تبليغاتX
تک تیرانداز وحشی
تقدیم به ارتشیان سرافراز
جستجو
ads
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

چيدن کوله پشتی و نگهداری از آن:

الف) کوله پشتيها به دو دسته کلی تقسيم می شوند:

1- کوله های کوهپيمايي (قله)

2- کوله های سنگ نوردی (فنی)

1. کوله های کوهپيمايي : اين کوله ها در اندازه های مختلفی دوخته و آماده می شوند که واحد آن ليتر است. زينی که در پشت کوله تعبيه می شود، فشار بار را به ناحيه کتفها و در صورت بستن کمربند کوله به بالای استخوان های لگن منتقل و در نتيجه از فشار وارده بر کمر و کتفها می کاهد. کوله ها عموماً دارای جيبهای بغل می باشند، اما در هنگام خريد بايد سعی شود که عرض کوله از عرض بدن شخص بيشتر نباشد. در ضمن اين نوع کوله ها برای کارهای فنی از جمله سنگ نوردی و يا حتی عبور از گذرگاههای باريک مناسب نمی باشد.

2. کوله های فنی : عرض اين نوع کوله ها از عرض بدن کمتر بوده و در اطراف آن جيبی که برجسته باشد کار گذاشته نمی شود. جنس اين نوع کوله ها در مقابل کشيده شدن بر روی سنگها از نوع معمولی مقاومتر است. کم عرض بودن اين کوله ها، به دليل جلوگيری از درگيرشدنشان با سنگ به هنگام صعود ديواره ها و تنوره ها می باشد.

ب) مراقبت از کوله پشتی

1. از حمل ظرف شيشه ای در داخل کوله ها خودداری کنيد زيرا احتمال شکسته شدن و در نتيجه پاره کردن کوله ها و خرابی آنها می باشد. ضمن آنکه وزن اين ظروف غالباً سنگين نيز می باشد.

2. در حمل مواد نفتی و يا هر چيز ديگری که احتمال نشت آن می رود بايد دقت شود. اين نوع مواد بايد داخل ظرف کاملاً آببندی شده قرار گيرند.

3. به هنگام حمايت يا حمل کوله با طناب از ديواره توجه شود که طناب يا کارابين حتماً از داخل يکی از بندهای کتف و حلقه حمايت کوله عبور داده شود و تنها به بند حمايت اکتفا نشود.

4. به هنگام استراحت سعی شود پشت کوله که معمولاً مرطوب می باشد به سمت خورشيد قرار گيرد تا رطوبت تا حدودی گرفته شود.

5. در مواقع استراحت کوله را در جای مناسب قرار دهيد تا از غلطيدن به پايين جلوگيری شود.

6. چنانچه کوله پشتی شما کثيف شد می توانيد آنرا با آب نيمگرم و صابون بشوييد و از حرارت مستقيم به آن جلوگيری کنيد. از شستن کوله با مواد شيميايي (تايد)، چنگ زدن و انداختن در ماشين لباسشويي خودداری نماييد زيرا مواد ضد آب آن بعد از مدتی از بين خواهد رفت.

7. هنگام مراجعت از برنامه حتماً کوله خود را از ظروف کثيف يا مواد غذايي مانده از برنامه و نيز لباسهای خيس و کثيف تخليه کنيد.

8. می توان کاوری جهت مراقبت از کوله در مقابل باران و خيس شدن آن تهيه کنيم. (پارچه ای ضدآب به اندازه سطح کوله تهيه و دور آن کش می دوزيم. هنگام حرکت در زير باران و يا در مواقعی که کوله در بيرون چادر است می توان از آن استفاده کرد).

9. چنانچه در کوله پشتی پارگی مشاهده کرديد در اسرع وقت آن را ترميم کنيد.

10. قبل از اجرای برنامه از سالم بودن کوله خود اطمينان حاصل کنيد.

11. اغلب مشاهده می شود که در برنامه های بلند مدت که مجبور می شويم کوله پشتی خود را داخل صندوق اتوبوسها و يا باربند قرار دهيم با مشکل کثيف شدن، خيس شدن و يا پاره شدن کوله مواجه هستيم. بهتر است کيسه ای برای حفاظت کوله تهيه کنيم.

ج) نکاتی که در کوله بستن بايد رعايت کرد

کوله پشتی بايد توسط کسی که آن را حمل می کند بسته شود. يک کوله پشتی موقعی خوب بسته شده که ضمن حرکت اگر چيزی بخواهيد، فوراً روی آن دست بگذاريد. بنابراين :

1. سعی شود وسايل و پوشاکی را که در مواقع ضروری و کلاً در طول روز به آن نياز نيست در قسمتهای زيرين کوله چيده شود و بهتر است برای جلوگيری از خيس شدن وسايل، مخصوصاً کيسه خواب و پوشاک، آنها داخل کيسه های پلاستيکی قرار داده شوند. پس از آن وسايل سنگين تر خود شامل کنسروها و ... را در راستای ستون فقرات از قسمت بالای لگن نزديک به بدن در قسمت بالای کوله قرار دهيد.

2. مواد غذايي مورد نياز در طول روز مثل قمقمه، آب، تنقلات، غذای بين راه، کمکهای اوليه، بادگير، کلاه، دستکش، چراغ قوه، چاقو، ليوان، طناب انفرادی، يک عدد کارابين را در جيبهای بغل و درب کوله جای دهيد.

3. کوله پشتيها را بر اساس نوع برنامه و مدت آن انتخاب کنيد. بنا بر يک ضرب المثل کوهنوردی قديمی: "هرچه کوله شما بزرگتر باشد، شما هم وسايل بيشتری را با خود برخواهيد داشت". حتی منضبط ترين کوهنوردان اگر امکان حمل کافی داشته باشند به سختی می توانند از برداشتن يک ليتر سوخت اضافی يا برداشتن يک کيسه خواب سنگين تر و گرمتر خودداری کنند. برعکس يک کوله کوچک نيز می تواند دردسرزا باشد. علاوه بر فشار آوردن بر کوله و درزهای آن به دليل عدم تعادلی که دارد، هنگام حرکت مشکل ايجاد می کند. در ضمن هم در هنگام بستن و هم در هنگام حرکت انرژی بيشتری از انسان صرف می کند.

د) وسايل و پوشاک مورد نياز در يک برنامه بلند مدت

1- کيسه خواب

2- کت پر

3- زير انداز

4- پيراهن و شلوار بادگير

5- کوله قله

6- کرامپون

7- کلنگ

8- قمقمه

9- جوراب پر

10- جوراب بيرون چادر

11- کلاه آفتابی و پشمی

12- پليور و بلوز پشمی

13- لباس زير اضافی

14- شلوار گرمکن

15- وسايل ديگر: قطب نما، طناب انفرادی، کارابين، عينک آفتابی و توفان، درب بازکن کوچک، چاقو، کاسه، قاشق، مسواک، سوت و ...

16- وسايل گروهی: چادر، کمکهای اوليه، چراغ خوراک پزی، ظروف، وسايل فنی، مواد غذايي و ...

Posted by حامد کیانیان at 22:6 | Link To This Post ID 103 | Topic :
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

گزنه ( Nettle )

نام علمی : Urtica Dioica

گزنه گیاهی است كه از دوران ماقبل تاریخ نیز وجود داشته و مردم آن زمان از آن برای تغذیه استفاده   می كردند و از خواص درمانی آن اطلاع داشته اند .

جالینوس حكیم كه در قرن دوم میلادی زندگی می كرده آنرا برای رفع سرماخوردگی و بیماری دستگاه تنفسی بكار می برده است .

گزنه گیاهی است علفی و چند ساله كه ساقه آن چهار گوش بوده و بطور قائم تا ارتفاع یك متر بالا     میرود. این گیاه در خرابه ها ،‌باغها و نقاط مرطوب كه چهارپایان از آن عبور می كنند بحالت خودرو میروید ریشه این گیاه خزنده بوده و در ناحیه ای كه سبز می شود كم كم تمام منطقه را فرا می گیرد .

ساقه این گیاه را پرزها و تارهای مخروطی شكل پوشانده كه در صورت لمس كردن ساقه بدست        می چسبد و پوست را می گزد كه تولید خارش و سوزش می كند و شاید بهمین دلیل آنرا گزنه      نامیده اند .

تخم آن نرم ، ریز و تیره رنگ و مانند تخم كتان است قسمت مورد استفاده این گیاه برگهای تازه ، ریشه ٬ شیره و دانه آن است .

تركیبات شیمیایی:

گزنه دارای تانن ، لسیتین ،‌اسید فورمیك ، نیترات پتاسیم و كلسیم ، تركیبات آهن درد ، ویتامین C و نوعی گلوكوزید است كه پوست را قرمز می كند از سرشاخه های این گیاه ماده قرمز رنگی بنام اورتی سین استخراج می شود .

خواص داروئی:

گزنه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشك است

1) گزنه مو را تقویت كرده و از ریزش موی سر جلوگیری می كند ، حتی در بعضی از موارد موی سر دوباره می روید . برای استفاده از این خاصیت 6 گرم سر شاخه ها و برگها و ریشه گزنه را بتنهایی و یا با 30 گرم چای كوهی در یك لیتر آبجوش ریخته و آنقدر بجوشانید تا حجم مایع به نصف برسد . شبها مقدری از این مایع را به سر بمالید و صبح بشوئید .

2)برای براق شدن و جلا دادن به موها بعد از شستشوی سر موها را با چای گزنه ماساژ دهید . بدین منظور یك قاشق چایخوری برگ گزنه خشك را در یك لیوان آب جوش ریخته و مدت نیم ساعت بگذارید بماند . ماساژ دادن با این چای ، شوره سر را برطرف می كند.

3)دستگاه هاضمه را تقویت می كند

4)ادرار را زیاد می كند

5)برای درمان بیماری قند مفید است بدین منظور یك فنجان چای گزنه را سه بار در روز میل كنید

6)ترشح شیر را در زنان شیرده زیاد می كند

7)اخلاط خونی را برطرف می كند

8)بیماریهای پوستی را برطرف می كند

9)برای باز كردن عادت ماهیانه از دانه گزنه استفاده كنید

10)در درمان كم خونی موثر است و تعداد گلبولهای قرمز را زیاد می كند

11)اگر در ادرار خون وجود داشته باشد گزنه آنرا برطرف می كند

12)گزنه عرق آور است

13)پاك كننده اخلاط سینه ، ریه و معده است

14)نیروی جنسی را تقویت می كند

15)گرفتگی های كبدی را رفع می كند

16)برای از بین بردن زگیل ، ضماد برگهای تازه آنرا روی زگیل بمالید .

17)برای پاك كردن مثانه ، رفع عفونت مثانه و دفع سنگ از مثانه برگ گزنه را همراه با ریشه شیرین بیان دم كنید و بشویید

18)برای التیام زخم ها و زخم های سرطانی از ضماد تخم گزنه مخلوط با عسل استفاده كنید

19)برای برطرف كردن كهیر از جوشانده گزنه بمقدار سه فنجان در روز بنوشید

20)درد نقرس را كاهش می دهد

21)برای برطرف كردن ناراحتی های زنانه قبل از عادت ماهیانه از چای گزنه استفاده كنید

22)ناراحتی های كلیه را برطرف می كند

23)ضماد آن درد عضلانی را برطرف می كند

24)كرم معده و روده را می كشد

25)درمان كننده بواسیر است

26)برای برطرف كردن درد رماتیسم ، برگهای تازه آنرا روی پوست بمالید .

طرز استفاده:

1- دم كردن گزنه : مقدار 40 گرم برگ گزنه را در یك لیتر آبجوش ریخته و بمدت 10 دقیقه دم كنید . مقدار مصرف آن سه فنجان در روز بعد از غذاست .

2- جوشانده گزنه : مقدر 30 گرم گزنه را در یك لیتر آب ریخته و بمدت 10 دقیقه آنرا بجوشانید . این جوشانده برای تصفیه خون مفید است . مقدار مصرف آن یك فنجان بین غذاها در روز است .

3-تنطور گزنه :‌یك قسمت برگ گزنه را با پنج قسمت الكل 50 درجه طبی مخلوط كرده  و در داخل شیشه در بسته بریزید و بمدت 15 روز هر روز آنرا تكان دهید بعد از اینمدت آنرا صاف كرده و در شیشه دربسته نگاهدری كنید . مقدر مصرف آن 15-10 قطره سه بار در روز می باشد .

مضرات :

گزنه اگر بیش از حد استفاده شود ممكن است برای روده ها و كلیه ها مضر باشد بنابراین بهتر است با صمغ عربی و كتیرا خورده شود

مقدر مصرف بیش از 10 گرم در روز ممكن است باعث بند آمدن ادرار شود . زنان باردار و كودكان باید از مصرف آن خورددی كنند .

Posted by حامد کیانیان at 22:2 | Link To This Post ID 102 | Topic :
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
باسلام

آشنایی مختصر با بعضی از گره های مورد استفاده در کوهنوردی:

گره بولین:

کار با گره بولین بسیار مطمئن و راحت هست بطوریکه خیلی طالب داره و تقریبا داره جای گره هشت رو میگیره . البته یکی از معایبش اینه که اگه بخواهید به صورت دوبل ازش استفاده کنید حتما بایستی به صورت تعقیب اون رو کامل کنید ومثل گره هشت به سرعت نمی تونید اون رو بزنید.

گره هشت معمولی:

گره هشت تعقیب:

 

گره دو سر طناب که به دو حالت از پشت و جلو نمایش داده شده:

همانطور که از اسم این گره پیدا است برای اتصال دو سر طناب به هم استفاده میشه و باید به یاد داشت که دو طناب با قطر های نزدیک به هم رو می تونیم با این گره اتصال بدیم مثلا طناب یازده و ده میلیمتر

گره ای بسیار شکیل و مطمئن از لحاظ گسستگی

این گره برای اطمینان بیشتر به نام دوسر طناب دوبل زده میشه

گره مربع :

 

گره پروانه:

معمولا برای صعود های سه نفره طراحی شده که توسط شخص وسط طناب استفاده میشه

 

یه نمونه ساده تر از گره پروانه

گره پروسیک:

گره ای با خاصیت خود قفل شونده که برای قفی شده روی طنابهای ثابت ازش استفاده میشه .فقط یادتون باشه قطر طنابی که باهاش پروسیک میزنید باید تقریبا نصف طناب اصلی باشه مثلا با طناب پنج میلیمتری روی طناب ده یا یازده پروسیک میشه زد.

 

گره مست مورف:

یه گره با کارآیی بالا که از هر طرف طناب رو بکشید حرکت نمی کنه و به سادگی هم زده میشه معمولا به نام گره خود حمایت شناخته شده

نیم مست مورف:

برای حمایت کردن بدون ابزار حمایت بر بروی کارابین های (اچ ام اس) طراحی شده .بر اساس شکست زیادی که طناب روی خودش داره بسیار حمایت رو آسون می کنه.

 

گره لاله:

یکی از زیبا ترین گره هایی که به تازگی ابداع شده با ایت خاصیت که اندازه هر سه حلقه گره قابل تغییره و می تونیم برای کارگاه هایی که می خوایم از سه تا رول یا میخ استفاده کنیم کاربرد داره.

گره دو سر تسمه:

فقط بر روی تسمه کاربرد داره

 

Posted by حامد کیانیان at 21:46 | Link To This Post ID 101 | Topic :
جمعه نوزدهم بهمن 1386

مسلسل دستی برتا

مدل PM-12 S2

مسلسل دستی برتا مدل 12 اس – 2 به وسیله فشنگ های 19x9 تغذیه می شوند و به وسیله فشار مستقیم گاز باروت مسلح می شود.مکانیزم کارکرد سلاح از نوع گلنگدن باز می باشد.دارای یک قنداق تاشو فلزی و چکاننده سه وضعیتی ( ضامن،تک تیر،رگبار ) است.

 

گلنگدن تلسکوپی این سلاح بگونه ای طراحی ده است تا بخشی از حرکت خود را بر روی لوله 200 میلی متری خود انجام دهد.این شیوه موجب می شود تا بتوان سلاح را کوتاه تر تولید نمود.این مسلسل دستی بسیار جمع و جور می باشد و دارای کمترین لرزش در هنگام شلیک است.

 

قبضه جلویی،محل خشاب،حافظبرتا با دوربیت و قنداق کشویی  ماشه برگه ناظم آتش و ضامن قبضه ای خودکار تماما بصورت یک مجموعه بر روی بدنه اصلی قرار دارد.این ترکیب خوب و جالب سال هاست که در ساخت مسلسل های برتا سری 12 رعایت می شود تمامی این مجموعه بصورت هوشمندانه بر روی سلاح قرار گرفته است. سادگی قطعات ساخته شده و تعداد اندک آن یکی از امتیازات این مسلسل دستی می باشد.

مسلسل برتای 12- اس- 2 مدل بهینه سازی شده نمونه اس می باشد.این مدل که با فشنگ های استاندارد ناتو قادر به شلیک می باشد توسط نیروهای ناتو آزمایش شده است و تاییدیه کیفیت را دریافت نموده.

برگه ناظم آتش و دستگیره مسلح کننده جدید

 

انتخاب وضعیت شلیک در این سلاح در حالت های ضامن،تک تیر و رگبار براحتی توسط برگه ناظم آتش که در سمت چپ و بالای قبضه قرار دارد انجام می شود.حرف "اس" به معنی ضامن،عدد (1) به معنی تک تیر و حرف (R) به معنای رگبار است.برای قرار دادن برگه ناظم آتش در هر یک از سه وضعیت گفته شده نیازی به برداشتن دست از روی قبضه نیست.در این حالت ضامن ماشه و گلنگدن هم زمان با هم قفل می شوند.یکی از نقاط ضعف مسلسل های سری 12 حرکت دستگیره گلنگدن به هنگام شلیک بود.این امر مشکلات زیادی را برای تیر انداز بوجود می آورد.امکان برخورد با دست و یا با لباس مهمترین این خطرات بود.در مدل جدید اس – 2 این نقیصه رفع شده و دستگیره گلنگدن بگونه ای طراحی شده است که بعد از عمل مسلح کردن سلاح دستگیره گلنگدن در محل خود ثابت می ماند و به هنگام تیر اندازی مانند نمونه های قبلی این سلاح حرکت نمی کند.این دستگیره گلنگدن ضریب ایمنی سلاح را افزایش داده است.

قابل تنظیم ، قابلیت انطباق و ایمنی

مگسک سلاح دارای تیغه ای قابل تنظیم می باشد.محل تنظیم در سمت بوسیله مگسک و تنظیم در برد بوسیله روزنه دید در دو وضعیت 100 متر و 200 متر انجام پذیر است.

 

 باز شده برتا

قنداق سلاح به راحتی و با دو حرکت در حالت باز قرار می گیرد با استفاده از مکانیزمی جالب  قنداق در حالت باز از ایستایی مطمئنی برخوردار است.هنگامی که قنداق در حالت بسته قرار دارد در سمت راست سلاح قرار می گیرد.در این حالت کفی قنداق در امتداد میله قنداق و در بالای قبضه جلویی قرار می گیرد.در این حالت قنداق هیچ گونه مزاحمتی برای تیر انداز و سلاح ایجاد نمی کند.پوکه پران سلاح در داخل بدنه اصلی و بصورت ثابت قرار دارد.این پوکه پران به همراه ناخن فشنگ کش از نظر کاربرد بسیار مطمئن می باشند.بدنه سلاح از ورق فولادی که به وسیله پرس لول و فرم دهی ساخته شده است.پوشش بدنه فولادی آن بوسیله رنگ پخته و گلنگدن و ناخن فشنگ کش بوسیله آب کرم پوشش داده شده اند.

وسایل جانبی

1-       خشاب 32 تیری

2-       بند حمل

3-       کیت نظافت

4-       آچار تنظیم در سمت مگسک

5-       پایه دوربین قابل اتصال روی بدنه اصلی

6-       صدا خفه کن

7-       دوربین دات پوینت

 

مشخصات فنی  برتا مدل PM-12 S2:

کالیبر                                                              19 x9 ناتو

مکانیزم مسلح شدن                                      گلنگدن باز

ضامن                                                             ضامن ، تک تیر ، رگبار  

ظرفیت خشاب                                               32 گلوله

مکانیزم ایمنی                                 ضامن دستگیره گلنگدن،ضامن قبضه ای،ضامن لنگدن، ضامن چکاننده                  

طول کلی                                                      660 میلی متر

طول با قنداق بسته                                      418 میلی متر

طول لوله                                                       200 میلی متر

فاصله شکاف درجه و مگسک                        285 میلی متر   

ارتفاع(بدون خشاب)                                      180 میلی متر

ارتفاع (با خشاب)                                          244 میلی متر

وزن با خشاب خالی                                       480/3 کیلو گرم

وزن با خشاب پر                                             820/3 کیلو گرم

گام خان و جهت گردش                                  250 میلی متر – شش خان راست

تنظیم مسافت هدف                                      شکاف درجه ای پله ای مسافت های 100و200 متر

تنظیم سمت                                                  بوسیله مگسک    

سرعت علمی تیر اندازی                               550 تیر در دقیقه

Posted by حامد کیانیان at 17:17 | Link To This Post ID 100 | Topic :
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386

جهت‌یابی

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست.

 جهت‌های اصلی و فرعی

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلا نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

 روش‌های جهت‌یابی

برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره‌ی شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای 23.5 درجه(بالای مدار رأس السرطان). در نیم‌کره‌ی جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

 

 روش‌های جهت‌یابی در روز

 

 جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود 23.5 درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه‌ی خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه‌ی بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

 جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلا شاخه‌ی نسبتا صافی از یک درخت به طول مثلا یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلا با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره‌ی شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از 60 درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه  استفاده کنید.

 

Drawing: Figure 18-1. Shadow-tip method

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلا طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای 23.5 درجه).

 

Shadow Stick

 

 جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی(آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد 12 ساعت می‌سازد(زاویه‌ی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلا اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد 12 ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

Drawing: Figure 18-2. Watch method.

 نکات

این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلا چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.

نیمساز، خطی است که یک زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. در واقع باید میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12 را بیابید و با خطی فرضی به مرکز ساعت وصل نمایید.

دلیل این‌که زاویه(ی بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12) را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا 12 ساعت). یعنی گرچه روز 24 ساعت است(و یک دور کامل را در 24 ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در 12 ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت 24 ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به 24 قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد 12 ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولا ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلا در ایران حدود یک ساعت متغیر است(ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت 12 ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت 12 را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا 24 درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین 40 و 60 درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی 5/23 تا 5/66 درجه [شمالی یا جنوبی]نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود. (کشور ایران دارای عرض جغرافیایی بین 36 و 39 درجه‌ی شمالی است.)

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت 12) اجرا کنیم، جهت عقربه‌ی ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از 1 تا 12 بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

به شکل عکس، اگر جهت‌های جغرافیایی را بدانیم، می‌توانیم زمان را در روز بدانیم. با همین روش ساعت‌های خورشیدی در گذشته ساخته می‌شدند. برای ساخت آن باید نیم‌دایره‌ای را روی زمین به طرف شمال رسم کنیم و از 6 تا 18 به شکلی شماره‌گذاری نماییم که عدد 12 آن رو به شمال، عدد 6 در سمت غرب و عدد 18 در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصی در مرکز دایره قرار دهیم، سایه‌ی شاخص به منزله‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار ساعت است. چنین ساعتی کاملا دقیق نیست. ساعت‌های آفتابی‌ای ساخته شده است که دقت بسیاری دارند.

 

 روش‌های جهت‌یابی در شب

 

 جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ی آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه‌ی ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند(دو ستاره‌ی قاعده‌ی کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصله‌ی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

 

 نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریبا روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره‌ی قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. این دو صورت فلکی هیچ‌گاه غروب نمی‌کنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

ستاره‌ی قطبی، خود آخرین ستاره‌ی دسته‌ی ملاقه‌ی صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستاره‌های دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌یاب(افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره‌ی زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همه‌ی ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ی قطبی می‌درخشد؛ ستاره‌ی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر می‌رسد.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجه‌ی شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.

در شب هم می‌توان به وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.

 

 جهت‌یابی با هلال ماه

در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.

کره‌ی ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک(تیزی) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.

وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌یابی کرد.

 روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ی پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

 

 روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

خودتان هم می‌توانید با یک نقشه‌ی خاورمیانه و یک نقاله زاویه‌ی بین شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بیابید

خودتان هم می‌توانید با یک نقشه‌ی خاورمیانه و یک نقاله زاویه‌ی بین شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بیابید

 

 جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلا اگر در تهران 37 درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه جهت قبله را بدانیم، اگر 37 درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر 143 درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

* قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولا توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

 جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلا با ۳0 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

این قطب‌نما را به سادگی می‌توانید بسازید

این قطب‌نما را به سادگی می‌توانید بسازید

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریبا رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلا سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلا می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلا با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

فیلم ساخت قطب‌نمای شناور را در این سایت می‌توانید ببینید.

 

 جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنه‌ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولا بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجه‌ی درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایه‌ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. 2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشه‌ی درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

3- جهت‌یابی با تنه‌ی درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایره‌ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله‌ی بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در امریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیه‌ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقه‌ی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته‌ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته‌ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهده‌ی درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلا مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولا بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولا جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کره‌ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره‌ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلا رود نیل -که تماماً در نیم‌کره‌ی شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه‌ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولا حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

 

 

 

Posted by حامد کیانیان at 17:2 | Link To This Post ID 99 | Topic :
موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati





www.irLearn.com