الکترونهایی که از اکسیژن ونیتروژن در اتمسفر آزاد شده بودند برخورد کرده واین سیل بزرگ الکترونی فعل وانفعالاتی را نیز با میدان مغناطیسی زمین انجام داده وبدین وسیله جریان الکتریکی نوسان داری ایجاد نموده که باعث بوجود آمدن میدان مغناطیسی قدرتمندی شده بود.این پالس الکترو مغناطیسی ایجاد شده ،جریان الکتریکی قدرتمندی را در مواد رسانای موجود در دامنه ی وسیعی از انفجار صورت گرفته ،ایجاد کرده بود که باعث از کار افتادن برخی وسایل برقی شده بود.
در طول جنگ سرد ،بیشترین بیم ایالات متحده از شوروی سابق ،فرستادن موشک اتمی به ارتفاع 50 کیلومتری از سطح شهرهای مهم آمریکا ومنفجر ساختن آن بود که باعث از کار افتادن تمامی تجهیزات برقی در اکثر نقاط این کشور می شدولی چنین حادثه ای هیچگاه رخ نداد
امکان استفاده ی برخی کشورها از چنین سلاحی ، هنوز هم وجود دارد ولی این گونه سلاحها جای خود را به جنگ افزارهای غیر اتمی چون بمب الکترومغناطيسی داده اند.البته این گونه از«ای ام پی» ها نمی توانند دامنه ی عملیاتی«ای ام پی»های اتمی را داشته باشند ولی جهت فلج کردن موضعی نیروهای دشمن(مثلا در یک عملیات و...)می توانند بسیار کارآمد باشند .به احتمال زیاد ،ایالات متحده از جنگ افزارهای «ای ام پی»در زرادخانه ی خود بهره مند است.ولی نوع این بمب ها برای هیچکس مشخص نیست.بر اساس برخی گزارشات ،اکثر تحقیقات این کشور بر سر ساخت مدل «اچ پی دبلیو اس»این بمب هاست.مدل «اچ پی دبلیو اس »یا به طور کامل تر« های پاور میکرو ویوز »گونه ی بسیار قدرتمندتر همان مایکروویوهای موجود در آشپزخانه هاست که می توانند پرتو متمرکزی از انرژی مایکروویو تولید نمایند.چنین جنگ افزاری احتمالا می تواند بر روی موشک های کروز قابل نصب باشد .البته مدلهای ساده تری از بمب های الکترومغناطيسی نیز در جهان وجود دارد که از آن جمله می توان «اف سی جی » را نام برد.این بمب از یک لوله ی حاوی مواد محترقه در داخل یک سیم پیچ مسی تشکیل یافته است لحظه ای قبل از انفجار ماد شیمیایی محترقه که از قسمت انتهای لوله به سمت جلو صورت می گیرد؛سیم پیچ مسی موجود در آن توسط تعداد کثیری از خازن ها انرژی گرفته ویک میدان الکترو مغناطیسی ایجاد می نماید



کشور هند تحقیقات بسیار گسترده ای را در زمینه ی بمب های الکترومغناطيسی ساده وارزان «اف سی جی »به انجام رسانده که دلیل عمده ی آن،احتمال استفاد ه ی پاکستان از این گونه جنگ افزارها بر ضد این کشور است
.ایالات متحده تمایل زیادی به استفاده از تکنولوژی بمب الکترومغناطيسی دارد.چون چنین جنگ افزارهایی مرگ آور نیستد ولی در عین حال بسیار مخرب و ویرانگرند .البته بمب های الکترومغناطيسی سطح پایین و کوچک تنها می توانند مختصرا باعث ایجاد پارازیت در سیستم های الکترونیکی شوند ویا نهایتا کارآیی آنها را پایین بیاورند ولی سیستم های قدرنمند می توانند اطلاعات مهم کامپیمتری را از بین برده وسیتم های بسیار بزرک نیز تجهیزات برقی و الکترونیکی را به آتش خواهند کشید.
یک بمب الکترومغناطيسی می تواند باعث خنثی کردن مهمترین نیازهای دشمن در صحنه ی نبرد باشد ؛چنین بمبی می تواند سیستمهای کنترل وسایل نقلیه ی مختلف را از کار انداخته ،سیستمهای هدف یابی موشک ها وبمب ها را از بین ببرد ؛وسایل ارتباطی را نابود سازد؛سیستمهای مختلف هدایت عملیات نیروهای دشمن را از کار انداخته وسنسورهای مختلف پیچیده را خنثی نماید .بمبهای الکترومغناطسیس بهترین گزینه برای حمله به پناه گاههای زیر زمینی دشمن هستند.زیرا چنین سنگرهایی به وسیله ی موشک ها وبمب های معمولی، قابل انهدام نیستند.یک پالس الکترومغناطیسی رها شده از - بمب الکترومغناطيسی می تواند از لایه های زمین عبور کرده وموجب قطع برق آن پناهگاهها شود؛سیتم های تهویه را از کار انداخته ،ارتباط با بیرون را قطع کند وحتی در پناه گاههای پیشرفته ،درهای الکتریکی را از کار بیندازد.در حالی که «ای ام پی»هاجنگ افزار های مرگ آور به حساب نمی ایندولی گاهی از اوقات می توانند یکی از عوامل کشته شدن افراد باشند.برای مثال اگر یک بمب «ای ام پی»،باعث قطع برق یک بیمارستان شود؛بیماران بسیاری در عرض چند ثانیه کشته خواهند شد .همچنین یک «ای ام پی»می تواند باعث اختلال در حرکت تمامی وسایل نقلیه از جمله هواپیماها شود ویک فاجعه ی انسانی از سقوط هواپیما به وقوع بپیوندد.در اخر باید گفت که دور از ذهن ترین اثر بمب الکترومغناطيسی را می توان اثرات روانی آن دانست.یک حمله ی«ای ام پی» بزرگ در کشوری بزرگ می تواند یک زندگی مدرن قرت بیست ویکمی را 200 سال به عقب بازگرداند و آدمی را با زندگی جدیدی رو به رو سازد.تعداد بیشمار بازماندگان حمله ی «ای ام پی»،خود را اسیر دنیایی عجیب وغیر قابل باور خواهند دید؛دنیایی بدون امکان استفاده از نیروی برق
ترجمه ي: امير نادرپور.
Posted by حامد کیانیان at 14:40 | Link To This Post ID 37 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
 

مقدمه
فناوری پنهان کاری ابتدا برای گذر از سیستمهای دفاعی شدید روسیه طراحی شده بود. در اواخر دهه 50 میلادی هواپیماهای جاسوسی U-2 برای بیرون ماندن از دسترس شلیک ضد هوایی ها در ارتفاع 80000 فوتی ( 24000 متری) پرواز می کردند، ولی بعدها مشخص شد که رادار قادر به ردیابی آنها نبوده است.
موفقیت پروازهای در ارتفاع بالا، با هواپیماهای U-2، آغاز به کار تحقیقاتی شد که بعدها « پنهان کاری» نام گرفت و هدف آن ساخت هواپیماهایی بود تا از دید پنهان باشد. U-2 تا مدتها از دید رادارهای دشمن پنهان ماند، به خاطر اینکه در ساخت آن از مواد غیر فلزی استفاده شده بود که امواج رادار را جذب کرده و آنها را به طرف ایستگاه زمینی رادار انعکاس نمی داد، حالتی که در مورد دیگر هواپیماها اتفاق می افتاد. انقلاب پنهان کاری از دید رادار در دهه 1970 اتفاق افتاد، زمانی که کامپیوترها به قدر کافی قدرتمند شدند تا معادلات ماکسول را در مورد انتشار امواج الکترومغناطیسی حل کنند. این معادلات نشان می دادند که امواج رادار چگونه منعکس شده و پراکنده می شوند و با طراحی برنامه ای که قادر به پیش بینی RCS از کل بدنه هواپیما در تمام زوایا بود ( RCS امواج برگشتی از شی به طرف ایستگاه رادار) ، طراحان به صورت موثری قادر به کاهش دادن RCS شدند. تنها محدودیت برنامه اخیر این بود که برنامه فقط قادر به آنالیز سطوح صاف، آن هم به دلیل ضعف کامپیوتر ها بود ، بنابراین F-117 و مدلهای مشابه آن از تعدادی سطوح صاف تشکیل شده بودند.

F117

برنامه طراحی و ساخت هواپیمای F-117 جنگنده پنهان کار Nighthawk که توسط Lockheed Martin اجرا می شد بعد از سالیان سال کار روی فن آوری پنهان کاری و بر اساس آزمایشات که در سال 1975 انجام شده بود، در سال 1978 شروع شد و اولین پرواز آن در سال 1981 بود.ولی تا سال 1988 که به طور عمومی خبر وجود چنین پرنده هایی پخش نشده بود هنوز یک پروژه سری بود.Nighthawk اولین هواپیمای پنهان کار عملیاتی بود. از سال 1978 تا 1985 نورثروپ گرومن نیز روی یک پروژه پنهان کاری ، کار می کرد. این هواپیما به نام « Tacit Blue» (آبی خاموش) نامگذاری شد. این پروژه اطلاعات مهندسی ارزشمندی را برای طراحی بمب افکنB2 فراهم آورد. Tacit Blue اولین هواپیمایی بود که برای کاهش سطح مقطع راداری در بدنه آن از سطوح خمیده استفاده شده بود.



اصول کار اولیه
روشی که برای تشخیص هواپیماها استفاده می شود، بمباران فضای هوایی توسط سیگنالهای راداری به صورت متداوم است.
وقتی که هواپیماهایی به مسیر راداری وارد می شود، سیگنال برخورد کرده به آن طرف سنسور واقع در ایستگاه رادار که اندازه و مکان هواپیما را تشخیص می دهد بر می گردد( لازم به ذکر است که توان سیگنال فرستاده شده در حدود چندین مگاوات است در حالیکه سیگنال برگشتی از بدنه یک هواپیما در حدود چند میل وات است که این سیگنال در گیرنده مدار چندین بار تقویت می شود.)

 دیگر روش های تشخیص با سیگنالهای صوتی و فراصوتی ، دیداری و مشخصه های مادون قرمز (حرارتی) کار می کنند. فناوری پنهان کاری به وسیله کاهش یا حذف این سیگنالهای تشخیص دهنده کار می کنند.
پانلهای روی بدنه F-117 طوری زاویه دار شده اند که امواج رادار را منحرف کرده و سیگنالی به طرف پایگاه زمینی بر نمی گردد.
در F-117 از پنجره های صاف و مواد جاذب امواج رادار در خود پنجره ها و روی پنجره های سیستم هدایت لیزری که از ورود امواج رادار به داخل ایم محفظه جلوگیری می کند، استفاده شده است.
پانل های بدنه مجهز به لایه ای از مواد مرکب خاص که جذب کننده امواج رادار و در نتیجه کاهش دهنده هر نوع نشانه ای که باعث شکار شدن هواپیما می شود، هستند.
کاهش دادن مشخصه های حرارتی ایجاب می کند که یک هواپیما بسیار مخفی تر ساخته شود.
اگزوز موتور F-117 ، قبل از خروج گاز موتور توسط هوای سرد خنک می شود و این هوا توسط پره هایی به درون اگزوز فرستاده می شود. این پره ها، روزنه های عریض در روی لبه فراز دو بال هستند.
هواکش و اگزوز B2 روی سطح بالایی بال یعنی جاییکه از دسترس رادارهای زمینی محافظت شده اند گنجانده شده است.
جدیدترین هواپیماهای با فناوری پنهان کاری F-22 Raptor ، جنگنده F-35 و جنگنده اروپایی Typhoon هستند.
F35

همه آنها قادرند یا قادر خواهند بود در سرعتهای مافوق صوت بدون استفاده از پس سوز که شدت سیگنال های مادون قرمز منتشر شده را تحت شرایط مافوق صوتی کاهش می دهد، پرواز کنند.

پنهان کاری در دریا !!


اشتباه نکنید این مربوط به جیمزباند نیست، این قایق متعلق به نیروی دریایی ایلات متحده است!
سری ناوشکن های چند کاره DD21 Zumwalt در سال 2010 وارد عمل خواهند شد تا جایگزین ناوشکن های Oliver Hazar Perry و ناوشکن های Sprunace موجود شوند.بر خلاف سری های قبلی، ماموریت اصلی DD21 مهیا کردن پشتیبانی برای حمایت از نیروهای زمینی است.
کاهش علایم دیداری، راداری، مادون قرمز و علایم مغناطیسی الی ترین اهداف طراحی هستند.
این کشتی ضمنآ برای عملیات ضد هوایی، ضد دریایی و ضد زیر دریایی طراحی شده است.
همچنین طرح کشتی شامل مواد مرکب خاص ، بعضی مواد جاذب رادار و شکل خاص بدنه کشتی هم روی سطح آب و هم زیر سطح آب است.دقت بسیار زیادی برای کاهش صدای کشتی و کم کردن صدای سیستم های تسلیحاتی و موتوری کشتی اتخاذ شده است.سیستم قدرت یکپارچه IPS برای حمل بی صدای کشتی طراحی شده است. IPS یک سیستم با ساختار کاملآ الکتریکی برای کشتی های آینده است و نیروی محرکه کل کشتی به خط الکتریکی وصل است.
IPS هزینه نگهداری کمتر، هزینه ساخت کمتر، قابلیت بقاپذیری بهتر با ساختار انعطاف پذیرتر را برای دارندگان کشتی به ارمغان آورده است.
ساخت یک پیشرانه الکتریکی باعث حذف شفت پیشرانه و کاهش چرخ دهنده ها و نیز باعث کاهش علاءم ردیابی کننده مثل صدا، حرارت و ... می شود و همچنین باعث افزایش قدرت موجود در سیستم های تسلیحاتی( قابلیت حمل مهمات بیشتر) و افزایش راحتی خدمه کشتی می شود.سری DD21 Zumwait با تسلیحات 5-inch/62 و تو پهای Howitzer 155 mm مجهز خواهند شد و کشتی قادر خواهد بود که قدرت پشتیبانی توپخانه ای با برد 100 مایل را داشته باشد.
یک سیستم موشکی دریایی زمینی هم خواهد توانست که با برد 100 تا 200مایل، کار پشتیبانی نیروهای زمینی را انجام دهد.
موشک های تاکتیکی کروز Tomhawk هم قادر خواهند بود تا اهداف در فاصله 200 تا 1600 مایل دریایی را مورد اصابت قرار دهند.
DD21 به پیشرفته ترین سیستم های ردیابی زیر دریایی که روی سطح جنگنده نصب خواهد شد، مجهز خواهد گردید.
سیستم پد فرود کشتی قادر به میزبانی از فرود هلیکوپترهای نیروی دریایی خواهند بود.
دیگر ناوچه ضد رادار رزمناو Visby سوءدی است.
سری رزمناو های Visby اولین سری کشتی در جهان هستند که کاملآ منطبق با فن آوری پنهان کاری طراحی گردیده اند، که با مهارت عملیاتی بسیار بالایی هم ترکیب شده اند.


visby

مشخصه های پنهان کاری برجسته کشتی، قابلیت انعطاف و بهبود کارآیی کشتی در انواع عملیات را باعث شده است.
Visby دارای سطح خمیده خاصی است، که برای ایفای نقش های خاص طراحی شده است: جنگ روی سطح دریا (ASUM) ، جنگ ضد دریای ( ASW)، خنثی سازی مین دریایی ( MCM)، فرماندهی و ... .
Visby طوری طراحی شده که تمام علاءم آشکار کننده وجود کشتی مانند علاءم نوری و مادون قرمز ، علاءم صوتی و فراصوتی، پتانسیل الکتریکی زیر دریایی و علاءم مغناطیسی ، علاءم فشار، ضد رادار و سیگنالهای فعال پخش شده را به حداقل رساند.

visby

سیستم MCM شامل ترکیبی از علاءم کوتاه، سنسورها و تسلیحات و مقاومت بالا در مقابل شوک است.
یک سیستم پیشرفته سونار برای ردیابی، تشخیص ، مکان یابی و پشتیبانی داده ها برای سلاح ها طراحی شده است. بدنه کشتی بر اساس اصول پنهان کاری یا سطوح صاف بسیار بزرگ خمیده طراحی شده است. هر ابزاری که ضرورتی بری ماندن در بیرون کشتی را ندارد به درون کشتی منتقل شده یا با صفحات با طرحی خاص پوشانده شده است.

اگزوزهای توربین گاز در نزدیکی سطح آب در عقب کشتی پنهان شده اند.کشتی با فیبر کربن با ساخت ساندویچی، با پلاستیک فشرده (CFRP) ساخته شده است.
این مواد دارای استحکام و قدرت بالا، در برابر شوک بالا، علاءم مشخص کننده راداری کم و مشخصه مغناطیسی بسیار پایین هستند.
بهره گیری از این مواد ، وزن مجموعه را تا 50% کاهش داده و این مزیت باعث می شود که با هزینه حمل و نقل کمتر( مصرف سوخت کمتر) کشتی سریعتر حرکت کند و مسافت طولانی تری را طی کند.Visby به توربین پیشرانه ترکیبی دیزل یا گاز (CODOG) مجهز شده است که قادر است سرعت بالایی را برای کشتی فراهم کند و در واقع غیر ضروری 2 پیشرانه دیزلی یا سرعتی کمتر کشتی را یه حرکت در می آورند.
موتورها حداکثر سرعتی بالغ بر 15 گره دریایی را برای فواصل طولانی و 35 گره دریایی را برای فواصل کوتاه مهیا می کنند.
کشتی دارای موتورهای با نیروی پرتابی خاص برای مانور دادن در لنگرگاه است.

Posted by حامد کیانیان at 14:35 | Link To This Post ID 36 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
شفق2 جنگنده هزاره سوم 
جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است .
بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق که شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال 2008 بطول خواهد انجامید. با توجه به سرمایه گذاری های بسیار بالای ایران در صنایع هوایی و موشکی خود احتمال میرود که این پرنده کمی زودتر از موعد مقرر وارد خدمت در نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران شود
 
تصوير تائيد نسده از شفق

شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است .
علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ).
وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند . ( البته برخی گمانه زنی ها . بنا به گفته بعضی رسانه ها ایران برنامه هایی نیز برای تولید موتور کلیموف RD-33 و نمایشگر های تحت امتیاز روسیه در ایران دارد.)
از دیگر ویژگی های بارز شفق می توان به طراحی آیرودینامیکی و سرعت فراصوتی آن که دو تا دو ونیم برابر سرعت صوت است اشاره کرد، در طراحی شفق مساحت ریشه بالها بسیار بیشتر از نوک بال است( بالهای قیفی شکل : این نوع شکل بال از پایداری نسبتا خوبی نسبت به باله های دلتا شکل در سرعت های پایین و بالا برخوردار است ) و این امر موجب می شود تا جنگنده شفق در نبرد های هوایی تن به تن (داگ فایت) بتواند به سرعت زاویه حمله را بسوی هدف تغییر دهد، همچنین بواسطه طراحی ویژه بدنه آن توانایی پیچش، غلتش و قابلیت مانور پذیری شفق تا حد زیادی افزایش یافته و آن را به جنگنده ای برای استفاده در موقعیت های خاص تبدیل کرده است. کارشناسان در مورد شفق به گمانه زنی هایی پرداخته اند از جمله اینکه جنگنده شفق از توانایی پرواز در ارتفاع پایین نیز بخوبی برخوردار است و از لحاظ اویونیک یا سیستم های الکترونیک پروازی نیز بسیار پیشرفته می باشد . از پس از سال 2000 طرحی محرمانه در دانشگاههای ایران در حال تهیه است که به موجب آن راداری پیشرفته و بروز برای این جنگنده در حال ساخت است . این رادار که در نحوه عملکرد از رادار AWG-9 تامکت الهام گرفته دارای توانایی فوق العاده و قابل قبولی در بکارگیری در انواع موقعیتهای ضروری است .
اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند.
برگرفته از سايت
http://www.military.ir
Posted by حامد کیانیان at 14:31 | Link To This Post ID 35 | Topic :
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل

صهيونيست‌ها تاكنون سازمان‌ها و گروه‌هاي خاصي را بري قتل و ترور و كشتارمخالفان و دشمنان خود در سطح دنیاو فلسطينيان به خصوص رهبران و اعضاي مقاومت تشكيل داده‌اند. در زير به مهم‌ترين ين سازمان‌ها اشاره مي‌كنيم

هاشومير (نگهبان)

يك سازمان نظامي صهيونيستي است كه در سال 1909 در فلسطين تشكيل شد و افرادي چون يتسحاق تسفي، اسرائيل گلعادي، الكساندر زيد و اسرائيل شوحط مسؤولان ين سازمان به شمار مي‌آمدند. بيش‌تر اعضي ين سازمان نظامي از حزب كار و از نخستين مهاجران روسي به فلسطين اشغالي هستند. با ين وجود، هاشومير با نظارت مستقيم حزب كار بر اين سازمان مخالفت كرده است. هدف اين سازمان تامين امنيت شهرك‌هي يهودي‌نشين و حمايت از آن‌ها اعلام شده است.

بيتار


اين كلمه برگرفته از عبارت عبري ‹‹بريت يوسف ترومبلدور›› به معني ‹‹دوران ترومبلدور›› و يا ‹‹پيمان ترومبلدور›› است. بيتار سازماني اصلاح‌طلبانه و متشكل از جوانان صهيونيست است كه يوسف ترومبلدور در سال 1923 آن را در هلند تاسيس كرد. هدف ين سازمان آموزش اصول كشاورزي و علوم به جوانان يهود بري آماده ساختن آن‌ها جهت زندگي در فلسطين بود. البته در آموزش ين افراد روي آموزش نظامي و زبان عبري تاكيد خاصي مي‌شد. اعضي ين سازمان يك نوع يدئولوژي متاثر از فاشيسم را آموزش مي‌ديدند. انديشه فاشيسم در آن زمان حاكم بر اروپا بود. به ين جوانان تلقين مي‌شد كه انسان دو راه پيش رو دارد كه سومي ندارد: ‹‹يا مرگ يا جنگ
››

بيتار مدام به اعضي خود يادآور مي‌شد كه هر كشور داري رسالت و اهداف خاص، با زور شمشير تشكيل شده است. در كل بايد گفت كه اين سازمان افكار و انديشه‌هي جابوتنسكي از رهبران صهيونيسم را يدك مي‌كشد
.

نوتريم


كلمه‌ي عبري و به معني نگهبان و محافظ است. ين سازمان عبارت است از پليس احتياط يهودي كه نيروهي قيمومت انگلستان با همكاري هاگانا و بري قلع و قمع انتفاضه ملت فلسطين در 1936 ـ 1939 تشكيل دادند و در ين راستا صدها يهودي در شهر‌ها و شهرك‌ها به عضويت آن درآمدند و بري حميت از شهرك‌هي واقع در منطقه پست اردن اعزام شدند. نيروهي نوتريم ابتدا 1550 نفر بودند كه حقوق و هزينه زندگي 750 نفر آنان را انگلستان و حقوق بقيه (1800) را رهبري شهرك‌هي يهودي متكفل شده بودند. در ژوئن 1936م. با توجه به شدت گرفتن تظاهرات فلسطينيان 1240 نيرويي كه ‹‹نگهبانان ذخيره›› نام داشتند، به عضويت ين سازمان درآمدند
.

سپاه يهود


سپاه يهود تشكيلاتي نظامي و متشكل از داوطلبان يهودي است كه در جريان جنگ جهاني اول در كنار نيروهي انگليس و متفقين جنگيدند. گردان يهودي شماره 38 كه در ميان سال‌هي 1915 ـ 1917 تشكيل شد و گردان 39 كه بن گوريون و بن تسفي در سال‌هي 1917 ـ 1918 در آمريكا آن را تاسيس كردند و گردان 40 (كه در فلسطين تشكيل شد) و گردان‌هي ‹‹يورش تفنگ‌هي پادشاهي›› نيروهي تشكيل‌دهنده ين سازمان هستند
.

تعداد نيروهي همه ين گردان‌ها مجموعا 6400 مرد بود كه همه آن‌ها سپاه يهود ناميده مي شدند. انديشه تاسيس ين سپاه از آن جا نشأت مي‌گيرد كه صهيونيست‌ها با توجه به قدرت استعماري بالي بريتانيا بر خود لازم مي‌داستند كه بري رسيدن به هدف خود يعني تاسيس وطني ملي بري يهوديان به نيروهي انگليسي كمك كنند
.

لشكر يهود

يك سازمان نظامي يهودي است كه در زبان عبري ‹‹هاهيل›› نام دارد. ين سازمان در سال 1944 به دستور حكومت بريتانيا و بري كمك به نيروهي متفقين در جريان جنگ جهاني دوم تشكيل شد. اما در اصل تشكيل لشكر يهود به سال 1939 يعني در جريان جنگ جهاني دوم ـ كه رهبران شهرك‌هي يهودي در فلسطين راه را بري رسيدن به آرزوي خود در تشكيل دولت با مساعدت متفقين هموار مي‌ديدند ـ باز مي‌گردد. در همين سال حدود 130 هزار شهرك‌نشين يهود در فلسطين بري جنگ با متحدين داوطلب شدند.

هاگانا

هاگانا كلمه‌ي عبري به معني ‹‹دفاع›› و سازماني نظامي و متعلق به شهرك‌نشينان صهيونيست است. ين سازمان در سال 1920م. به جي سازمان ‹‹هاشومير›› تشكيل شد. هاگانا ابتدا وابسته به اتحاديه كارگران و سپس حزب مابي و هستدروت بود. در سال 1929م. هاگانا در سركوب انتقاضه فلسطينيان مشاركت و به خانه‌ها و مستغلات عرب‌ها حمله كرد و راهپيميي‌هيي را بري تحريك شهروندان عرب و ارعاب آن‌ها به راه انداخت. همچنين ين سازمان در امر شهرك‌سازي به خصوص در ابداع شيوه ‹‹حصار و برج محافظت›› بري شهرك‌هي صهيونيست‌نشين مشاركت فعالي داشت و علاوه بر آن از زمان تاسيس همواره در راستي تامين امنيت شهرك‌هي صهيونيستي تلاش كرده است.

سال‌هي انتفاضه فلسطينيان از 1936 تا 1939 شاهد همكاري گسترده هاگانا با نيروهي اشغالگر انگليس بود و ين همكاري به با انتصاب چارلز وينجيت به عنوان افسر سازمان امنيت انگلستان در فلسطين به سال 1939 توسعه يافت. نامبرده بر يجاد تيم‌هي ويژه شبانه و گروهان‌هي سيار و هماهنگي ميان سازمان اطلاعات و امنيت انگلستان و بخش امنيتي هاگانا معروف به ‹‹شي›› نظارت داشت. همچنين‌ نيروهي بريتانيا و هاگانا در تشكيل پليس ويژه حفاظت از شهرك‌هي يهودي همكاري داشتند و بيش‌تر اعضي آن از نيروهي هاگانا تشكيل شد. با پيان جنگ جهاني دوم نبرد جديدي روي داد و هاگانا با همكاري ‹‹ليحي›› و ‹‹اتسل›› تاسيسات انگليس و پل‌ها و خطوط راه‌آهن را تخريب كرد. ين عمليات‌ها ‹‹جنبش مقاومت عبري›› ناميده شدند. با برپيي دولت ‹‹اسرائيل›› نيروهي هاگانا هسته‌هي اصلي ارتش صهيونيستي را تشكيل دادند
.

اتسل


اتسل اختصار ‹‹سازمان نظامي ملي در سرزمين اسرائيل›› است و نام ديگر آن آرگون مي‌باشد. اتسل سازماني نظامي و صهيونيستي است كه در سال 1931م. با همكاري اعضي قديمي هاگانا (كه از سازمان مادر جدا شده بودند) و گروهي مسلح از سازمان بيتار تاسيس شد. افكار و انديشه‌هي ولاديمر جابوتنسكي مبني بر ضرورت قدرت تسليحاتي يهود بري تشكيل دولت و حق هر يهودي در ورود به فلسطين شالوده طرح‌ها و برنامه‌هي ين سازمان را تشكيل مي‌دهد. آرم ين سازمان عبارت بود از يك دست كه سلاحي را گرفته و بر روي آن عبارت ‹‹فقط ين›› نوشته شده بود
.

در سال 1937 آبراهام يتهومي رئيس وقت اتسل با هاگانا به توافق رسيد كه ين دو سازمان در هم ادغام شوند. ين مسأله باعث تجزيه اتسل شد ؛ زيرا كم‌تر از نيمي از اعضي سه هزار نفري آن با ين امر موافق بودند و اكثريت بر ضرورت حفظ استقلال سازمان تاكيد داشتند. در سال 1940م. بري دومين بار ين سازمان تجزيه شد و ين بار گروه ‹‹آبراهام شتيرن›› از آن فاصله گرفت و سازمان ليحي را تشكيل داد. علت ين تجزيه هم به اختلاف ين گروه با بقيه نيروهي اتسل در مورد اتخاذ موضع مناسب در قبال همكاري با نيروهي درگير در جنگ جهاني دوم بر مي‌گردد. هواداران شتيرن بر ضرورت حميت از آلمان نازي بري شكست بريتانيا و به تبع آن خروج نيروهي ين كشور از فلسطين و تشكيل دولت ‹‹اسرائيل›› تاكيد مي‌كردند، در حالي كه سازمان مادر خواستار همكاري با نيروهي انگليسي به ويژه در زمينه مسائل امنيتي بود
.

اتسل با عمليات‌هي تروريستي خود نقش عمده‌ي در كوچاندن كشاورزان فلسطيني داشت. همچنين ين سازمان با همكاري سازمان تروريستي ‹‹ليحي›› و حميت هاگانا به خودروهي فلسطينيان حمله مي‌كرد و به كشتار معروف ديرياسين در 9 آوريل 1948 دست زدند
.

ليحي (شتيرن)

ين كلمه اختصار جمله ‹‹مبارزان راه آزادي اسرائيل›› است. ليحي سازماني نظامي و سري است كه آبراهام شتيرن در سال 1940 به دنبال كنارگيري خود و هوادارانش از سازمان اتسل تاسيس كرد. از سال 1942 ين سازمان به دنبال كشته شدن بنيانگذار آن ‹‹شيترن›› به دست نيروهي انگليسي به نام خود وي معروف شد. در سال 1943م. رهبري ين سازمان را مناخيم بگين بر عهده گرفت. مهم‌ترين عمليات‌هي تروريستي ين سازمان عبارتند از:

1ـ قتل فولك برنادوت ميانجيگر بين‌المللي


2ـ بمب‌گذاري در هتل ملك داوود در قدس اشغالي و انهدام آن


موساد

به وسيله هاگانا يك سازمان سري ويژه تشكيل شد كه دفتر اطلاعات موسوم به ‹‹شي›› نام گرفت. در سال 1937 نيز هاگانا سازمان ‹‹موساد لياليفي بيت به معني دفتر مهاجرت›› را تشكيل داد. ين نخستين اسم ين سازمان بود.

سازمان اطلاعات ‹‹اسرائيل›› ‌در سال 1951 وقتي كه بري اولين بار به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد، ين اسم را به يدك كشيد و شبكه‌هي جاسوسي آن نيز از آن زمان موساد ناميده مي‌شوند
.

با توجه به تعدد سازمان‌هي جاسوسي رژيم صهيونيستي، رهبري ين رژيم تصميم گرفت كه سازمان ويژه‌ي بري هماهنگي ميان فعاليت‌هي ين سازمان‌ها تاسيس كند. ين سازمان ‹‹دژ مستحكم بري خدمت به اسرائيل›› نام گرفت و مسئوليت تاسيس آن به روفين شيلوح واگذار شد. نامبرده كسي بود كه پس از تشكيل موساد رسما رياست آن را عهده‌دار شد
.

با توجه به گزارشي كه در سال 1996 منتشر شد، شمار كاركنان موساد حدودا به 1200 تا 1500 نفر از جمله 500 افسر مي‌رسيد و هر كدام از آن‌ها در سن پنجاه و دو سالگي بازنشسته مي‌شدند. موساد شبكه گسترده‌ي از مزدوران در سراسر دنيا در اختيار دارد و هم‌اكنون بيش از 35 هزار عضو (20 هزار كارمند و بقيه موقتي) دارد
.

موساد داري چند شاخه اصلي است كه هر كدام از آن‌ها مأموريت خاصي دارد. مي‌توان گفت كه مأموريت ين شاخه‌ها به ترتيب ذيل است
:

1ـ جمع‌آوري اطلاعات


2ـ دسته‌بندي داده‌ها


3ـ بررسي و ارزيابي ين اطلاعات


4ـ نظارت و جاسوسي


5ـ عضوگيري و اجري عمليات در خارج از فلسطين از جمله قتل و تصفيه مخالفان


6ـ بخش ويژه‌ فيلمبرداري، جعل، رمزيابي و دستگاه‌هي ارتباطي


7ـ بخش ويژه آموزش و برنامه‌ريزي و افزيش كاريي كاركنان موساد


8ـ بخش ضد اطلاعات و نفوذ نيروهي غيرخودي


9ـ بخش عمليات


بخش عمليات‌ مهم‌ترين شاخه موساد محسوب مي‌شود و ماموريت آن سازماندهي فعاليت جاسوسان و مزدوران ين سازمان در گوشه و كنار جهان است
.

همچنين يك نيروي خارجي ديگر موسوم به ‹‹عل›› به معني عالي‌رتبه وجود دارد كه كار آن جمع‌آوري اطلاعاتي از داخل آمريكا درباره كشورهي عربي است و سفرها و ديدارهيي هيأت‌هي سياسي را كنترل مي‌كند
.

موساد داري يك كميته ديگر موسوم به ‹‹وادات›› است كه كار آن هماهنگي سري با خارج و داخل اسرائيل مي‌باشد و به صورت هفتگي نشستي برگزار مي‌كند. رئيس وادات همان رئيس موساد است كه همكارانش او را مامون صدا مي‌كنند. اما اعضي كميته وادات عبارتند از اشخاص زير
:

1ـ مدير سازمان اطلاعات نظامي موسوم به ‹‹امان
››

2ـ مدير سازمان اطلاعات داخلي ‹‹شين بت
››

3ـ مدير سازمان امنيت عمومي ‹‹شاباك
››

4ـ مدير مركز مطالعات راهبردي و برنامه‌ريزي وزارت امور خارجه (ين مركز در زمينه جاسوسي سياسي يا ديپلماتيك تخصص دارد
)

5ـ مدير بخش عمليات ويژه پليس موسوم به ‹‹ماتام
››

6ـ مشاوران خصوصي نخست وزير در امور سياسي، نظامي، امنيتي و مبارزه با تروريسم


در جريان ين نشست هفتگي چارچوب سياست امنيت داخلي و خارجي ‹‹اسرائيل›› ترسيم مي‌شود
.

از سوي ديگر، موساد يك شعبه مطالعاتي با 5 بخش و 15 دفتر بري انجام مطالعات سري درباره كشورهي عربي و برخي كشورهي جهان دارد
.

شين‌بت (شاباك)


هنگام تاسيس دولت عبري تعداد مأموران اطلاعاتي و امنيتي آن 184 نفر بود. ين افراد در آن زمان به دستور مقامات نظامي يك يگان نظامي موسوم به ‹‹شين بت›› وابسته به ارتش صهيونيستي تشكيل دادند. شين بت خلاصه كلمه ‹‹خدمت به امنيت›› است. يسر هرئيل از زمان شكل‌گيري ين سازمان تا سال 1952م. رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد.

شين‌بت در دهه اول شكل‌گيري‌ رژيم صهيونيستي مراقب تحركات دشمنان حزب كار كه تا سال 1977 بر ‹‹اسرائيل››‌ حكومت مي‌كرد، بود. حزب كار در ين سال‌هي طولاني توانست شين‌بت را به يك سازمان‌ اسطوره‌ي بري حميت از رژيم صهيونيستي در مقابل توطئه‌هي داخلي و جاسوسان شوروي و فدائيان عرب كه با پشت سر گذاشتن سيم‌هي خاردار وارد سرزمين‌هي اشغالي مي‌شدند، تبديل كند. فعاليت‌هي شين‌بت كاملا سري بود و حتي مردم اسم رئيس آن را هم نمي‌دانستند و سال‌ها تحت نظارت و مسؤوليت دفتر نخست‌وزير فعاليت مي‌كرد
.

كلمه شين‌بت اندك اندك جي خود را به شاباك داد. شاباك به معني امنيت عمومي و يا شين‌بت عمومي است. بعد از رسويي مأموران شاباك در پرونده ‹‹اتوبوس 300›› در سال 1986، آبراهام شالوم رئيس آن استعفا داد. پس از ين ماجرا رويت‌هي مختلفي درباره شاباك و موساد بر سر زبان‌ها افتاد و پژوهشگران و حتي مسؤولان قبلي ين سازمان‌ها مطالبي به رشته تحرير درآوردند
.

يگان عرب‌نماها


اولين عرب‌نمي عضو ارتش صهيونيستي يسرائيل عبدو بن يهودا نام داشت كه در ژوئن 1999 فوت كرد. وي پدر عرب‌نماها خوانده مي‌شد. فعاليت‌هي وي در فلسطين در جريان جنگ 1948 آغاز شد و يگان عرب‌نماها را فرماندهي نمود. ين يگان همچنان به قوت خود به فعاليت‌هيش ادامه مي‌دهد. قبل از ين يوسي ميلمان روزنامه‌نگار صهيونيست با انتشار گزارشي از فعاليت ين يگان در ميان عرب‌هي ‹‹اسرائيل›› پرده برداشت. وي در گزارش خود آورده بود كه اعضي ين يگان در روستاهي فلسطيني با معرفي خود به عنوان عرب زندگي‌ و حتي با دختران فلسطيني نيز ازدواج مي‌كنند.

اسحاق رابين وزير جنگ رژيم صهيونيستي در انتفاضه اول يگان ويژه‌ موسوم به ‹‹عرب‌نماها›› را تشكيل داد. ين يگان شامل چهار بخش است
:

1ـ دوفدوفان بري فعاليت در كرانه‌باختري


2ـ شمشون بري فعاليت در نوار غزه


3ـ گدعونيم وابسته به يگان مرزبانان بري فعاليت گسترده در كرانه‌باختري


4ـ بخش وابسته به پليس صهيونيستي و ديره فعاليت آن منطقه قدس است
.

مهم‌ترين و خطرناك‌ترين ين يگان‌ها يگان دوفدوفان است. ين يگان آموزش‌هي نظامي و رواني مخصوصي مي‌بينند و اعضي آن به قاتلاني حرفه‌ي كه كشتار و قتل نزد آنان بسيار آسان و مثل آب خوردن است، تبديل مي‌شوند. ين اشخاص لباس عربي به تن مي‌كنند و در اصل دو نوع زندگي دازند: يكي زندگي طبيعي خود در ميان يهوديان و ديگري زندگي در ميان فلسطينيان و عرب‌ها. بدين وسيله بيد لباس عربي بپوشند و لهجات و سرودها و آداب و رسوم عرب‌ها را به دقت بياموزند تا به راحتي بتوانند در درون جامعه فلسطيني نفوذ كنند و فلسطينيان آن‌ها را شناسيي نكرده و حملاتشان را خنثي نكنند
.

با توجه به گزارش‌هي مختلف ‹‹اسرائيل›› و با استناد به قرائن و شواهد موجود مهم‌ترين مأموريت و هدف ين يگان‌ها فعاليت گسترده در قلب مناطق مسكوني فلسطين و تحقق اهدافي است كه عادتا يگان‌هي نظامي قادر به دستيابي به آن‌ها نيستند. كار ين يگان‌ها شناسيي و بازداشت افراد تحت تعقيب، رهبران و فعالان انتفاضه و ترور آن‌هاست. جمع‌آوري اطلاعات، فتنه‌انگيزي، بر هم زدن اوضاع از ديگر وظيف ين سازمان است
.

امان


يكي از نهادهي سازمان اطلاعات ‹‹اسرائيل›› است و از لحاظ اداري وابسته به فرماندهي ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و تحت نظارت فرمانده ين ستاد است. اما در كل مجري تصميمات شوري عالي امنيت ملي رژيم صهيونيستي است. به عبارت ديگر مي‌توان گفت كه ين سازمان شبيه ديره اطلاعات نظامي و مشابه‌ آن در ارتش‌هي دنياست
.

كلمه امان مشتق از عبارت عبري ‹‹اغاف موديعين›› و معني آن دفتر اطلاعات و امنيت است و مخصوص امنيت نيروهي مسلح و جمع‌آوري اطلاعات مهم نظامي و تاكتيكي و عملياتي درباره نيروهي مسلح عربي و توان سياسي و اقتصادي ـ كه شيد بتوان بري كمك به نيروهي نظامي و پيشبرد اهداف در عمليات‌ها از آن استفاده كرد ـ‌ است
.

امان با تجزيه و تحليل ين معلومات و اطلاعات، نتيجه را به اطلاع مقامات عالي‌رتبه مي‌رساند. ين سازمان در تدوين طرح‌هي جنگي و هماهنگي با ديگر سازمان‌ها نقش فعالي دارد و از افسران اطلاعاتي مستقر در مرزها و مناطق عملياتي و افسران شناسيي ـ كه از وسيل و ادوات ماهواه‌هي صنعتي، بي‌سيم و سيستم‌هي الكتروني بري شناسيي و نظارت هويي، درييي، زميني استفاده مي‌كنند ـ اطلاعات جمع‌آوري مي‌كند
.

ين مربوط به مرزها بود،‌ اما اطلاعات خارجي از طريق وابسته‌هي نظامي امان و كاركنان آن در سفارتخانه‌هي اسرائيل در ديگر كشورها به داخل ارسال مي‌شود. همچنين شبكه‌هي جاسوسي فعال در خارج از جمله سازمان اطلاعات وابسته به كشورهي همپيمان ‹‹اسرائيل›› اطلاعات نظامي را جمع‌آوري و نتيجه فعاليت‌هي تجسسي خود را به امان در داخل فلسطين اشغالي ارسال مي‌كنند
.

امان داري بخش‌هي زيادي است
:

1ـ اطلاعات تاكتيكي


2ـ اطلاعات زميني


3ـ اطلاعات هويي


4ـ اطلاعات درييي


5ـ بخش مخصوص انجام مطالعات راهبردي در مورد ارزيابي توان سياسي و نظامي كشورهي عربي و مواضع سياسي آن‌ها


6ـ بخش اطلاع‌رساني كه ارتباط تنگاتنگي با نميندگان رسانه‌هي خارجي (به ويژه خبرنگاراني كه تحولات مربوط به جنگ را پوشش مي‌دهند) در داخل ‹‹اسرائيل›› دارد. ين بخش بر هر مطلبي كه به نقل از ارتش و يا درباره ارتش صهيونيستي منتشر مي‌شود، نظارت كامل دارد
.

مهم‌ترين حادثه‌ي كه در ين سازمان روي داد، پاكسازي نيروهي آن و انجام اقدامات لازم بري پيشرفت سازمان به دنبال عدم پيش‌بيني جنگ اكتبر 1973 بود. گفتني است كه امان در گزارش‌هي خود به هيچ وجه جنگ اكتبر 1973 را پيش‌بيني نكرده بود
.

گردان‌ لافيه

گردان لافيه از خطرناك‌ترين و وحشي‌ترين سازمان‌هي جاسوسي و تروريستي ‹‹اسرائيل›› است كه به عمليات‌ تصفيه و ترور و بازداشت فلسطينيان دست مي‌زند. ين سازمان در مناطق مسكوني فعاليت مي‌كند و بري ترور مسؤولان و رهبران مقاومت آموزش‌هي ويژه‌ي مي‌بيند.

گردان لافيه به دستور شائول موفاز رئيس سابق ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و وزير جنگ كنوني ‹‹اسرائيل›› و با هدف جيگزين كردن يگان‌هي نظامي به جي نيروهي ذخيره تشكيل شد. ين اقدام در حالي صورت گرفت كه ارتش صهيونيستي مجبور به استفاده از نيروهي احتياط به مدت 25 روز در سال شد. منابع صهيونيستي اعلام كرده‌اند كه منطقه جنوب كوه الخليل تنها در يك سال به فعاليت 18 گردان ذخيره در آن نياز پيدا كرد، ولي ين تعداد به دنبال تمديد دوران خدمت نظامي نيروهي احتياط به دوازده يگان ذخيره كاهش يافت. همين منابع تاكيد مي‌كنند كه ميانگين هزينه خدمت روزانه هر نظامي احتياطي 400 شيكل است و علي‌رغم كاريي و تجربه كافي نيروهي ذخيره اما شناخت آن‌ها از منطقه به اندازه گردان نيروهي نظامي مستقر در منطقه نيست
.

ين منابع افزودند كه شيوه تشكيل ين گردان مشابه گردان‌هي عملياتي ارتش صهيونيستي ‹‹نخشون، شمشون، دوخيفت و خروب›› و گردان ‹‹نيتساح يهودا›› (نظاميان وابسته به جريان مذهبي متعصب كه در منطقه پست اردن مستقر هستند) است كه حوزه فعاليت‌ هميشگي آن‌ها اطراف شهرهي فلسطيني مي‌باشد
.

گروهبان يهودا فرمانده گردان لافيه مي‌گويد:‹‹ از چگونگي تشكيل گردان‌هي قبلي تجارب زيادي كسب كرديم و گردان لافيه را به عنوان گرداني پياده نظام و مخصوص اجري عمليات‌هي نظامي و امنيتي تشكيل داديم. ين گردان شبانگاه در ساعات خاصي كه با شريط منطقه و ساكنان آن مناسب باشد، وارد مناطق مسكوني مي‌شود و به شكار طعمه‌هي خود مي‌پردازد
.››

فرماندهي ين گردان‌ها از ميان گردان‌هي پياده نظام ارتش ‹‹اسرائيل›› انتخاب مي‌شود. به عنوان مثال يهودا فرمانده گردان، معاون فرمانده گردان 890 نيروهي چترباز و معاونش سليم (دروزي) فرمانده سري گردان نخشون بود،‌ اما افسر گردان و افسران گروهان‌ها از فارغ التحصيلان يگان‌هي چترباز ‹‹ناحال›› و ‹‹جولاني›› هستند
.

ستوان يكم آسي فرمانده گردان ‹‹الف›› مي‌گويد كه برخي نظاميان خواستار عضويت در ين گردان شده‌ و برخي ديگر هم به ين گردان‌ها انتقال يافته‌اند. بيد ديگران را نيز قانع كرد كه اهميت ين گردان كم‌تر از تيپ‌هي نظامي نيست. وي مي‌افزيد:‹‹به اطلاع آن‌ها رساندم كه خودم شخصا از گردان گرانيت آمدم و به عضويت ين گردان جديد درآمدم چرا كه مي‌دانستم فعاليت آن با فعاليت تيپ‌ پياده نظام يكي است و تفاوتي ندارد
.››

......................................................................................................................
منبع:مركز اطلاع‌رساني فلسطين

Posted by حامد کیانیان at 14:25 | Link To This Post ID 34 | Topic :
موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





www.irLearn.com