تبليغاتX
تک تیرانداز وحشی
تقدیم به ارتشیان سرافراز
جستجو
ads
شنبه نوزدهم اسفند 1385

هر روزه با افزایش تعداد و تنوع پهبادها، کشورهای بیشتری در این زمینه به تحقیق و توسعه و فعالیت می‌پردازند.


به عقیده برخی هواپیماهای بدون سرنشین یا پهباد پیش از برادران رایت وجود داشتند. شاید اولین پهبادها از سوی طرفین درگیر در جنگ داخلی ایالات متحده به کار رفته باشد. در آن جنگ، طرفین بالنهایی را با مواد منفجره پر می‌کردند و آنها را به آسمان می‌فرستادند به این امید که این وسایل پرنده بر روی انبار مهمات و یا آذوقه دشمن بیفتد و منفجر شود.


اولین کشوری که از پهباد به عنوان یک ابزار استاندارد در جنگ بهره برداری کرد اسرائیل بود. به عقیده اسرائیلی‌ها استفاده – و از دست دادن- یک پهباد نسبتاً ارزان قیمت برای مأموریتهای شناسایی خطرناک به مراتب بهتر از به خطرانداختن جان یک خلبان و یک هواپیمای چند میلیون دلاری است.


سرگذشت این وسیله پر فراز و نشیب بوده است. یکی از مدیران سابق رایان ایروناتیکال، سازنده پرنده  افسانه‌ای Firebee Lightning Bugs در دهه 1950، پهباد را خون‌آشام فنآوری دفاعی نامید و گفت که دشمنان سعی می‌کنند جلوی این وسیله را بگیرند اما در نهایت پهبادها برآنها فائق خواهند شد. این روند در تاریخ نمایشگاه‌های هوایی به چشم می‌خورد. در حالی که زمانی در این نمایشگاه‌ها هیچ پهبادی حضور نداشت چند سال بعد دهها شرکت نمونه‌های اولیه خود را به نمایش گذاشتند.


با اینکه در جنگ ویتنام از پهباد Firebee استفاده فراوانی شد، می‌توان جنگ خلیج در دو دهه بعد را آغاز عصر حضور گسترده این نوع پرنده در استراتژی نظامی بسیاری از کشورها دانست. پهباد پایونیر Pioneer نیروی دریایی ایالات متحده که برداشتی مستقیم از پهبادهای مراقبت و شناسایی اسرائیلی بود نقش تعیین کننده‌ای در هدفگیری رزمناوها در جنگ خلیج داشت. تأثیر آنها چنان بود که سربازان عراقی بعد از شنیدن صدای موتور دوزمانه کوچک این هواپیما، انتظار یک بمباران ویرانگر را داشتند. شاید این مسئله را بتوان اولین مورد از تسلیم شدن انسان در مقابل ربات دانست.


 




پهباد پایونیر در جنگ خلیج نقشی تعیین‌کننده داشت


تنها یک دهه بعد، ایالات متحده نسلی از پهبادها را تولید کرد که نسبت آنها به پهبادهای جنگ خلیج همانند نسبت F/A-22 به هواپیمای برادران رایت بود. بااین حال در حالی که پهبادهای آمریکایی پریدیتور Predator، گلوبال هاوک Global Hawk، شدو Shadow، و دیگر پهبادهای پیشرفته حد اعلای فنآوری پهباد را نشان می‌دهند، اما این پرنده‌ها تنها نیستند. حداقل چهل کشور دیگر در حال حاضر در زمینه پهبادها تحقیقات انجام می‌دهند و قصد دارند نیروهای خود را به آن مجهز کنند.


 


اروپا


وزارت دفاع بریتانیا در سال 2003 دو شرکت ثیلز Thales و نورثروپ گرومن را برای فاز آخر از پروژه واچکیپر Watchkeeper خود انتخاب کرد. این پرنده که به اختصار ISTAR (Information, Surveillence, Target Acquisition, Reconnaissance) نامیده می‌شود جزیی از برنامه 778 میلیون دلاری این کشور برای توسعه پهبادهای شناسایی است. این پروژه تنها یکی از 18 برنامه پهبادی است که هم اکنون توسط بریتانیا در حال توسعه می‌باشند. بعضی دیگر از این برنامه‌ها شامل پهباد شناسایی هوایی کوتاه‌برد CSV-20، پهباد شناسایی میدان نبرد فونیکس و پهباد شناسایی هدف سویفت‌آی Swift-eye می‌شوند.



 



پهباد واچکیپر یکی از برنامه‌های اصلی وزارت دفاع بریتانیا می‌باشد


در آلمان کار بر روی پهباد تایفن/موکه Taifan/Mucke ادامه دارد. این پهباد که با هدف حمله و عملیات الکترونیک طراحی شده است، یک رادار با دقت بالا از نوع K-band با طول موج میلیمتری حمل می‌کند و قرار است اهداف متحرک را شناسایی کند. آلمانها تاکنون پهباد X-2000 را که با هدف مراقبت، شناسایی و رهگیری هدف از نزدیک در میدان نبرد ساخته شده است در نیروهای خود بکار گرفته‌اند. همچنین انتظار می‌رود پهباد VTOL سیماس Seamos که با هدف شناسایی و رهگیری اهداف دریایی طراحی شده تا سال 2008 عملیاتی شود. این پروژه‌ها تنها نمونه‌ای از حداقل نه پروژه این کشور در زمینه پهباد می‌باشند.


فرانسه با بیش از 25 برنامه یکی از فعالترین و مشتاقترین کشورها در زمینه توسعه پهباد است. آزیموت Azimut و بیودرون Biodrone دو نمونه از پهبادهای سبک وزن و قابل حمل توسط افراد هستند. به غیراز ایندو پهباد فاکس TX و دراگون برای جنگ الکترونیک طراحی شده‌اند و پهبادهای سرواِل Sarohale و فروگیت Fregate پهبادهایی با ارتفاع پرواز بالا و مداومت پرواز طولانی می‌باشند.


روسیه یکی از پیشگامان صنعت پهباد است. در دهه شصت سالها پیش از آنکه آمریکایی‌ها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی جاسوسی و فراصوت با ارتفاع پرواز بالا ساختند. این پهباد یسترب- باز- نام داشت و در سال 1964 عملیاتی شد. بعد از فروپاشی شوروی در ابتدای دهه نود تلاشهای این کشور در این زمینه متوقف شد اما در طی چند سال اخیر این کشور فعالیت خود در این زمینه را گسترش داده است. در حال حاضر حداقل 18 پروژه پهباد در روسیه در جریان است. معروفترین این پروژه‌ها آلباتروس Albatross و استرکوزا Strekoza هستند که با هدف تجسس و کنترل محیط زیست می‌باشند. همچنین پهباد چند منظوره Ka-137 با بالهای گردان نمونه‌ای دیگر از برنامه‌های این کشور می‌باشد. بعلاوه انتظار می‌رود اولین پهباد رزمی روسیه Tu-300 Korshun باشد که می‌تواند در ارتفاع کم و با سرعت بالا پرواز کند. به غیر از این موارد کارخانه هواپیماسازی سوخو در حال کارکردن بر روی پهبادهایی با توانایی‌های پریدیتور Predator و گلوبال هاوک می‌باشد.


 


سالها پیش از آنکه آمریکایی‌ها گلوبال هاوک را بسازند روسها پهبادی فراصوت با ارتفاع پرواز بالا به نام یسترب ساختند


 


شرکت سوخو برنامه‌های مختلفی از جمله زوند 1،2 و 3 دارد که مشابه گلوبال هاوک و پریدیتور هستند


دیگر کشورهای اروپایی نیز در این زمینه فعالیتهایی انجام می‌دهند. برای مثال شرکت سیمی‌کان روتور کرفت SiMiCon Roto Craft نروژ در حال کارکردن بر روی پهبادی است که بتواند همزمان از توانایی نشست و برخواست عمودی هلیکوپتر و سرعت بالای حرکت هواپیماهای بال ثابت بهره‌مند شود.


 


خاورمیانه


اسرائیل به عنوان یکی از پیشگامان این صنعت هنوز جایگاه خود را با در دست داشتن حداقل 20 پروژه حفظ کرده است. پهباد تاکتیکی هرمیز Hermes 180، پهباد بال مثلثی Cutlass و تعدادی مینی و میکروپهباد جزئی از برنامه‌های گسترده اسرائیل در این زمینه می‌باشند. اسرائیل همچنین یکی از پیشگامان در زمینه فنآوری کاهش صدای موتور پهبادها است. صدای پهبادها بعضاً چنان بوده است که به عقیده منتقدان آنها را بجای وسیله شناسایی، به شکل اهدافی آسان برای دشمن درآورده است. لازم به ذکر است که اسرائیل بزرگترین صادرکنندۀ پهباد در دنیاست.



 



اسرائیل به عنوان پر سابقه‌ترین کشور در صنعت پهباد، چندین برنامه موفق در این زمینه در دست دارد


 


پیش از حمله ایالات متحده به عراق، این کشور برنامه محرمانه‌ای در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین داشت. پیش از حمله، آمریکا مدعی شد که عراق بیش از یک دهه است که بر روی پهبادهای مختلف کار می‌کند. همچنین گزارش شد که عراق سعی دارد تا میگ 21 را بدون سرنشین به پرواز درآورد و اینکار را تا حد قابل قبولی بر روی هواپیمای دیگری به نام L-29 انجام داده است. بدیهی است که با وضع فعلی، عراق هرگونه برنامه‌ای در این زمینه را متوفق کرده است.


یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه که در زمینه پهبادها فعالیت گسترده‌ای دارد ترکیه است. درحال حاضر حداقل شش برنامه شامل ساهین Sahin (بلندبرد و با مداومت بالا)، سرچه Serce (میانبرد) و UAV-X1 کوتاهبرد در این کشور در جریان است.


ایران به عنوان یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه فعالیت نسبتاً گسترده‌ای در زمینه توسعه پهبادهای تهاجمی و چند منظوره دارد. این کشور که برنامه خود دراین زمینه را از زمان جنگ با عراق در دهه هشتاد میلادی آغاز کرده هم اکنون چندین نوع پهباد از جمله پهبادهای مهاجر 1، 2، 3 و 4 و همچنین ابابیل را در اختیار دارد.


 



ابابیل تنها یکی از چندین برنامه پهباد در ایران است


 


آسیا


درحالی که بیشتر توجهات و نگرانی‌ها در جنوب آسیا بر مسئله هسته‌ای بین هند و پاکستان متمرکز شده، هر دو کشور برنامه‌های گسترده‌ای را در زمینه توسعه هواپیماهای بدون سرنشین دنبال می‌کنند. هند با پهباد شناسایی، تجسس و رهگیری هدف نیشانت Nishant و مدل پیشرفته لاکشیا Lakshya برنامه خود را دنبال می‌کند و پاکستان در حال توسعه مدل دریایی پهباد بال دلتای نیشان Nishan Mk 2TJ است.


هند علاوه بر پیگیری برنامه‌های خود به خریدهای گسترده‌ای از اسرائیل نیز دست زده است و پهبادهای Search I,II، هرون2 Heron-2 (بلندبرد با مداومت پرواز بالا در ارتفاع متوسط) و هارپی Harpy (ضدرادار) را خریداری کرده است.


 



پهباد نیشانت هند بدنه‌‌ای کامپوزیتی دارد و هم اکنون عملیاتی شده است


 


از سویی دیگر پاکستان معتقد است که می‌تواند با بررسی دقیق یک فروند پهباد اسرائیلی Searcher Mark-II که در مأموریتی شناسایی برای هند در پاکستان سرنگون شد، فنآوری پهباد خود را یک دهه جلو بیاندازد. ژنرال محمد یوسف خان توسعه و تهیه پهبادها را برای پاکستان بسیار حیاتی می‌داند و گفته است که پاکستان علاوه بر پیگیری برنامه‌های خود، به احتمال زیاد چند ده پهباد پردیتور از ایالات متحده خواهد خرید.


درحالی که بیشتر فعالیتهای ژاپن در زمینه پهباد روی جنبه‌های تجاری آن متمرکز شده نیروهای دفاعی ژاپن یک فروند پهباد عمود پرواز و VTOL در اختیار دارد. این کشور تحقیقات خود را بیشتر برروی میکروپهبادها با اهداف تجاری و دفاعی متمرکز کرده‌اند.


وضع در کره جنوبی نیز تقریباً به همین شکل است. صنایع هوافضایی این کشور دو پهباد مراقبت و شناسایی به نامهای TRVP-1 Doyosae و Night Intruder 300 ساخته است. کره جنوبی در چندین پروژه دیگر نیز سرمایه‌گذاری کرده است اما مرکز ثقل پهبادهای این کشور را پهباد اسرائیلی هارپی تشکیل داده است. اخیراً با بالا گرفتن تنشها بین دو کره، کره جنوبی تصمیم گرفته تا چند فروند پهباد گلوبال هاوک نیز خریداری کند.


در نقطه مقابل کره شمالی درحال توسعه برنامه پهباد خود می‌باشد و در عین حال گزارش شده که چند فروند پهباد تاکتیکی شناسایی DR-3 REYS ساخت کشورهای مستقل مشترک‌المنافع CIS را از کشوری در خاورمیانه خریداری کرده است.


چین نیز اخیراً به پهبادها علاقه‌مند شده و سرمایه‌گذاری خود در این زمینه را افزایش داده است. اولین سری پهبادهای چین به نام چنگ هنگ Chang Hong براساس پهباد فایربی Firebee ایالات متحده ساخته شد که در طی جنگ ویتنام به دست این کشور افتاد. این پهباد بعدها با اصلاحاتی از جمله افزودن جی.پی.اس مورد استفاده قرار گرفت. یکی دیگر از پهبادهایی که چین روی آن کار می‌کند گویژو Guizhou WZ-2000 است که می‌توان آنرا به هواپیمای بدون سرنشینی با قابلیت پرتاب بمب تبدیل کرد.


 


مدلهای مختلف پهباد ASN قسمت مهمی از برنامه چین را تشکیل می‌دهند


 


ایالات متحده


ارتش ایالات متحده در زمینه تحقیق، توسعه، تولید و استفاده از پهباد در جهان رتبه اول را دارد. هم اکنون حداقل شصت برنامه، از میکروپهبادهای بالزن گرفته تا پهبادهای غول پیکر گلوبال هاوک در این کشور در جریان است.


 


برنامه پهباد در ایالات متحده از پهباد عظیم‌الجثه گلوبال هاوک آغاز می‌شود و به میکرو پهبادهای بالزن می‌رسد.


 


در دولت بوش سرمایه‌گذاری در صنعت پهباد رشد چشمگیری داشته است. از سال 2002 به 2003 بودجه خرید وزارت دفاع از 716 میلیون دلار به 2/1 میلیارد دلار افزایش یافت و تاسال 2005 این رقم به 2 میلیارد دلار رسید. از سویی دیگر کنگره ایالات متحده از ارتش خواسته است تا بجای موشک، بر روی پهبادهای مجهز به سلاحهای هوشمند متمرکز شود. درهمین حال برنامه‌های تحقیقاتی گسترده‌ای نیز درجریان است. یکی از این برنامه‌ها، هدایت بیش از سه پهباد رزمی توسط یک خلبان است که در هواپیمایی در ارتفاعی فراتر از تیررس موشکهای پدآفند دشمن قرار دارد.


 


وظیفه جدید خلبانان


نقش تعیین کننده پهبادها در دو جنگ اخیر در عراق و افغانستان شرایط کنترل‌کنندگان این وسایل را نیز ارتقا داده است. این مسئله برای خلبانان پهبادها اهمیت زیادی دارد زیرا آنها از بین خلبانان فعال جنگنده، بمب‌افکن و ترابری نیروی هوایی انتخاب می‌شوند. تا پیش از این خلبانان از اینکه برای دو سال در خدمت ناوگان پهباد باشند احساس ناراحتی می‌کردند زیرا تصور می‌کردند که این زمان به سیر اصلی آنها لطمه می‌زند. در حال حاضر چنین وضعی نیست و ساعات پرواز خلبانی با پهباد نیز برای آنها منظور می‌گردد و خلبانان متوجه شده‌اند که این تجربه به آنها کمک هم می‌کند.


 


دیگر مأموریتها


از پهبادها می‌توان برای مأموریتهای غیر نظامی و نیمه نظامی نیز بهره برد. به عقیده بسیاری از پهباد برای مأموریتهای گشت‌زنی درون مرزی و کنترل هوایی نیز می‌توان بهره برد هرچند که بعضی دیگر این مسئله را منافی با حفظ حریم خصوصی افراد می‌دانند.


 به غیر از گارد ساحلی ایالات متحده، گشت مرزی ایالات متحده نیز در پی بکارگیری پهباد در اجرای مأموریت خود است. بغیر از این پهبادها برای مأموریتهای کاملاً غیر نظامی مانند انجام تحقیقات در مورد تغییرات جوی و تشعشعات در ارتفاعات بالا نیز بکار می‌رود. تعدادی دیگر از کاربردهای بالقوه این وسیله کنترل خطوط لوله، کنترل ترافیک دریایی، زمینی و هوایی و حتی حفاظت از سازمانها بزرگ می‌باشد.


 


همکاری‌های مشترک


با توجه به توسعه برنامه‌های جدید و متنوع در نقاط مختلف دنیا و همچنین رشد خرید این وسایل در سطح بین‌المللی انتظار می‌رود که کشورهای هم‌پیمان در زمینه توسعه پهباد همکاری‌های خود را گسترش دهند و حتی دست به تولید محصول مشترک زنند. در این راستا برای مثال تا کنون مدیر برنامه پهباد Watchkeeper بریتانیا برای مقامات ایالات متحده در مورد این پرنده اطلاعاتی ارائه کرده و آنها را با نیازها و توانایی‌های این پهباد آشنا کرده است. از سویی دیگر نیروی هوایی و وزارت دفاع ایالات متحده از ارائه توانایی‌های گلوبال هاوک برای کمک به پیشبرد برنامه یوروهاوک آلمان پشتیبانی کرده‌اند. در واقع ایالات متحده سعی دارد راهی برای همکاری مشترک با آلمان باز کند.


درحال حاضر تحقیقات ایالات متحده بر روی پهبادها شامل فنآوری‌های آینده نیز می‌شود که که بعضاً برای هم‌پیمانان این کشور نیز جالب است؛ برای مثال مداومت پرواز بیشتر با کاهش وزن سوخت مصرفی. دراین راستا شرکت بوئینگ با بکارگیری نوعی پیل سوختی که در صنعت خودروسازی توسعه یافته، سعی دارد نیروی پیشرانه نوعی پهباد را تولید کند. انواع دیگری از پهبادها نیز با همین هدف در دست طراحی و ساخت می‌باشند.


تمامی این سرمایه‌گذاری‌ها و پیشرفتها نویدبخش حضور مؤثرتر این وسیله در جنبه‌های مختلف نظامی و غیر نظامی درآینده خواهند بود و مطمئناً این وسیله جزء لاینفکی از فردا خواهد بود.

منبع شروین تقوی

avia.ir


Posted by حامد کیانیان at 14:51 | Link To This Post ID 63 | Topic :
شنبه نوزدهم اسفند 1385

      بمب نوترونی چیست؟

 

بمب هاي نوتروني تاكتيكي اساساً جهت كشتن سربازاني كه توسط زره پوش محافظت مي شوند در نظر گرفته شده اند . خودروهاي زرهي در برابر انفجار و حرارت توليد شده سلاح هاي هسته اي بسيار مقاوم  هستند ، ولي زره پوش فولادي قادر است تابش نوتروني را فقط به ميزان كمی کاهش دهد ؛ بنابراين برد كشندگي نوترون ها بسيار بيشتر از ساير اثرات سلاح می باشد . برد كشندگي بمب هاي نوتروني تاكتيكي ممکن است از برد كشندگي انفجار و حرارت حتي براي نيرو هايي كه محافظت نشده اند ، بيشتر شود . زره مي تواند نوترون ها و انرژي نوترون را جذب كند ، بنابراين تابش نوتروني براي خدمه تانك كه در معرض آن قرار گرفته اند كاهش مي يابد ، ولي تابش نوتروني در واقع به ميزان كمي با زره كه ممكن است واكنش مضري با نوترون ها داشته باشد ، مقابله مي كند . برای مثال آلياژ فولادي ممكن است راديواكتيويته القايي را توليد کند كـه بـراي مـدت زمـان كوتاهي ايجاد خطر مي كند . وقتي نوترون هاي سريع كند مي شوند ، انرژي از دست رفته ( تلف شده ) ممکن است به شكل اشعه هاي ايکس ظاهر شـود . در بعضي از انواع زره پوش ها مانند  تانك ام يک ، اورانيوم  تهي شده به كار رفته است كه مي تواند شكافت سريع را تحمل كند ، نوترون هاي اضافي توليد مي كند و راديو اكتيو مي شود . همچنين فنون زرهي ويژه جذب نوترون مانند زره پوش هاي حاوي بور موم شكل ( خميري ) و استفاده سوخت خودرو به عنوان حفاظ به وجود آمده است .

همچنين بمب نوترونی كلاهك تابش افزايش يافته ناميده مي شود . بمب نوترونی نوع خاصي از سلاح گرما هسته اي كوچك اسـت كه حـداقل انفجار و حـرارت را توليد مي كنـد ، ولي مقـدار زيادي تابش كشنده آزاد مي كند . بمب نوتروني اثرات حرارتي و انفجاري ايجاد مي كند كه محدود به ناحيه اي اسـت كه فقط شعاع چند صد يارد دارد . ولي در ناحيه اي نسبتاً بزرگتر ، موج گسترده اي از نوترون و تابش گاما رها مي شود ، كه قادر است در زره يا چند فوت در خاک نفوذ كند . اين تابش براي بافت زنده بی نهايت مخرب است . به دليل برد كوتاه تخريب و فقدان اثر دراز مدت ، بمب نوتروني در مقابله با تانك و تشكيلات پياده نظام در ميدان نبرد بسيار مؤثر است ولي شهرها يا مراكز جمعيتي كه چند مايل دورتر هستند را به خطر نمي اندازد . بمب نوتروني ممكن است با يك موشك لانس حمل شود يا با توپ هويتزر8 اينچي ( 200 ميليمتري ) پرتاب شـود ، يا احتمال حمله هوايي به وسيله هواپيما وجود دارد.

در نمونه هاي استراتژيك ، بمب نوتروني اثر بازدارندگي تئوريک دارد : ممانعت از حمله زرهي زميني كه بيم ضد حمله بمب نوتروني وجود دارد . اين بمب خـدمه تانك دشمن را در آن ( در دقيقه ) ناتوان مي كند ، و در ظرف چند روز مي کشد . ايالات متحده توليد اين بمب را در سال 1978 به تعويق انداخت و در سال 1981 توليد آن را از سرگرفت  ( متن فوق ترجمه می باشد ) .

 

بمب هاي نوتروني

 

بمب هاي نوتروني ، كه به طور بسيار صريحی به عنوان كلاهك هاي تابش افزايش يافته ( ER ) اشاره دارند ، سلاح هاي گرماهسته اي كوچكي هستند كه انفجار نوترون هـاي توليد شده تـوسـط واكـنـش گـداخـت به طور عمدی به درون سـلاح جـذب نمي شود ، بلكه اجازه فرار مي يابند . انفجار شديد نوترون هاي پر انرژي اصولاً يك مكانيزم مخرب و ويرانگر است . نوترون ها نسبت به ساير تابش ها بيشتر نفوذ مي كنند ، بنابراين اكثر مواد حافظی كه عملکرد خوبي در مقابل اشعه هاي گاما دارند ، تقريباً كاركرد خوبي در برابر نوترون ها ندارند . اصطلاح تابش افزايش يافته فقط به انفجار تابش يونيزه كننده که در لحظه انفجار آزاد مي شود ؛ اشاره دارد و به افزايش تابش باقيمانده در ريزش اتمي ربطی ندارد .

ايالات متحده بمب هاي نوتروني را جهت استفاده به عنوان سلاح هاي استراتژيك ضد موشك و نيز سلاح هاي تاكتيكي عليه نيروهاي زرهي توليد كرده است . به عنوان مثال يك سلاح ضد موشک تابش افزايش يافته سلاحی است كه براي حراست از انبارهاي موشك بالستيك قاره پيماي ايالات متحده ، با وارد كردن خسارت به تركيبات هسته اي كلاهك هاي شوروي به وسيله وارد كردن كلاهك داراي شار نوتروني قوي ، توليد شده بود . بمب هاي نوتروني تاكتيكي اصولاً جهت كشتن سربازاني است كه توسط زره محافظت مي شوند . خودروهاي زرهي در برابر انفجار و تابش گرمايی سـلاح هاي هسته اي بي نهايت مقاوم هستند ، بنابراين برد مؤثر يك سلاح هسته اي در مقابل تانك ها به وسيله برد كشندگي تابش تعيين مي شـود ، هرچند اين برد به وسيله زره كاهش مـي يابد . با انتشار مقادير زيادي تابش كشنده از نوع بسيار نافذ ، كلاهك هاي تابش افزايش يافته برد كشندگي بازدهی معين يک كلاهك هسته اي در مقابل اهداف زرهي را بيشينه می کنند .

مسأله اي كه در استفاده از تابش به عنوان سلاح ضد نفر تاكتيكي به وجود مي آيد اين است كه سبب ناتوانی سريع هدف مي شود ، يک دز تابشي كه چندين برابر حدود كشندگی است بايستي اعمال شود . يك دز تابشي 600 رادي معمولاً كشنده به حساب مي آيد ( اين دز لااقل نصف كساني را كه در معرض آن قرار گرفته اند ، مي كشد ) ، ولي براي چندين ساعت اثر قابل ملاحظه اي ندارند . بمب هاي نوتروني برای آزاد کردن دز 8000 رادي جهت ايجاد ناتواني فوری و پايدار در نظر گرفته می شوند . يـك كـلاهـك  تابش افزايش يافته يك كيلوتني قادر است ناتوانی پايدار و فوری را جهت خدمه تانك تی ـ 72در برد 690 متري ايجاد کند ، كه با برد 360 متري براي يك بمب شكافتي محض برابری می کند . براي يك دز 600 رادي محض فواصل به ترتيب 1100 متر و 700 متر مي باشند ، و براي سربازان بدون محفاظت ، پرتوگيري های 600 رادي در 1350 متري تا 900 متري اتـفـاق مي افـتـد . بـرد كـشندگي بمب هاي نوتروني تاكتيكي فراتر از برد كشندگي (موج ) انفجار و تابش حرارتی می باشد ، حتي براي سربازاني كه حفاظت نشده باشند .

شار نوتروني قادر است مقادير قابل توجهي راديواكتيويته ثانويه کوتاه مدت را در محيط در ناحيه با شار بالا نزديك نقطه انفجار القاء كند . فولاد آلياژی مورد استفاده در زره ممکن است توليد راديواكتيويته كند كه براي مدت 24ـ 48 ساعت خطرناك است . اگر يك تانك در معرض يك بمب نوتروني يک کيلوتنی  در 690 متري قرار گيرد ( برد مؤثر براي ناتواني فوري خدمه ) ، بلافاصله توسط خدمه جديد اشغال مي شود ، آنها نيز دز كشنده تابشی را در ظرف 24 ساعت دريافت خواهند كرد.

طرح هاي زرهي جديدتر ، حفاظت بيشتری از تانك تی ـ 72 شوروي در مقابله با كلاهك هاي تابش افزايش يافته كه از ابتدا هدف گيري شده بودند ، فراهم می کند . فنون زرهي ويژه جذب نوترون نيز توليد و به كارگيري شـده اسـت ، مـانند زره هايي كه حاوي بور خميري می باشند و نيز از سوخت خودرو به عنوان حفاظ استفاده مي شود . بعضي از انواع زره هاي جديدتر ، مانند تانك ام يک، اورانيوم تهی شـده بـه كارگيري شـده است كـه قـادر اسـت با كلاهك هاي تابش افزايش يافته مقابله كند چون كه اين تانك ها شكافت سريع را تحمل مي كنند ، نوترون هاي اضافي توليد و راديواكتيو مي شوند .

به علت تضعيف سريع انرژي نوترون به وسيله جو ( انرژی نوترون با فاكتور 10 در هر 500 متر در اثر افزايش اثرات پخشي افت مي كند ) ، سلاح هاي تابش افزايش يافته فقط در بردهاي كوتاه مؤثرند ، و بنابراين در بازدهی هاي نسبتاً پايين وجود دارند . همچنين كلاهك هاي تابش افزايش يافته با مقدار كمينه انرژي شكافتي طراحي شده اند و اثر انفجار در رابطه با بازدهي نوترون توليد مي شود . دليل عمده اين موضوع استفاده بمب نوتروني براي محصور كردن نيروهاي خودي مي باشد . درك عمومي از بمب نوتروني به عنوان ارباب بمب ها اين است كه افراد را مي كشد ولي ساختمانها را بدون آسيب باقي مي گذارد ؛ که اين موضوع بسيار اغراق آميز است . در بـرد مؤثر جنگي مورد نظر ( 690 متر ) ، ( موج )انفجار يك بمب نوتروني يک کيلوتنی تقريباً هر ساختمان غير نظامي را در آن ويران می کند يا آسيب  مي زند و آن را غير قابل استفاده مي كند . بنابراين کاربـرد بـمب هاي نـوتـروني براي توقف ( يا ممانعت ) حمله دشمن مـي باشد ، چون كـه مـقدار زيادي مـواد منفجره جهت پوشش نيروهاي دشمن لازم است ، همچنين همه ساختمان هاي منطقه را منهدم مي كند.

تفاوت بمب هاي نوتروني ( لااقل انواع تاكتيكي آن ) با انواع ديگر سلاح هاي گرماهسته اي در اين است كه مخلوط گاز دتريم ـ تريتيم فقط سوخت گداختي مي باشد . آن نيز به دو علت است : 80% انرژي آزاد شده واكنش گرماهسته اي دتريم ـ تريتيم، به عنوان انرژي جنبشي نوترون مي باشد ، و همچنين ساده ترين واكنش هاي گداختي براي سوختن مي باشد . اين بدين معني است كـه تنها 20%  انرژي گداختي براي توليد انفجار و تابش حرارتي فراهم می شود ، كه شار نوترون توليد شده شامل نوترون هـاي بـسيـار نـافذ با انرژي 7/14 مگا الکترون ولت مي باشد ، و اينكه انفجار شكافتي بسيار كوچكی (400 ـ 250 تن ) قادر است براي سوختن واكنش ( شروع واكنش ) استفاده شود . مقدار بيشتری سوخت دتريد ليتيم ميزان بزرگتری انفجار و آذرخش براي هر ميزان از شار نوترون توليد می کند ، و ميزان بزرگتري انفجار شكافتي براي انفجار آن مورد نياز است . اشکال استفاده از سوخت دتريم ـ تريتيم اين است كه تريتيم بسيار گران است و آهنگ واپاشي اش 5/5 درصد در سال است . تركيب بسيار پيچيده بمب های نـوترونی ( و ترکيب دتريم ـ تريتيم )  باعث می شـود كـه كلاهك هايتابش افزايش يافته  از نظر ساخت و نگهداري نسبت بـه ديگر سلاح هاي هسته اي تاكتيكي بسيار گران باشند . براي توليد بازدهي گداختي يک کيلوتنی بـه 5/12 گرم تريتيم و 5 گرم دتريم نياز است .

ايالات متحده سه كلاهك نوتروني را توسعه داده و توليد كرده است ، چهارمي قبل از توليد منسوخ شده است . همگي اين كلاهك ها كنار گذاشته شده اند و غير مسلح مي باشند .

   ·    كلاهك W-66 براي موشك  Sprint طراحی شده بود که اولين كلاهك ER می باشد . كلاهك مذكور طي سال هاي 1974ـ1975 توليد شد و در آگوست 1975 بعد از اينكه تنها چند ماه در خدمت ارتش بود و هنگامی كـه سيستم مـوشك Sprint غيرفعال شـد ، كنار گـذاشته شـد ( حـدوداً 70 كلاهك از اين نوع ساخته شـد ) . بازدهي آن چندين كيلوتن بـود ( 20 كيلوتن گزارش شـده است ) و احتمالاً در آن سوخت D-T  استفاده شده بود .

   ·    كلاهك W-70 مد 3 براي موشك Lance طراحی شده بود که داراي بازدهي كل در حدود يک کيلوتن مي باشد كه60% آن گداخت و 40% آن شكافت مي باشد . اين كلاهك طي سالهاي 1981ـ1983 توليد شده بود و در سال 1992 كنار گذاشته شد . 380 كلاهك از اين نمونه ساخته شد .

   ·    كلاهك W-79 مد 0 براي گلوله توپ 8 اينچي طراحی شده بود که داراي بازدهي متغير از 100 تن تا 1/1 كيلوتن است . در پايين ترين بازدهي ، سلاح شكافتي محض بود و در بالاترين بازدهي ، 800 تن آن سهم گداخت ( 73% ) و 300 تن آن سهم شكافت بود . اين كلاهك طي سالهاي 1981ـ 1986 توليد شد . از رده خارج کردن اين نوع كلاهك از اواسط دهه 80 آغاز شد و كلاً تا سال 1992 كنار گذاشته شد . 325 كلاهك از اين نوع ساخته شد .

   ·    كلاهك W-82 مد 0  گلوله توپ 155 ميليمتري است که داراي بازدهي متغير شبيه به W-79 مي باشد . اين كلاهك در اكتبر 1983 بدون اينكه توليد شود منسوخ شد .  

اتحادجماهير شوروي ، چين و فرانسه همگي در تكميل و توسعه طرح هاي بمب نوتروني شناخته شده هستند و شايد آن را در ارتش خود وارد كرده باشند . در برخی گزارش ها ادعا شده است كه اسراييل بمب هاي نوتروني تـولـيـد كـرده اسـت

منبع :

Nuclear Weapons Frequently Asked Questions - Section 1- Types of Nuclear

Weapons -  1.5.4 Neutron Bombs  

 

Posted by حامد کیانیان at 13:51 | Link To This Post ID 60 | Topic :
جمعه هجدهم اسفند 1385

بخش تجهيزات راديويي / رايانه اي سربازان آينده


زير سيستم هاي كامپيوتري همراه با تجهيزات راديويي از عمده ابزاري هستند كه يك سرباز را در شناسايي موقعيت استقرار خودش و دشمن، نحوه ارتباط با رده هاي فرماندهي و ساير همرزمان و همچنين آشنايي با مناطق پيراموني كمك مي نمايند. اين سيستم ها به عنوان دومين بخش مهم لندوريور (Land Warrior ) مطرح گرديده كه شركت موتورولا طراحي، ساخت و بهينه سازي آن را بر عهده دارد. اين بخش مشابه مغز سرباز عمل كرده و مجهز به سخت افزارها و نرم افزارهايي است كه با شبكه ارتباط راديويي تك كاناله هوا – زمين ( SINCGARS ) سازگاري و انطباق دارند.

حجم كوچك زير سيستم‎ها همراه با پايين بودن توان مصرفي آن جزء نكات قابل توجه براي متخصصين و طراحان مي‎باشد. كل اين تجهيزات همگي در داخل كوله پشتي سرباز و به صورتي مشخص و منظم در دو قسمت جاسازي شده‎اند. قسمت بالايي كوله پشتي كه محل قرارگيري راديو‎ها مي‎باشد. اين راديوها باعث برقراري ارتباطي مستمر با فزمانده و همچنين ساير همرزمان مي‎شود. در قسمت پايين كوله‎پشتي هم جعبه‎اي حاوي كامپيوتر و ماژول سيستم موقعيت‎ياب جهاني (
GPS ) همراه با ابزار جانبي آن قرار دارد. لازم به ذكر است كه هر كدام از راديوها وزني كمتر از هفت پوند داشته و يكي در فركانس باند L و ديگري در فركانس 30 تا 88 مگاهرتز كار مي‎كنند. حداكثر توان ارسالي اين تجهيزات چيزي در حدود يك وات مي‎باشد.


كامپيوتر سيستم لندوريور هم مجهز به يك پردازنده قوي با وزني در حدود 5/2 پوند و حافظه‎اي در حدود 32 مگابايت مي‎باشد. در طراحي اين ابزار سعي شده كه همگي حداقل وزن همراه با حداقل ابعاد را داشته باشند علاوه بر اينكه قابليت انجام وظايف محوله در شرايط خاص حتي زير آب نيز برايشان فراهم باشد.

 

منبع:وبلاگ آموزشهای مخصوص نظامی

Posted by حامد کیانیان at 18:34 | Link To This Post ID 59 | Topic :
جمعه هجدهم اسفند 1385

بخش تجهيزات کلاه يکپارچه سرباز:


کلاه نظامي يکي از عمده ابزاري است که در برنامه لندوريور بسيار مورد توجه قرار گرفته و تاکنون طرح هاي زيادي براي آن ارائه گرديده. اين بخش علاوه بر اينکه سرباز را در مقابل ترکش ها و آتش تسليحات دشمن حفظ مي کند ، با توجه به موقعيت ايده آل خود محل مناسبي جهت نصب سيستم هاي الکترونيکي مي باشد. هم اينک بر روي کلاه سرباز ابزاري از قبيل سيستم آشکارساز ليزري  ، برد پردازنده الکترونيکي ، آنتن ويژه جهت پاسخ دهي به فرکانس هاي راديويي ، هشدار دهنده ليزري و واسطه هاي ارتباطي نصب شده است. علاوه بر اينکه يک نمايشگر کامپيوتري کوچک نيز بر کلاه نصب مي شود که بر روي آن اطلاعات گرافيکي ، نقشه هاي ديجيتالي ، اطلاعات شناسايي و مکان يابي نيروها نمايش داده شده و سرباز مي تواند با استفاده از آن موقعيت پيراموني خود را ارزيابي نمايد. عمده اين اطلاعات توسط دوربين هاي حرارتي و يا ويدئويي مستقر بر سلاح تامين مي گردد.



 


بنا به گفته کارشناسان با استفاده از اين ابزار الکترونيکي ديگر لازم نيست تا سرباز جهت نشانه روي به سوي هدف 


سلاح را در مقابل صورت خود گرفته و از محفظه نشانه روي به سمت دشمن نشانه گيري کند بلکه سيستم هاي جديد مستقر بر کلاه سرباز اين امکان را فراهم مي آورند تا بدون آنکه دستها  و بازوهاي وي در مقابل دشمن بدون حفاظ بماند قادر به شليک باشد. بر طبق آخرين گزارشات مديران برنامه لندوريور برآنند که صفحه نمايش مستقر بر کلاه را به صورت عينک طراحي نموده تا اين صفحات نمايشي به راحتي در مقابل چشم سربازان قرار گيرند و اطلاعات را به آنان منتقل نمايند. در ضمن نوعي دوربين ديد در شب ماژولار هم بر کلاه نصب مي گردد تا در انجام عملياتهاي شبانه و يا در وضعيت هايي که اوضاع جوي نامناسب از قبيل گرد و غبار زياد ، مه ، بارندگي وجود داشته باشد مورد استفاده قرار گرفته و اين دوربين ها بتوانند تصوير مناسبي از وضعيت هاي پيراموني را براي نيروهاي عملياتي فراهم آورند.



نکته اي که طراحان کلاه نظامي به آن توجه خاصي دارند اين است که تجهيزات مستقر بر کلاه حداقل وزن را داشته باشند علاوه بر اينکه هيچ گونه مزاحمتي هم حين تيراندازي براي سرباز ايجاد ننمايند. در ضمن آستر داخلي کلاه علاوه بر تهويه مناسب داخلي باعث جذب رطوبت و عرق سر سربازان گردد تا شرايط مناسب و راحتي را جهت استفاده سرباز فراهم آورد.

 

منبع:وبلاگ آموزشهای مخصوص نظامی

Posted by حامد کیانیان at 18:32 | Link To This Post ID 58 | Topic :
جمعه هجدهم اسفند 1385

پروژه  Land warrior



در اين مقاله بر آنيم تا يکي از برنامه هاي ارتش آمريکا در زمينه تجهيز سربازان پياده نظام به فن آوري هاي مدرن الکترونيکي را توضيح دهيم.اين برنامه تحت عنوان « پروژه سربازان قرن بيست و يکم » مطرح گرديد و عنوان لندوريور را به آن اختصاص دادند.


در سال 1990 ميلادي ، طي تحقيقات وسيعي که از طرف مرکز مهندسي و توسعه نيروي زميني آمريکا به عمل آمد اين واقعيت مشخص گرديد که نيروهاي پياده نظام اولين قربانيان درگيري هاي نظامي مي باشند به طوري که بيش از 80 % از تلفات به سربازان زميني حاضر در ميدان نبرد اختصاص دارد. با توجه به اين تحقيقات و از سوي ديگر افزايش قدرت سلاح هاي کشتار جمعي ، موضوع حفظ جان سربازان حين نبرد و افزايش بقاء آنان مطرح گرديد . البته همان طور كه از تصاوير بر مي آيد نتيجه اين پروژه بيشتر به فضانوردان و قهرمانان فيلم هاي علمي و تخيلي شبيه است تا يك سرباز جنگي ، اما بايد قبول كرد كه همين شكل و شمايل بهترين در نوع خود است و مي تواند توانايي هاي سربازان را تا چند برابر افزايش دهد.


برنامه لندوريور اصطلاحا به مجموعه اي از جنگ افزارهاي کوچک با فناوري بالا اطلاق مي گردد که با بهره برداري از آنها يک نيروي پياده نظام قادر خواهد بود تا اقداماتي نظير جهت يابي، مسيريابي ، نشانه روي و شليک به سمت هدف و همچنين ارتباط با رده فرماندهي مافوق و ساير همرزمان و همچنين محافظت از خود در مقابل گلوله هاي مستقيم دشمن را با شيوه هايي کاملا مدرن انجام دهد.


به طور کلي اهداف پروژه لندوريور را مي توان در موارد زير مطرح کرد


1-  افزايش بقاء سربازان درگير در صحنه نبرد.
2- ارتقاء قابليت ضربه زني به حريف و افزايش مي
زان صدمات وارده به دشمن
3- برقراري ارتباطي قوي ، امن و مستمر با رده هاي فرماندهي و همچني
ن ساير همرزمان در صحنه نبرد.
4- حسن اجراي ماموريت هاي فرماندهي و کنترل براي رده هاي تصميم گير همراه با افزاي
ش آگاهي سربازان خط مقدم نسبت به فصاي حاکم بر منطقه
5-ارتقاء قابليت هاي رزمي سربازان در انجام وظايف رزمي از قبيل شناسايي و درگيري با دشمن ، تغيير تاکتيکي مناطق درگي
ري و ...


بخش هاي اساسي پروژه لندوريور:


محصول نهايي اين طرح از زير سيستم هاي مختلفي تشکيل شده که هر يک به يکديگر وابسته و به عبارت ديگر مکمل هم مي باشند.
1-     بخش تجهيزات کلاه يکپارچه سرباز( IHAS
)
2-     بخش راديويي / رايانه اي سرباز
3-    
بخش سلاح قابل حمل براي سرباز
4-     بخش لباس نظامي با جليقه
محافظ سرباز
در مقاله بعدي به تفكيك به هر يك از بخش هاي فوق خواهيم پرداخت.
سوالات خود را در بخش نظرات بيان كنيد. در صورت امكان به آنها پاسخ داده خواهد شد.


منبع:www.specialforce.parsiblog.com
Posted by حامد کیانیان at 18:30 | Link To This Post ID 57 | Topic :
جمعه هجدهم اسفند 1385

پروژه  Land warrior



در اين مقاله بر آنيم تا يکي از برنامه هاي ارتش آمريکا در زمينه تجهيز سربازان پياده نظام به فن آوري هاي مدرن الکترونيکي را توضيح دهيم.اين برنامه تحت عنوان « پروژه سربازان قرن بيست و يکم » مطرح گرديد و عنوان لندوريور را به آن اختصاص دادند.


در سال 1990 ميلادي ، طي تحقيقات وسيعي که از طرف مرکز مهندسي و توسعه نيروي زميني آمريکا به عمل آمد اين واقعيت مشخص گرديد که نيروهاي پياده نظام اولين قربانيان درگيري هاي نظامي مي باشند به طوري که بيش از 80 % از تلفات به سربازان زميني حاضر در ميدان نبرد اختصاص دارد. با توجه به اين تحقيقات و از سوي ديگر افزايش قدرت سلاح هاي کشتار جمعي ، موضوع حفظ جان سربازان حين نبرد و افزايش بقاء آنان مطرح گرديد . البته همان طور كه از تصاوير بر مي آيد نتيجه اين پروژه بيشتر به فضانوردان و قهرمانان فيلم هاي علمي و تخيلي شبيه است تا يك سرباز جنگي ، اما بايد قبول كرد كه همين شكل و شمايل بهترين در نوع خود است و مي تواند توانايي هاي سربازان را تا چند برابر افزايش دهد.


برنامه لندوريور اصطلاحا به مجموعه اي از جنگ افزارهاي کوچک با فناوري بالا اطلاق مي گردد که با بهره برداري از آنها يک نيروي پياده نظام قادر خواهد بود تا اقداماتي نظير جهت يابي، مسيريابي ، نشانه روي و شليک به سمت هدف و همچنين ارتباط با رده فرماندهي مافوق و ساير همرزمان و همچنين محافظت از خود در مقابل گلوله هاي مستقيم دشمن را با شيوه هايي کاملا مدرن انجام دهد.


به طور کلي اهداف پروژه لندوريور را مي توان در موارد زير مطرح کرد


1-  افزايش بقاء سربازان درگير در صحنه نبرد.
2- ارتقاء قابليت ضربه زني به حريف و افزايش مي
زان صدمات وارده به دشمن
3- برقراري ارتباطي قوي ، امن و مستمر با رده هاي فرماندهي و همچني
ن ساير همرزمان در صحنه نبرد.
4- حسن اجراي ماموريت هاي فرماندهي و کنترل براي رده هاي تصميم گير همراه با افزاي
ش آگاهي سربازان خط مقدم نسبت به فصاي حاکم بر منطقه
5-ارتقاء قابليت هاي رزمي سربازان در انجام وظايف رزمي از قبيل شناسايي و درگيري با دشمن ، تغيير تاکتيکي مناطق درگي
ري و ...


بخش هاي اساسي پروژه لندوريور:


محصول نهايي اين طرح از زير سيستم هاي مختلفي تشکيل شده که هر يک به يکديگر وابسته و به عبارت ديگر مکمل هم مي باشند.
1-     بخش تجهيزات کلاه يکپارچه سرباز( IHAS
)
2-     بخش راديويي / رايانه اي سرباز
3-    
بخش سلاح قابل حمل براي سرباز
4-     بخش لباس نظامي با جليقه
محافظ سرباز
در مقاله بعدي به تفكيك به هر يك از بخش هاي فوق خواهيم پرداخت.
سوالات خود را در بخش نظرات بيان كنيد. در صورت امكان به آنها پاسخ داده خواهد شد.


منبع:www.specialforce.parsiblog.com
Posted by حامد کیانیان at 18:30 | Link To This Post ID 56 | Topic :
موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





www.irLearn.com