1 ـ ديـدگـاه اوّل : عـمـليـات روانـى به اقداماتى گفته مى شود كه براى تاءثيرگذارى بر عقايد و عواطف دشمن جهت تغيير، تخريب و تضعيف روحيه او برنامه ريزى مى شود تا هدف هايى را كـه از طريق عمليات نظامى تعقيب مى شود، پشتيبانى نمايد. طرفداران اين نگرش تبليغات را جزء اصلى و اساسى جنگ روانى مى دانند.
2 ـ ديدگاه دوم : عمليات روانى پديده است كه تمام افراد جامعه را تحت تاءثير قرار مى دهد و طيف وسيعى از فعاليت ها نظير ترور شخصيت و جاسوسى ، براندازى و آدم كشى ، تروريزم و سـانـسـور را در بـر مـى گـيرد و با دامن زدن به تنش ها و ناهنجارى هاى اجتماعى و بحران هاى مـتوالى جامعه را به سمت خاصى سوق مى دهد. در جنگ روانى ، دشمن با شناخت كافى از انگيزه و تـفـكرات مردم با امكانات و تكنيك ها و ابزار مناسب جنگ روانى ، تلاش مى كند تا تعارضات روانـى و اجـتـمـاعـى را تـشـديـد كـرده و از تـنـش هاى ايجاد شده نهايت بهره بردارى سياسى ، اقتصادى و نظامى را كرده باشد.
3 ـ ديـدگـاه سـوم : ايـن گـروه ، عـمـليـات روانـى را شـامـل طيفى از فعاليت هاى سياسى ، نظامى ، جنگ هاى چريكى و اقدامات شبه نظامى مى دانند و مـعـتقدند كه هدف جنگ روانى چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ حمايت و پشتيبانى از عملكردهاى سياسى و نظامى دولت ها بوده است .
بـا تـوجـه بـه مطالب بالا مى توان چنين نتيجه گيرى كرد كه ديدگاه هاى گوناگون ارائه شده در مورد مفهوم جنگ روانى ، در تضاد و تناقض با هم نيستند و هركدام جنبه هاى خاصى از جنگ روانـى را بـررسـى نـمـوده و به طور كلى مكمل يكديگرند. لذا با توجه به اين نگرش ها مى توان تعريفى جامع و مانع از جنگ روانى به شرح زير ارائه داد:
(جنگ روانى عبارت است از انجام اقدامات و عمليات براى تحت الشعاع قرار دادن طرز تفكرات و عـقـايـد افـراد يـك جـامـعـه و ايـجـاد بـحران و تنش هاى روانى و اجتماعى با استفاده از تكنيك ها، تـاكـتـيـك ها و شيوه هاى روانى و تبليغاتى (ترور، فريبكارى ، سانسور، جاسوسى و خشونت هـاى سـياسى و نظامى ) براى رسيدن به اهداف سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و نظامى ، بدون رويارويى نظامى ).
ديدگاه هاى شخصيت هاى سياسى (دكترين ها) درباره جنگ روانى :
در زمـينه تاءثير جنگ روانى بر دشمن و گروه هاى خاص و مخاطب ، نگرش هاى گوناگونى از جـانـب شـخـصـيت هاى سياسى به عمل آمده است كه در زير به برخى از اين ديدگاه ها اشاره مى شود.
ژنرال دوگل مى گويد:
بـراى آن كـه دولتـى در جـنـگ پـيـروز شـود، بـايـسـتـى جـنـگ روانـى را قـبـل از حـركـت نـيـروهـايـش بـه سـمـت ميدان هاى نبرد آغاز نمايد و تا انجام عمليات رزمى براى پشتيبانى نيروهايش ادامه دهد.
وينستون چرچيل در اين زمينه مى گويد:
چـه بـسـيـار اتـفـاق افـتـاده كـه جـنـگ روانى مسير تاريخ را تغيير داده است ، در تاريخ جنگ ها، مثال هاى افزون بر شمارش در اين باره يافت مى شود و نيز از پيروزى هايى كه ماشين جنگى دشـمن را از كار انداخته ، امّا نتوانسته است ، روحيه معنوى نيروهايش را از پاى درآورد و به همين دليـل ايـن پـيـروزى هـاى نـاقـص كـمـى دوام آورده و پـس از آن نيروى غالب شكست خورده و جناح مقابل پيروزى خود را تثبيت كرده است .)
ادامه دارد......
